نهاد ریاست جمهوری - معاونت امور زنان و خانواده

سه کلید اساسی در شکل گیری هویت





ایجاد شده در تاریخ: جمعه 01 فروردین 1399 - 22:43
آخرین ویرایش:جمعه 01 فروردین 1399 - 22:53

- دکترمحمد حسین نژاد،روانشناس تربیتی،استادیار گروه علوم تربیتی دانشگاه فرهنگیان استان تهران

- فائقه ترابی کارشناس ارشد برنامه ریزی درسی

شکل گیری هویتی[1] مثبت، از تکالیف  عمده و اساسی روانی-اجتماعی در دوره نوجوانی است. هویت به گفته اریکسون[2]، مفهوم جامع و منسجمی از خویشتن است  که از اهداف، ارزشها، و باور هایی تشکیل شده که فرد قویا به آنها پایبند است، و در این دوره به کانون اصلی توجه فرد تبدیل می شود. به گفته اریکسون(1968) مهمترین تکلیف در دوره نوجوانی، حل و فصل "بحران" هویت  در برابر گم گشتگی نقش است که هدف آن تبدیل شدن به فرد بزرگسالی برخوردار از یک خودپنداره منسجم و نقشی ارزشمند در اجتماع است. شکل گیری هویت ناشی از یک تقلید یا الگوگیری و آموزش مستقیم نیست، بلکه این مهم در اثر همانند سازی ها، درونی سازی و یکپارچه سازی های فرایند رشد شکل می گیرد. نوجوانان به منظور شکل دادن به هویت خود باید توانایی ها، نیازها،علایق و تمایلات خود را به گونه ای محقق و سازماندهی کنند که بتوانند آنها را در بافتی اجتماعی ابراز کنند و نشان دهند.  نوجوانانی که خود را می پذیرند و هویت مثبتی برای خود قائلند به لحاظ روانشناختی از افرادی که هویتی منفی دارند و به خود علاقه ای ندارند، سالمتر هستند.

ویژگی های افراد برخوردار از هویت

مهمترین ویژگی های افراد برخوردار از هویت مثبت عبارتند از:

-        گزینه های مختلف زندگی  را بررسی و تعهدات مشخصی را به عهده می گیرند.

-        به مسائل زندگی خود خیلی فکر می کنند و هیجانات خود را مدیریت می کنند.

-        انتخاب های خود را انجام داده و تعهد زیادی به آنها ابراز می دارند.

-        فکور هستند و نه درونگرا، شوخ طبع هستند و تحت فشار روانی عملکرد خوبی دارند.

-        قادر به برقراری روابط صمیمانه هستند، و برای خود معیارهایی دارند و آماده پذیرش عقاید و نظرات جدید هستند.

-        نسبت به سایر همسالان پخته ترند و در روابط با دیگران کفایت و شایستگی بیشتری از خود نشان می دهند.

تاثیر خانواده بر شکل گیری هویت

هویت مقوله ای فردی و شخصی است: هویت تنها به "من" محدود نمی شود، بلکه دارای بعد اجتماعی و اشتراکی نیز است، بنابر این، هویت را هم باید فرایندی فردی و هم بازتابی از محیط بزرگتر اجتماعی و فرهنگی تلقی کرد. هویت در حال رشد و شکوفایی نوجوانان، با والدین، خواهران و برادران، همسالان و معلمان در ارتباط است، در این میان نقش خانواده و بویژه والدین از اهمیت والایی برخوردار است. والدین نقش کلیدی در رشد هویت نوجوانان دارند. در مطالعاتی که رشد هویت را به سبک های فرزند پروری مرتبط می کنند گزارش شده است که والدین مقتدر، بیشتر از سایر والدین نوجوانان خود را تشویق به مشارکت در تصمیم گیری های خانواده می کنند و در نتیجه کسب هویت،  را در فرزندانشان ترغیب می کنند. والدین مستبد، که رفتار نوجوانان را کنترل می کنند و به نوجوانان فرصت ارائه عقایدشان را نمی دهند، پیش رس (تعهد کردن بدون سپری کردن دوره بحران)را در فرزندان خود ترغیب می کنند. والدین سهل گیر، که راهنمایی های اندکی برای نوجوانان فراهم می کنند و به آنها اجازه می دهند که تصمیمات خودشان را اتخاذ کنند پراکندگی هویت (نه تعهدی وجود دارد و نه بحرانی) را در فرزندان خود شکل می دهند.

علاوه بر مطالعه بر روی سبک های فرزند پروری، پژوهشگران همچنین نقش فردیت و پیوندجویی را در رشد هویت مورد مطالعه قرار داده اند. وجود یک جو در خانواده که فردیت و پیوند جویی را ارتقاء می بخشد در رشد هویت نوجوانی مهم به شمار می رود. فردیت شامل دو بعد است: ابراز وجود، که عبارت است ازبرخورداری یک نقطه نظر و عقیده و بحث وارتباط برقرار کردن با دیگران در مورد آن و جدایی، استفاده از الگوهای ارتباطی برای اینکه نشان دهند که چگونه یک نفر می تواند از دیگران متفاوت باشد. پیوند جویی، نیز شامل دو بعد است: رفتار متقابل، که عبارت است از حساسیت و احترام به نقطه نظرات دیگران و نفوذپذیری، به معنای باز و پذیرش این که دیگران نیز می توانند نظرات مختلفی داشته باشند. رشد هویت زمانی از روابط خانوادگی سود می برد که هم والدین و هم نوجوانان فردیت شان حفظ شود و بویژه نظرات و عقاید نوجوانان مورد احترام قرار گیرد و یک بنیان و پیوندی ایمن  برای نوجوان فراهم شود که بر اساس آن دنیای آجتماعی گسترده نوجوان را کشف کنند.

مولفه های هویت 

هویت مولفه های متعددی دارد(روگو، مارسیا و سلوگوسکی[3]،1983) و شامل ویژگی های جنسی، جسمانی، اجتماعی، روانشناختی، اخلاقی، و شغلی است که مجموعا" کلیت فرد را می سازند. به این ترتیب، افراد ممکن است به لحاظ ویژگی های جسمانی، قیافه، و اندام یا جنسیت زیست شناختی و ایفای نقش جنسیتی  یا مهارت در تعاملات اجتماعی و عضویت در گروه ها یا انتخاب شغل و پیشرفت یا صف بندی سیاسی، تمایلات مذهبی، اخلاقی، ارزش ها ، خصوصیات شخصیتی، سازگاری روانشناختی و سلامت روان از دیگران متمایز باشند. به طور کلی هویت زمانی شکل می گیرد که نوجوان موفق به حل سه مساله عمده زیرشود:

    الف)دستیابی به یک هویت جنسی رضایت بخش: مولفه های جسمانی و جنسی "خود" پیش از سایر مولفه های هویت کسب می شوند. در نوجوانی اولیه، نوجوان به تصویر بدن  و هویت جنسی خود می پردازد. جهت گیری جنسی با این که در دوره کودکی نیز دیده می شود، اما این پدیده در دوره نوجوانی جنبه ای حیاتی پیدا می کند. "خود" را موجودی برخوردار از غریزه جنسی دانستن، پی بردن به جهت گیری جنسی خود، پذیرش انگیزه های جنسی همه بخشی از شکل گیری هویت جنسی را تشکیل می دهند.هویت جنسی آگاهی از زن یا مرد بودن خویش است که در فرد رشد می کند. تشخیص هویت جنسی از کودکی شروع می شود و به ثبات می رسد. هویت جنسی فرد در جامعه، خانواده و یا در ذهن خود فرد است که ممکن است مردانه یا زنانه باشد و ممکن است رفتار بیرونی فرد  با اندام های جنسی زمان تولدش سازگار و یکسان نباشد و درواقع کسب نقش جنسی اجتماعی مردانه یا زنانه یکی از مولفه های اساسی رشد هویت است. برداشت از این که زن چه کسی است؟ یا مرد چه کسی است؟ مردان و زنان باید چه شکلی باشند؟ چه شکلی رفتار کنند؟ لازم است چه نقش هایی را ایفا کنند؟. بخشی از فرایند رسش برای نوجوانان، بررسی دوباره نقش های جنسی در حال تغییر فرهنگشان و تصمیم گیری درباره نوع نقشی است که می خواهند، به عهده بگیرند(هاویگهرست[4]،1972: نلسون و کیث[5]،1990) عدم شکل گیری هویت جنسی مثبت می تواند خطر پذیری جنسی(خطر ابتلا به بیماری های مقاربتی)، فعالیت جنسی زود هنگام، زندگی مشترک بدون پیوند زناشویی(ازدواج سفید)، تمایل به تغییر جنسیت را افزایش دهد.

ب)انتخاب ارزشها و پایبندی و زندگی با آنها: این هدف شامل شکل دهی، اتخاذ و کاربرد ارزش های معنی دار، اصول اخلاقی، و آرمان ها در زندگی شخصی فرد است. در ابتدا، رفتار ارزشی تحت سلطه عوامل بیرونی قرار دارد، فرد نوجوان به مطالبات موقعیتی نسبتا" اضطراری و وادار سازیهای دیگران واکنش نشان می دهد یا از آنها فرمان می برد. هنگامی که درون فکنی، صورت می گیرد، افراد معیارها،اهداف و ارزش های افراد مهم زندگی  خود از جمله والدین را درونی سازی می کنند. در این موارد، فرد ممکن است ارزش های درون فکنی شده را به طور کامل آز آن خود نداند و انگیزه اعمال و رفتار او را مسایلی نظیر احساس گناه، اضطراب، و تایید درونی تشکیل دهد. برعکس، یکپارچه سازی، هنگامی حاصل می شود که فرد ارزش ها و استانداردها را در بطن حس خویشتن اش جذب می کند به طوری که معیار ها ارزشی شخصی پیدا می کنند و اعمال فرد نیز جنبه ای ارادی و خود-نظم بخش می گردد. رشد هویت با خود نظم-بخشی مرتبط و در این ارتباط با درونی شدن معیار ها و فرایند های تنظیم کننده تایید اجتماعی متناسب است. نوجوانانی که ارزش های پذیرفته شده توسط خود را که بنای رشد هویتی مثبت برای آنها بوده، درونی کرده اند از افرادی که دارای هویتی منفی هستند یا هنوز هویتی اتخاذ نکرده اند که واقعا آز آن خود آنان نباشند، یا به خود علاقه ای ندارند، از سلامت روانی بالایی برخوردارند، مسئولیت اجتماعی بیشتری را بر عهده می گیرند و تعهدات اخلاقی و ارزشی بالاتری دارند.

ج) آمادگی برای حرفه ای در آمد زا و انتخاب یک شغل: تعیین اهداف زندگی، انتخاب شغل، و آماده شدن برای آن تکالیف رشدی بلند مدتی هستند که از دوره نوجوانی آغاز می شوند. هویت شغلی به تدریج شکل می گیرد، با رشد انتزاعی، نوجوانان می توانند به شیوه ای منظم به کاوش در آرمان ها و مشاغل مختلف بپردازند. جستجو در گزینه های مختلف شغلی فوری ترین و عینی ترین وظیفه نوجوانان در زمان انتخاب برنامه دبیرستانی و تصمیم گیری در مورد ادامه تحصیل پس از اتمام دوره دبیرستان خواهد بود. وقتی نوجوانان در دستیابی به هویت شغلی با مشکل مواجه می شوند و یا وقتی فرصت های آنها توسط والدین و یا دیگران محدود می شود در معرض خطر مبادرت به رفتارهایی قرار می گیرند که پیامدهایی بسیار منفی در پی دارند، رفتارهایی از قبیل ارتکاب به جرم و جنایت و یا سایر آسیب های اجتماعی.

نتیجه گیری

دوره نوجوانی در فرایند رشد انسان اهمیت زیادی برای فرد، خانواده و اجتماع دارد. با اینکه عوامل گوناگونی در شکل گیری هویت نقش دارند، ولی نقش خانواده و بویژه والدین در شکل گیری هویت بی بدیل است. والدینی که خود از هویتی مثبت برخوردارند و نوجوانی خود را راحت سپری کرده اند، فرزندان خود را به دنیای اجتماعی، خودپیروی و ارتباط با همسالان و مربیان ترغیب می کنند و اختلاف نظرهای خود با فرزندانشان را به شکلی دو طرفه مورد بررسی قرار می دهند. این والدین فرزندان خود را تشویق می کنند که مستقلانه تصمیم بگیرند، به عقاید فرزندان خود گوش می دهند و نظرات خود را بدون آنکه او را مجبور به پذیرش آنها کنند، به آنها بیان می کنند. سه حوزه اساسی که والدین در شکل گیری آنها باید مورد توجه قرار دهند تا هویت کلی فرزنان نوجوانشان شکل گیرد، عبارتند از: هویت جنسی، هویت ارزشی و هویت شغلی.

 

منابع

پاپالیا،د، ای و همکاران.(1396) روانشناسی رشد و تحول انسان، مترجمین داود عرب قهستانی و همکاران، تهران: اتشارات رشد

رایس، ف.(1397) رشد انسان: روانشناسی رشد از تولد تا مرگ، ترجمه مهشید فروغان، چاپ دوم، تهران: انتشارات ارجمند

دادستان پریرخ.(1396) روانشناسی مرضی تحولی (جلد دوم)، چاپ شانزدهم، تهران: انتشارات سمت

Santroch,J,W(2012).Life Span Development.Ninth Edition, McGrow-Hill

 


[1] -Identity

 

[3] -Rogow,Marcia&Slugoski

[4] -Howighorst

[5] -Nelson&Keith





دیدگاه شما

نام :
پست الکترونیکی :
دیدگاه شما :
کد امنیتی را وارد نمایید :
Captcha