نهاد ریاست جمهوری - معاونت امور زنان و خانواده

کودک آزاری جنبه دیگری هم دارد؛ برای کودکان بی سرپرست





ایجاد شده در تاریخ: شنبه 07 تیر 1399 - 14:10


فاطمه برزگر، مدیرعامل بنیاد زینب کبری س-  نگاه مردم و جامعه به زندگی کودکان در شبانه روزی ها معمولا همراه با ترحم و دلسوزی و گاهی نوعی نگاه تحقیرآمیز به کودک رهاشده ای است که گذشته ای مبهم و نامشخص دارد. در حالی که به واقع این کودکان در تعیین سرنوشت خود هیچ نقشی نداشته اند.

ما میخواهیم از منظری دیگر این گروه از کودکان را به مردم معرفی کنیم. کودک بی سرپرست، ناخواسته و به دلایل مختلف و اتفاقاتی که در خانواده اش رخ می دهد رها و به دنبال آن به مراکز نگهداری از کودکان سپرده می شود. این فرزندان در همه سنین و به خصوص در سنین زیر دبستان احتیاج به محبت اختصاصی و آغوش گرم دارند تا به آرامش برسند، اما در اینگونه مراکز طبیعی است که از این نیاز عاطفی محروم هستند.

مشکل و مسایل بچه های بالای هفت سال و زمان ورود به جامعه و مدرسه نیز علاوه بر نیازهای عاطفی به شکل دیگری خود را نشان می دهد. کودک وقتی وارد مدرسه می شود بچه های دیگر از پدر و مادر و خانواده شان صحبت می کنند و این سئوال در ذهنشان پر رنگ می شود که پدر و مادر خودش چه کسانی هستند و کجا زندگی می کنند. علاوه بر این دائم نگران است که نکند از واقعیت و شرایط زندگیش بچه های مدرسه باخبر شوند؛ حسی که البته در همه عمر و در حتی بهترین شرایط زندگی همراه این بچه هاست.

نکته آخر اینکه هر چه بچه ها بزرگ تر می شوند نگران آینده و پس از 18 سالگی خود هستند که باید زندگی مستقل را آغاز و امورشان را به تنهایی اداره کنند.

با توجه به واقعیاتی که درباره زندگی این گروه از کودکان ذکر شد، بی تردید و براساس همه تجارب و یافته های علمی و اجتماعی می بایست مسئولین و متولیان کودکان بی سرپرست از همان ابتدای ورود کودک به شبانه روزی تلاش کنند تا امکانات فرزندخواندگی آنها فراهم شود. چراکه اگر اقدامی برای لحاظ چنین رویکردی در نظر گرفته نشود به نوعی کودک آزاری صورت خواهد گرفت. کودک آزاری تنها شامل کودک در خانواده ای که پدر و مادر معتاد هستند و او واسطه اعمال خلاف والدینش قرار می گیرد یا نامادری و ناپدری نااهل دارند، رخ نمی دهد. کودک در شبانه روزی ها  اگر امکان داشتن خانواده برایش باشد ولی تحقق نیابد در واقع مورد صدمه و خسران است.

بنابراین به عنوان راهکار باید همه کودکان در بدو ورود به شبانه روزی با توجه به پرونده اجتماعی که شامل تمام مشخصاتشان است، مورد بررسی دقیق مددکاران قرار گیرند با این هدف که یکی از افراد خانواده زیستی کودک را پیدا کنند و با حمایت مشاوره ای یا مالی او را به خانواده اصلی اش برگردانند. در غیر اینصورت و با اطمینان از اینکه خانواده ای ندارد یا خانواده اش صلاحیت نگهداری او را ندارند، با برداشتن موانع قانونی به خانواده های صاحب صلاحیت به عنوان فرزندخوانده سپرده شوند.

هر عملی که کودک را از دستیابی به حقوقش باز بدارد، نوعی کودک‌آزاری شمرده می‌شود. کارشناسان امور کودکان بی سرپرست و نیز کازآزمودگان مراکز نگهداری از این کودکان بر پایۀ آزموده های درازمدت خویش بر این باورند که هر کودکی که به هر یک از مراکز نگهداری سپرده می‌شود، هرچه زودتر باید زمینه‌ای فراهم کرد تا او به خانوادۀ اصلی‌اش بازگردد؛ وگرنه، باید زمینۀ پیوستن او به خانواده‌ای را فراهم کرد؛ همان که در عرف اجتماعی به آن فرزندخواندگی گفته می‌شود.

در صورتی که زمینه‌های پیوستن یک کودک به خانواده‌های متقاضی فراهم باشد؛ یا به عبارتی، خانوادۀ باصلاحیتی حاضر به پذیرش فرزند باشد، هیچ سازمان و مرکز و نهادی نباید مانع پیوستن این کار شود. نگه داشتن بی‌دلیل کودکان در مراکز، و جلوگیری یا به تأخیر انداختن روند فرزندخواندگی، گونه‌ای از کودک‌آزاری است. متأسفانه وضعیت و سرنوشت شماری از کودکان در مراکز نگهداری، قربانی دیوان‌سالاری (بوروکراسی) شده است. قانون، سرپرستی رسمی امور کودکان بی‌سرپرست را به سازمان بهزیستی سپرده و این سازمان باید با تعیین ضوابط منطقی و مطمئن این روند را تسریع بخشد، در حالی که شماری از این کودکان، همچنان در این مراکز می مانند و بهترین دوران خود را بدون خانواده می گذرانند. این همه در حالی است که خانواده‌های بسیاری نیز متقاضی این کودکانند. به عنوان مثال یکی از دلایل پدید آمدن این وضعیت، بر پایه قانونی است که می گوید چنانچه خانوادۀ اصلی کودک یا یکی از والدینش شناخته شده باشند، آن کودک را نمی‌توان به فرزندخواندگی داد. بخشی از کودکانی که اکنون در مراکز شبانه‌روزی، نگهداری می‌شوند از این قبیل هستند؛ از این رو، سازمان بهزیستی، با فرزندخواندگی آنان موافقت نمی‌کند.

قانون، فرزندخواندگی کودکانی که خانوادۀ آنان شناخته شده است را بدان دلیل محدود یا ممنوع کرده است که شاید بالاخره خانواده در آینده به سامان ‌شود و به دنبال فرزندش بیاید و این حق خانوادۀ اصلی است که او را کنار خود داشته باشد؛ همچنان که حق فرزند است که در خانوادۀ اصلی خود پرورش یابد و بزرگ شود. از سوی دیگر، کارشناسان و مسئولان مراکز شبانه‌روزی، معتقدند:

1-         تعداد چنین کودکانی چندان زیاد نیست.

2-         این دسته از خانواده‌ها اگرچه به صورت شناسنامه‌ای شناسایی شده‌اند، ولی به‌طور رسمی، درصد بسیار پایینی از آنان، پیگیر امور فرزند خود می‌شوند و بقیه به دلیل مشکلاتی که دارند، نه تنها حاضر به پیگیری امور فرزند خود نیستند، بلکه به شیوه‌های گوناگون خود را از دسترس مراجع قانونی و مسئولان مراکز پنهان می‌کنند تا مبادا کسی برای بازگردادن فرزندشان به سراغشان برود؛ حتی بسیاری از آنان در پی مراجعات مکرر مسئولان مراکز، بر ماندن فرزندشان در مرکز پافشاری می‌کنند و برخی دیگر آشکارا اعلام می کنند چنین فرزندی را نمی‌خواهیم.

اما کارشناسان و مددکاران اجتماعی، سه نکتۀ مهم را دربارۀ این کودکان در نظر می‌گیرند:

یکم: اگرچه خانواده‌های این کودکان شناخته شده است، ولی خانواده‌ای برجا نمانده، بلکه کاملا متلاشی است؛ مانند آنکه یکی از والدین فوت کرده و دیگری چنان گرفتار اعتیاد است که خود در معرض انواع آسیب‌هاست و به هیچ رو صلاحیت نگهداری فرزند را ندارد و قانون هم اجازۀ بازگرداندن فرزند به او را نمی‌دهد. همچنان که ممکن است پس از فروپاشی خانواده، هر یک از والدین ازدواج مجدد کرده و در زندگی تازۀ خود، شرایطی دارند که حاضر به بازگرداندن فرزند خود نباشند یا توانایی آن را نداشته باشند. میزان آسیب و مشکلات خانوادگی به حدی بالا و پر خطر است که غالبا بحث ازدواج مجدد و شکل گیری خانواده آرام و منسجم دور از تصور است.

دوم: فاصلۀ میان این بچه‌ها با خانواده چنان زیاد شده که خود آنان نیز در انتظار آمدن خانواده نیستند.

سوم: با توجه به اینکه سن این دسته از کودکان بالا رفته، فرصت‌هایشان از دست می‌رود؛ بدین صورت که خانواده‌های فرزندپذیر، تمایل بیشتری به پذیرش کودکان با سن بالا را ندارند.

از نکات مهم در تغییر قانون فرزند خواندگی، فرزند پذیری زنان مجرد با شرایط سنی بالای سی سال است که این شرایط سنی می تواند خود باب جدید و پر مخاطره ای در آینده داشته باشد و آزمون و خطای بزرگی به حساب می آید. 

بنابر این لازم است تجدید نظری جدی و قاطعانه صورت پذیرد تا هر روز بیش از پیش شاهد از دست رفتن فرصت های این کودکان و افزایش خطر آسیب های فردی و اجتماعی ناشی از از این وضعیت در فردای جامعه نباشیم.





دیدگاه شما

نام :
پست الکترونیکی :
دیدگاه شما :
کد امنیتی را وارد نمایید :
Captcha