نهاد ریاست جمهوری - معاونت امور زنان و خانواده

لذت پرواز با عقاب‌ها در پهنه آسمان فاطمه افتخاری: روی هوا با همسرم آشنا شدم/ تبعیض را ناامنی‌ می‌دانم



می‌گوید زندگی برایش به دو بخش تبدیل شده است، زمان پرواز و وقتی که منتظر است تا پرواز کند.

دوشنبه 13 آذر 1396 - 10:40

جرات، جسارت، طرز تفکر متفاوت، ریسک پذیر بودن، انگیزه و انرژی زیاد همه آن چیزهایی است که باعث شده فاطمه افتخاری به سرشناس‌ترین بانوی پرنده ایرانی تبدیل شود. وی تنها دختر ایرانی است که سهمیه مسابقات جام‌جهانی را دریافت کرده و عناوین متعددی دیگری هم در کارنامه‌اش دیده می‌شود، اما خجالت می‌کشد از اینکه به او لقب ملکه آسمان‌ها را بدهند.

قبول ندارد که پاراگلایدر ورزش بچه پولدارهاست اما برای شرکت در تورنمنت‌های بین‌المللی از جیب هزینه می‌کند، آن هم به خاطر عشقی که به پرواز دارد و حالا با بال جدید نارنجی‌اش، هدف‌های بزرگ‌تری را نشانه رفته است.

پرواز برای افتخاری از هر لذتی بالاتر بوده و معتقد است در رشته‌های پروازی "نمی‌شود" برای بانوان وجود ندارند؛ فقط باید خودشان را قبول داشته باشند... همین.

گفت‌وگو با رکورددار پروازی بانوان ایران، بهانه خاصی نمی‌خواهد، هدف هم صحبت شدن با همسفر عقاب‌هاست در ارتفاعی بالاتر از 6 هزار متر.

*علاقه به پرواز در بیشتر افراد از کلاس سوم ابتدایی و ماجراجویی برادران رایت ایجاد می‌شود. برای بانوی رکورددار پروازی ایران هم این ماجرا صدق می‌کند؟

برایم جالب بود که دو نفر برای رسیدن به آروزهایشان وسیله‌ای برای پرواز ساخته بودند اما به جز این درس، موارد متعددی وجود داشت که مرا جذب پرواز کرده بود. مثلاً با دقت به پرندگان نگاه می‌کردم و می‌گفتم چرا ما بال نداریم که عین آن‌ها آزادانه پرواز کنیم. بعدها هم ورزش‌هایی مانند شنا و اسب سواری را انتخاب کردم که حس معلق بودن را به من می‌داد.

*بالاخره چه زمانی تصمیمتان برای پرواز عملی شد؟

بعد از اینکه برای کنکور امتحان دادم، به طور اتفاقی تبلیغی برای برگزاری دوره آموزشی پرواز با پاراگلایدر دیدم و به همراه برادرم ثبت نام کردیم که در این دوره از کوه تیک آف می‌کردیم. بعد از دوسال پیشرفتی نداشتم و پروازهایم هم بیشتر از 5 دقیقه طول نمی‌کشید تا اینکه با خلبانان دیگری از تهران و سایر شهرها آشنا شدم. آن زمان تعداد پرنده‌های ایران که می‌توانستند ساعت‌ها پرواز کنند، انگشت‌شمار بود. پس از مدتی با خلبانان حرفه‌ای آشنا شدم و با آن‌ها تمرین کرده و دوره‌های مختلفی را گذراندم؛ حتی به همراه پدر و مادرم سفری به ترکیه داشتم تا دوره امنیت پرواز را طی کنم.

*لابد نخستین پروازتان خیلی خاطره انگیز بوده است؟

خب سیستم پرواز با پاراگلایدر طوری است که در ابتدا روی زمین کنترل و درک وسیله پرواز و همچنین تئوری آن را یاد می‌دهند و بارها روی زمین با آن می‌دوید، پس از آن در یک شیب تندتر 20 متر از زمین جدا می‌شوید و در همین فرآیند پلکانی حس پرواز را تا حدودی تجربه می‌کنید. هنگامی که یک شخص نخستین بار از یک شیب تند کوه و به تنهایی و مستقل از زمین جدا می‌شود اصطلاحاً می‌گویند سولو شده است. من نخستین سولو شدنم را بخوبی به یاد دارم اما پس از آن آنقدر پروازهای خاطره انگیز و ویژه داشته‌ام که آنها بیشتر در ذهنم مانده و پرواز اولم کمرنگ شده است.

*دوره امنیت پروازی دقیقاً شامل چه آیتم‌هایی است؟

در این دوره پرنده‌ها، مسائل امنیتی کنترل شده را می‌آموزند. این دوره بر روی آب انجام شده و ورزشکار یاد می‌گیرد که در صورت جمع شدن پاراگلایدر یا هر موقعیت غیر منتظره دیگری چه برخوردی با آن داشته باشد.

 

*رکوردهای پروازی در دنیا و ایران چگونه است؟

در حال حاضر در دنیا رکورد ۵۶۴ کیلومتر با 12 ساعت پرواز وجود دارد اما رکورد ایران و آسیا  276 کیلومتر در 8 ساعت متعلق به آقای محمد سمنانی است. من هم توانسته‌ام رکورد ۱۴۶ کیلومتر را ثبت کنم.

*سال‌هاست که اعزام‌های برون‌مرزی بانوان در پاراگلایدر به فاطمه افتخاری محدود شده است. این طور نیست؟

بسته به اینکه مسابقات کجا برگزار شده و هزینه‌های حضور چه قدر برآورد می‌شود، در دو یا سه مسابقه برون مرزی شرکت می‌کنم تا رنکینگم را بهبود بخشم. البته در حد توان مالی؛ در رشته ما اعزامی وجود ندارد و بانوان خلبان دیگری هم در مسابقات بین‌المللی حاضر می‌شوند.

 

*با وجودی که قرار بود در مسابقات جام جهانی برزیل شرکت کنید اما در نهایت این برنامه منتفی شد. چرا؟

من با شرکت در مسابقات مقدماتی جام جهانی با هزینه شخصی، سهمیه حضور در این پیکارها را به مدت چند سال متوالی به دست می‌آوردم اما به دلیل بالا بودن هزینه شرکت در این رقابت‌ها در کشورهای آمریکای جنوبی و آفریقا یا اروپا، امکان حضور در جام جهانی را نداشتم، با توجه به اینکه تنها دختر ایرانی هستم که سهمیه جام جهانی را گرفته‌ام،  تصمیم جدی گرفتم تا هزینه حضور در جام جهانی برزیل را به هر نحوی که شده، مهیا کنم، حتی ورودی این مسابقات که یک میلیون و دویست هزار تومان بود را پرداخت کردم اما هزینه بلیط و رفت و آمد از برآورد قبلی بیشتر بود و مجبور شدم در آخرین لحظه انصراف بدهم.

*با وجود مسابقات جهانی و حجم بالای ورزشکاران این رشته، چرا پاراگلایدر تیم ملی ندارد؟

این سوال ما هم هست و اگر جوابش را پیدا کردید به ما بگویید. خوشبختانه پس از سه سال مسابقات قهرمانی کشور برگزار شد که با وجود تمام کم و کاستی‌ها، رقابت قابل قبولی بود. طی سال‌هایی که مسابقات قهرمانی کشور به دلایل کاملاً خنده دار برگزار نمی‌شد، ورزشکاران رشته پاراگلایدر برای کسب سهمیه ناچار به حضور در مسابقات برون‌مرزی در سایر کشورها و صرف هزینه سنگین بودند اما با برپایی رقابت‌های داخلی، این پیکارها حکم کلاس آموزشی برای شرکت کنندگان را داشته و پوئن مثبتی به شمار می‌رود.

*با این شرایط می‌توانیم به تشکیل تیم ملی هم امیدوار باشیم؟

البته پاراگلایدر رشته تیمی نیست اما مسئولان قول مساعد داده‌اند که نفرات برتر مسابقات قهرمانی کشور را برای تیم ملی انتخاب کنند، با این حال نمی‌دانیم حضور در تیم ملی و اعزام احتمالی به رویدادهای برون‌مرزی با هزینه‌ای همراه است یا خیر؟ البته غیر از بحث هزینه‌های شخصی که برای شرکت در رویدادهای بین‌المللی، به عهده خود ما بوده، همکاری نکردن برای صدور ویزا نیز از مهم‌ترین مشکلاتی است که با آن درگیر هستیم. به طوری که یکی از برترین خلبان‌های کشور در فصل گذشته امکان حضور در مسابقاتی معتبر که هر دو سال یکبار با حضور برترین‌های دنیا برگزار می‌شود را به دلیل صادر نشدن ویزا، از دست داد.

*بالاخره ورزش‌های هوایی را باید زیر مجموعه شرکت هواپیمایی کشور بدانیم یا کمیته ورزش‌های هوایی فدراسیون انجمن‌های ورزشی؟

سال‌هاست که هواپیمایی کشوری، پاراگلایدر را زیر نظر مربیانش آموزش می‌دهد و اعتقاد دارند این رشته زیر مجموعه آن‌هاست، کمیته ورزش‌های هوایی نیز ادعای تملک این رشته را دارد. هر دو این ارگان‌ها این رشته را آموزش داده و گواهینامه می‌دهند.

*ایده جامعه پروازی بانوان چه طور شکل گرفت؟

جامعه پروازی بانوان، گروهی است که با هدف پیشرفت فعالیت‌های پروازی بانوان ایجاد شد. بانوان زیادی هستند که در سراسر کشور، در سطح مبتدی فعالیت دارند و تلاش کردیم با ایجاد این گروه به بانوان، جرات و جسارت بدهم. من زمانی که پرواز را شروع کردم، زیاد جدی گرفته نمی‌شدم زیرا دختر بودم. اما وقتی مربی‌ام مرا جدی گرفت، خیلی زود پیشرفت کردم.

 

*در جامعه پروازی بانوان چه اقداماتی صورت می‌گیرد؟

طراحی یک وبسایت و گروهی در فضای مجازی برای انتشار تجربیات پروازی، بیوگرافی و دست نوشته‌های بانوان خلبان شروع کار این گروه بود. تعداد فیلم و عکس‌های رسیده به قدری زیاد بود که در اینستاگرام هم پیجی را ایجاد کرده و در تلگرام هم دو گروه داریم. با گسترش فعالیت‌ها در فضای مجازی تلاش کردیم همه خلبانان دختر با یکدیگر آشنا شوند چون در پاراگلایدر هم مثل کوهنوردی، فعالیت بیرون از شهر است و دخترها در این گروه به راحتی می‌توانند با هم آشنا شده و هماهنگ ‌شوند.

*وضعیت پاراگلایدر در بین بانوان چه طور است؟

من در سال‌های گذشته جزو 5 نفر اول مسافت آزاد ایران بوده و در رتبه‌بندی  10 نفر اول ایران تنها خانم هستم. از حدود سه سال قبل نیز پروسه‌ای را برای پیشرفت پاراگلایدر در بین بانوان آغاز کردیم که خوشبختانه نتیجه داد و در حال حاضر به جز من، سه خانم دیگر نیز مسافت صد کیلومتر را پرواز کرده‌اند.

*به عنوان بانوی رکورددار پاراگلایدر ایران، به رکورد 500کیلومتر هم فکر می‌کنی؟

این رکورد در ایران دست یافتنی نیست. رسیدن به رکورد 500 کیلومتر، پرواز 12 ساعته نیاز است که چنین امکانی تنها در کشوری مانند برزیل که روی خط استوا قرار گرفته، وجود دارد.

 

*حالا 12 ساعت نه، اما در همان رکورد 5، 6 ساعته کشور خودمان، پرنده‌ها تشنه و گرسنه نمی‌شوند؟

ما در طول پرواز منعی برای خوردن و آشامیدن نداریم.

*شده برای پرواز، خوراکی خاصی را همراهتان ببرید و به آن عادت کرده باشید؟

بله؛ بیسکویت رنگارنگ را به خاطر طعم و کوچک بودن همیشه همراه دارم. اتفاقا گردنه رخ به دلیل شرایط توپوگرافی و شرایط خاص، سایت اول پروازی برای ثبت رکورد ایران به شمار می‌رود و به خاطر اینکه ورزشکاران پاراگلایدر، همراه خود این بیسکویت را دارند، به برندی تبدیل شده است. حتی در مسابقات مسافت آزاد چیریکی  این بیسکویت را به برندگان جایزه می‌دادند.

*این ورزش مهیج در بین رشته‌های پرخطر در چه جایگاهی قرار دارد؟

پاراگلایدر ساختار فلزی ندارد و یکپارچه است و این پارچه، فرم پرواز را تشکیل می‌دهد، بنابراین امکان جمع شدگی و از فرم خارج شدن وجود دارد و همین مسأله می‌تواند باعث سقوط شود. یکی از نکات مهم آموزشی این است که باید یاد بگیریم که مانع جمع شدگی این وسیله شویم و اگر جمع شد چطور آن را باز کنیم. حفظ آرامش و تصمیم درست در لحظه می‌تواند کمک کند. در کل رشته پاراگلایدر در سطح جهان جزو رشته‌های پر سوانح نیست اما در ایران نسبت به سایر کشورهای دنیا سوانح بیشتری را شاهد بوده‌ایم.

*چرا؟

دلیلی اصلی آن رعایت نکردن مسائل ایمنی و آموزش ندیدن صحیح است که مسئولیت این موارد برعهده مربی است. پاراگلایدر جزو ورزش‌هایی است که باید در انتخاب تجهیزات، انتخاب مربی و نکات ایمنی توجه بیشتری معطوف داشت، زیرا در این ورزش جای هیچ اشتباهی وجود ندارد و این جمله معروف است که نخستین اشتباه می‌تواند آخرین اشتباه باشد. در فرانسه، 30هزار پرنده حرفه‌ای وجود دارد و در یک سال، دو سانحه منجر به فوت داشته‌اند اما در ایران، با جمعیت هزار و 500 نفره پرنده پاراگلایدر، سالی چندین کشته داریم که ایراد را باید در سیستم آموزشی جستجو کرد.

*انتخاب رشته‌ای با این آمار کشته و مصدوم، ریسک نبود؟

اصولا آدم ریسک‌پذیری هستم؛ البته در دو سال اول پرواز، درک درستی از خطر نداشتم و روی همین حساب پیشرفت خوبی هم داشتم. در ادامه خطر را با تمام وجود احساس کردم.

*چطور؟

اولین‌بار در سایت گردنه رخ بودم که برای یکی از هم پروازیان سانحه‌ای جدی رخ داد و او در حال چرخش به زمین خورد، بلافاصله با ماشین تا بالای سرش رفتم و مطمئن بودم که دارد می‌میرد. آن روز وقتی نگاهش می‌کردم، فهمیدم که باید بترسم. در این مدت، افراد زیادی را دیدم که فوت کرده یا دچار مصدومیت شدید شدند. حتی برادر خودم هم دچار شکستگی سختی شد.

*این موضوع باعث نشد خانواده‌ مخالف فعالیت شما در این رشته باشند؟

ورزش از 3،4 سالگی پایه ثابت زندگی‌ام بود و خانواده‌ای ورزشی داشتم. پدر و مادر و همسرم پشتیان من بودند. البته این را هم در نظر بگیرید که بخشی از خطر همیشه وجود دارد مثل زمانی که با ماشین یا دوچرخه رفت و آمد می‌کنیم، ولی وقتی با دوچرخه و موتور رفت و آمد می کنی، می‌توانی کلاه ایمنی سرت بگذاری که آسیب نبینی، اما ما مثل بچه‌هایی بودیم که بدون کمربند در اتوبان رانندگی می‌کردیم، البته این اتفاقات باعث شد درک عمیق تری پیدا کنم، مباحث تئوری را بیشتر بخوانم، در مورد هواشناسی بیشتر مطالعه کنم و دوره‌های امنیت پرواز را بگذارنم.

*برای این سوال ساده چه جوابی دارید: چرا پرواز می‌کنید؟

زندگی من کلا به دو بخش تبدیل شده است، بخش اول، وقتی پرواز می‌کنم که خود فاطمه هستم و وقت‌هایی که منتظرم تا پرواز کنم. همیشه این دیدگاه را دارم که این منظره را ندیده‌ام، مگر در آن منطقه پرواز کرده باشم.

 

*از شنیدن لقب ملکه پرواز چه احساسی پیدا می‌کنید؟

این لقب را اولین‌بار یک خبرنگار در مصاحبه با من استفاده کرد و بعد بارها تکرار شد. لقبی دوست داشتنی است اما وقتی به من می‌گویند خجالت می‌کشم و نمی‌دانم در جواب این تعارف باید چه بگویم. مثلا بگویم لطف دارید؛ خودتان ملکه هستید!!

*برنامه‌ای برای ورود به عرصه مربیگری ندارید؟

تا به حال در هیچ دوره مربیگری شرکت نکرده‌ام، زیرا می‌خواستم پرواز لذت زندگی من باشد. البته همیشه برایم دغدغه بوده که چرا خانم‌ها، جرات رقابت و مسابقه را ندارند و تلاش دارم از آن‌ها حمایت کنم. آقای سمنانی که از بهترین برگزار کنندگان، دوره‌های آموزشی پاراگلایدر و رکوردار مسافت کشور هستند، پیشنهاد دادند در کنار دخترانی که دوره مقدماتی را سپری می کنند، باشم.

*گویا همسرتان هم در این رشته فعال است؟

خوشبختی من این است که همسر خوبی دارم. آشنایی ما هم پروازی بوده است. وی یکی از ورزشکاران این رشته بود و برادرش نیز از مربیان سرشناس است و در جریان پروازهایی که داشتیم، با هم آشنا شدیم و ازدواج کردیم.

*گویا خاطره‌ای هم از پرواز در کنار عقاب‌ها دارید. برایمان تعریف کنید؟

فصل پاییز و در آخرین پروازهای‌مان در سایت رخ، زمان بازیگوشی عقاب‌هاست. هنگام پرواز عقاب‌ها به ما خیلی نزدیک می‌شوند حتی به فاصله دو متری ما می‌رسند و یک مسیر طولانی را در کنار ما پرواز می‌کند و حتی وقتی دور می زنیم و بر می‌گردیم عقاب‌ها نیز همین کار را می‌کنند. حس می‌کنید که می‌گویند می‌خواهیم با هم پرواز کنیم. در این لحظات واقعاً احساس می‌کنم که یک پرنده هستم و این لذتبخش‌ترین حسی است که به من دست می‌دهد.

*آیا پرواز کردن با پاراگلایدر حتماً باید در سایت باشد یا می‌توان هر جایی و بر فراز هر تپه و کوهی پرواز کرد؟

اصولی این است که باید در سایت پرواز کنیم و این به دلیل امنیت پرواز است چون منطقه شناخته شده است و بادها و شرایط آب و هوایی آن مناسب تشخیص داده شده است. در عین حال جایی است که خلبانان زیادی به صورت دسته جمعی پرواز می‌کنند. حتی در توصیه‌های مکتوب، آموزش‌ها این است که وقتی وارد سایت جدیدی می‌شوید از خلبانان با تجربه آن سایت و شرایط محیط و مسیرهای پرواز و محل فرود آنجا سؤال کنید. به همین دلایل توصیه می‌شود در سایت‌ها پرواز کرد. اما وقتی خلبان‌ها از یک حدی بیشتر حرفه‌ای می‌شوند یک گروه با هم جمع می‌شوند و در یک منطقه سایت جدیدی را شناسایی و در آن پرواز می‌کنند .

*مسابقات و امتیازدهی این رشته به چه شکل است و چگونه یک نفر قهرمان آن می‌شود؟

مسابقات پاراگلایدر به چند رشته تقسیم می‌شود. پرواز مسافت، آکروباسی (نمایشی) و هدف زنی 3 رشته مسابقات است. رشته هدف زنی همان پرواز با دقت است. یعنی یک هدفی را مشخص می‌کنند و خلبان باید با دقت در آن هدف فرود بیاید، این رشته بیشتر به صورت فستیوال برگزار می‌شود و پیچیدگی زیادی ندارد. اما آن رشته‌ای که تخصصی‌تر برگزار می‌شود پرواز مسافت و آکروباسی است. در آکروباسی خلبان‌ها حرکات نمایشی انجام می‌دهند. در پرواز مسافت یک مسیر به خلبان داده می‌شود که با استفاده از دستگاه جی پی اس باید مسیریابی و پرواز کند و به منطقه‌ای که مشخص شده فرود بیاید. هر کسی این مسیر را زودتر طی کند و فرود بیاید امتیاز بیشتر بدست می‌آورد.

*امنیت محیط‌های پروازی را برای خانم‌ها مناسب می‌دانید؟

ذات پاراگلایدر خارج از شهر و وسط کوه است و طی ده سالی که در این رشته فعالیت داشته‌ام، از نظر بحث امنیتی مشکلی وجود نداشته و حمایت‌های خوبی ازسوی سایر هم پروازی‌ها می‌شویم، حتی برای خانمی مانند من که پرواز مسافت را انجام می‌دهم. معمولا پرواز مسافت از یک کوه آغاز می‌شود و معلوم نیست در مسافت ۲۰ یا ۱۲۰ کیلومتری فرود بیایم که این موضوع به شرایط آب و هوایی و محیطی بستگی دارد. بارها در کنار سیاه چادر یا روستا یا عشایر فرود آمده ام و بعد بالم را جمع کرده و از کنار جاده به محل شروع پرواز یا منزل می‌روم.

*خانواده‌ها معمولا نگرانی‌هایی در خصوص تامین امنیت دخترانشان در محیط‌های ورزشی دارند که در رشته‌ای مثل پاراگلایدر قطعاً این موضوع حساس‌تر است. دلیل این حساسیت‌ها را چه می دانید؟

وقتی این رشته را شروع کردم، پدرم دوست داشت برادرم نیز در کنار من باشد و در سال های اول هیج سفری را بدون برادرم نرفتم. به مرور با شناخت از گروهی که با آن‌ها همکاری داشتم و آشنایی با محیط، اجازه دادند تا سفرها را  به تنهایی بروم، البته در حال حاضر سخت‌گیری خانواده‌ها در این خصوص کمتر شده است.

*فکر می‌کنید سالم سازی محیط های ورزشی برای دختران و به طور عمومی‌تر برای خانواده‌ها چه قدر حائز اهمیت باشد؟

اتفاقا مدتی قبل جلسه‌ای با حضور مسئولان کمیته بانوان و مربیان برگزار شد و تاکید کردند که در یک سال آینده، آموزش و پروازهای تفریحی بانوان زیر نظر مربیان خانم باشد. این تصمیم غیر واقع گرایانه به نظر می‌رسد و یکی از مربیان حاضر در جلسه نیز مدعی شد با این کار، جان خانم ها به خطر می‌افتد. در حال حاضر  در همه شهرها تعداد مربیان آقایی که توانمندی‌های لازم برای آموزش اصول فنی و ایمنی پاراگلایدر را داشته باشند هم زیاد نیست و صلاح نیست تفکیک جنسیتی در این خصوص صورت گیرد.

*امنیت اماکن ورزشی در مقایسه با‌ سایر محیط‌های اجتماعی را چه طور ارزیابی می‌کنید؟

همان طوری که اشاره داشتم، در محیط ورزش ما، با مقوله ناامنی مواجه نیستیم اما من تبعیض‌ها را ناامنی می‌دانم. یعنی امنیت زمانی است که دختران جدی گرفته شوند و توانایی‌های آن‌ها مورد توجه قرار گیرد و بدانند می‌توانند مستقل باشند. اخیراً یکی از خانم‌ها مرا به عنوان فردی که به توانمندی‌های زیاد معروف است، برای مربی‌اش مثال زده بود، در جواب به او گفته بود که خودت را با فاطمه مقایسه نکن، او همه کارهایش مثل پسرهاست. این ظلم و مصداق امنیت نداشتن است.

*پس با این حساب چه مصداقی برای ناامنی زنان و دختران در محیط‌های ورزشی تعریف می‌کنید؟

مصداق آن را اعتماد به نفس نداشتن و تکیه نداشتن روی پاهای خود می‌دانم، البته امروزه بهتر شده و دختران با ارتباطات قوی توانسته‌اند به هم تکیه کنند و با هم باندها و گروه‌های دخترانه تشکیل بدهند. البته تفکیک جنسیتی در این رشته امکان پذیر نیست ونباید انتظار داشته باشیم دختران یک شبه به استقلال رسیده و به آقایان بی نیاز شوند.

منبع: مجله آریا دخت



دیدگاه شما

نام :
پست الکترونیکی :
دیدگاه شما :
کد امنیتی را وارد نمایید :
Captcha