نهاد ریاست جمهوری - معاونت امور زنان و خانواده

ابتکار: دوران کودتا تمام شده است



بعد از پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست‌جمهوری دوازدهم بسیاری از شخصیت‌ها، کارشناسان سیاسی و حتی مردم بر این باور بودند که جریان تندرو و مخالفان به مانع‌تراشی و حملات خود علیه دولت و روحانی پایان دهند...

ایجاد شده در تاریخ: ﺳﻪشنبه 12 تیر 1397 - 13:03
آخرین ویرایش:ﺳﻪشنبه 12 تیر 1397 - 13:11

بعد از پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست‌جمهوری دوازدهم بسیاری از شخصیت‌ها، کارشناسان سیاسی و حتی مردم بر این باور بودند که جریان تندرو و مخالفان به مانع‌تراشی و حملات خود علیه دولت و روحانی پایان دهند و به دنبال برنامه‌ریزی سیاسی و آسیب‌شناسی برای پیروزی در انتخابات بعدی باشند.

اما بعد از نوروز 97 دردسرهای حسن روحانی در دوره دوازدهم نسبت به دولت یازدهم افزایش یافت و رنگی نو به خود گرفت. از آن زمان تاکنون هرروز شاهد بحران‌های سیاسی- اقتصادی و حملات گازانبری از سوی تندروها علیه دولت دوازدهم و شخص حسن روحانی هستیم. اگر به مشکلات پیش آمده بخصوص مسائل اقتصادی نگاه دقیق‌تری داشته باشیم در می‌یابیم که اکثر آن‌ها طبیعی نیستند و به اعتقاد برخی صاحب نظران، جریان تندرو با اقدامات خود و دخالت در سیاست و اقتصاد به نوعی قصد کودتا علیه دولت را دارد.

در این راستا تصمیم گرفتیم با معصومه ابتکار، معاون امور زنان و خانواده رئیس‌جمهوری و رئیس پیشین سازمان حفاظت محیط زیست درباره مسائلی همچون اقدامات جریان تندرو در اقتصاد و سیاست، تغییر صراحت بیان روحانی، برجام، مواضع دلواپسان و... گفت‌وگویی داشته باشیم.

***در ادامه متن کامل گفت‌وگوی دکتر ابتکار با روزنامه «سازندگی» را می‌خوانید:

*بعد از پیروزی آقای روحانی در انتخابات دوازدهم همه بر این باور بودند که فشارهای سیاسی و اقتصادی کاهش یابد، اما بعد از گذشت یک سال از انتخابات این فشارها نسبت به دوره یازدهم افزایش پیدا کرده است. برخی معتقدند که جریانی قصد کودتا علیه دولت دارد.

دوران کودتا تمام شده است و در ایران هم کودتایی انجام نمیشود. به این دلیل که کشورمان دارای قانون اساسی است و مردم هم همواره در صحنه حضور دارند. خوشبختانه جریان اطلاعات آزاد در کشور برقرار است و مردم و احزاب نسبت به همه چیز آگاه هستند. بنابراین کودتا علیه دولت آقای روحانی بحثی انتزاعی است، اما بعد از انتخابات 96 فضاسازی‌های گسترده‌ای علیه دولت شکل گرفت و یک نوع همگرایی میان جریان‌های ضد ایران و ضد دولت اتفاق افتاد.

متاسفانه این همگرایی از دی‌ماه سال 96 به نقطه عطفی رسید و ادامه آن القای ناامیدی، نفرت پراکنی، خبر دروغ و پافشاری بر اخبار منفی به گونه‌ای در جامعه گسترش یافته تا دیگر مردم حاضر به شنیدن و باور اخبار مثبت نباشند. این کمپین‌ها از داخل و خارج و همزمان با یکسری مداخلات مانند حوادث دی‌ماه و دراویش، استیضاح سه وزیر، گرانی دلار و ارز، تلگرام و... علیه دولت و آقای رئیس جمهور به وجود آمد. البته آغاز این جریان‌ها درست بعد از پیروزی دکتر روحانی با هشتک «پشیمانیم» بود؛ یعنی ما در انتخابات شرکت کردیم و به آقای روحانی هم رای دادیم، اما بعد از سه ماه پشیمان شدیم!

دولت، رسانه‌ای ندارد و تنها رسانه دولت همین شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی هستند. قطعاً در این شرایط رسانه ملی باید شفا‌ف‌سازی کند و مسئولان پاسخ‌های صریحی را از وضعیت موجود به مردم ارائه دهند و خدمات دولت نیز منکعس شود.

*آقای روحانی در دوران انتخابات از «صراحت بیان» خوبی برخوردار بود و بسیاری از جوانان هم از رویکرد ایشان استقبال کردند، اما چرا بعد از پیروزی در انتخابات نوع سخنان آقای روحانی تغییر کرد و دیگر آن صراحت قبل را ندارد؟

طبیعی است. آن موقع دوران انتخابات بود و الان دوره مدیریت و کار اجرایی است. آقای رئیس جمهور اهل «بگم بگم» نیست. اگر ایشان بخواهد آن گونه با صراحت صحبت کند ممکن است عده‌ای نظم جامعه و کشور را بهم بزنند. دکتر روحانی باید زمان انتخابات با صراحت مواضع خودش را بیان می‌کرد و جوانان باید به دو مساله توجه داشته باشند و آن این است که اعلام مواضع با اعلام وعده‌ها فرق دارد.

به عقیده من، آقای روحانی در بیان مواضع خودشان خیلی با صراحت رفتار کرد و دروغ هم نمی‌گفت چراکه به همه مواضعی که بیان کرد اعتقاد داشت. آقای رئیس جمهور در تحقق وعده‌ها تمام تلاش خود را کرده، اما امکان دارد در جایی هم موفق نشود. از زمانی که رقیب فهمید آقای روحانی رئیس جمهور شده نه تنها «رقابت» بلکه «عداوت» را هم کنار نگذاشت. رقیب در یک سال گذشته سختی‌های فراوانی را به دولت تحمیل کرد که کم سابقه هم بوده است.

*زمانی‌که توافق هسته‌ای امضا شد گروهی دلواپس شدند و گفتند نباید با آمریکا مذاکره کرد، اما وقتی آمریکا از برجام خارج شد آنان نسبت به خروج ترامپ از توافق هسته‌ای هم دلواپس شدند. به نظر شما چرا دلواپسان روز به روز دلواپس‌تر از گذشته می‌شوند؟

هنوز سه ماه از پیروزی آقای روحانی در انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم نگذشته بود که جریان تندی به نام «پشیمانیم» شکل گرفت و نظرات خودشان را با «هشتک پشیمانیم» ابراز می‌کردند. این اصلا یک واکنش طبیعی نبود. این جریان از داخل یا خارج کاملا سازماندهی شده است؛ آنان با این کار می‌خواستند خیلی سریع مطالبات و ناامیدی را در جامعه و میان جوانان افزایش دهند و بگویند که آقای رئیس جمهور به فکر مردم نیست و وعده‌های خودش را فراموش کرده است.

ما نباید گذشته را فراموش کنیم و باید تورم 40 درصدی، رشد اقتصادی منفی 6 درصد و سیلوهای خالی کشور را به یاد داشته باشیم. در سفری که چند سال پیش به خلیج فارس داشتم بر روی دریا نفت‌های شناور زیادی دیده می‌شد و گفتند کشتی‌های حامل نفت به دلیل تحریم‌ها دائماً بر روی دریا شناور هستند و این از اثرات تخریب این موضوع است. در دولت آقای احمدی‌نژاد 2700 دانشجوی ستاره‌دار داشتیم و ده‌ها نفر از فعالان سیاسی و اجتماعی در زندان‌ها حضور داشتند.

در دولت‌های نهم و دهم عملاً احزاب هیچ فعالیتی نداشتند و خانه احزاب هم تعطیل شده بود. انجمن‌های صنفی، روزنامه‌نگاران و خانه سینما دوران بسیار سختی داشتند و فعالیت‌های سازمان‌های مردم نهاد هم متوقف شده بود. مالباختگان موسسات مالی هم میراث احمدی‌نژاد برای روحانی بود. آنان هرروز در خیابان‌ها و اماکن عمومی علیه دولت شعار می‌دادند در حالی‌که روحانی نقشی در ماجرای مالباختگان موسسات مالی و اعتباری نداشت و تکلیفی هم برای بازپرداخت پول‌ها بر عهده او گذاشته نشده بود. عده‌ای به خاطر سود بیشتر سرمایه خودشان را به موسسات مالی سپردند و آن‌ها پول مردم را خوردند. اما باز هم دولت این افراد را فراموش نکرد و با محدودیت‌های فراوان توانست مصوبه پرداخت اصل پول مالباختگان را بگیرد.

تحریم‌های شورای امنیت باعث شده بود که تقریبا همه دنیا مقابل ایران قرار بگیرند و فقط ایالات متحده آمریکا مقابل ایران قرار نداشت؛ پس باید ببینیم که از کجا به کجا رسیده‌ایم. محیط زیست و کشور در سقوط آزاد قرار داشت، اما آقای روحانی فداکارانه مانع از سقوط ایران شد. از شعارهای آقای رئیس جمهور در انتخابات سال‌ 92 کاملا مشخص بود که ایشان قصد تغییر روند را دارد و نمی‌خواهد با دنیا، شورای امنیت و سازمان ملل جنگ داشته باشد. آقای روحانی به دنبال حل و فصل مناقشات هسته‌ای و بین‌المللی بود و باید تاکید کنم که تمام مراحل‌ توافق هسته‌ای و برجام با نظر «رهبر معظم انقلاب» انجام شد و دکتر ظریف که دیپلمات حرفه‌ای و بین‌المللی است این کار سنگین را برعهده گرفت. البته از دوران همین آقایان دلواپس مذاکرات هسته‌ای شروع شده بود، اما مشکل اینجا بود که مذاکرات به جایی نمی‌رسید یعنی نمی‌توانستند آن را به نتیجه برسانند.

همین آقایانی که بعد از روی کارآمدن دولت تدبیر و امید مخالف مذاکره دکتر ظریف بودند، در دوران خودشان مذاکرات پشت پرده و مخفی را از قطر و عمان شروع کرده بودند. متاسفانه آقای جلیلی فنون مذاکره را بلد نبود؛ یکی از اعضای تیم مذاکره کننده هسته‌ای به من گفت در گذشته مشکل ورود به بحث مذاکره وجود نداشت بلکه مشکل اصلی و اساسی بحث «ترجمه و فهم» بود. یعنی اول باید می‌فهمیدیم که طرف مقابل چه می‌گوید و بعد ما بگوییم خیر نظر ما این نیست تا وارد بحث شویم. تیم مذاکره کننده قبلی اصلا نمی‌توانست وارد بحث شود چون طرف مقابل نمی‌فهمید که ما چه می‌گوییم!

اما به لطف خدا و با حمایت‌های رهبری و مجلس شورای اسلامی در مقطعی اجماع صورت گرفت و برجام انجام شد و قطعنامه‌هایی که ایران را در فصل هفتم برده بود یکی پس از دیگری برطرف شدند. بسیاری از کشورهای درگیر مسائل هسته‌ای آماده «اقدام نظامی» علیه ایران بودند، کشورمان کاملا منزوی شده بود و بسیاری از فرصت‌ها را از دست داده بودیم.

بعد از برجام دلواپسان از این توافق ابراز نگرانی می‌کردند. سوال من از آنان این است اگر برجام واقعا بد بود چرا آقای ترامپ در تبلیغات انتخاباتی خود دائماً در حال کوبیدن برجام بود و آن را برای آمریکا تحقیرآمیز می‌دانست؟ مگر می‌شود توافقی برای هردو طرف بد و تحقیرآمیز باشد! قطعا توافق هسته‌ای موفقیت‌هایی، هم برای ایران و هم برای آمریکا داشته است. حالا یکی از اعضا که از همان اول هم به برجام پای‌بند نبود از این توافق بین‌المللی که مصوبه شورای امنیت را به همراه دارد خارج شده است. پس این‌گونه نیست که فکر کنیم برجام در این مدت هیچ دستاوردی برای ایران نداشته است.

مواضع دلواپسان در مخالفت با برجام خیلی منطقی نیست. البته این روند مذاکراتی بود که خودشان در مقطعی آغاز کرده بودند و دنبال توافق هم بودند، با این تفاوت که مذاکرات آنان نه تنها روشمند، منطقی و اصولی نبود بلکه پشتوانه مردمی لازم را هم نداشت. اگر برجام در گذشته انجام می‌شد همین دلواپسان می‌گفتند کار بسیار خوبی صورت گرفته؛ هرکاری که آنان انجام دهند خوب است و شاید اگر در آن دوران به توافق می‌رسیدند، از آن به عنوان حماسه یاد می‌کردند. دلواپسان با برجام مشکلی ندارند مشکل اصلی آن‌ها این است که چرا خودشان نتواستند برجام را به نتیجه برسانند و چرا آقای روحانی موفق شده به چنین توافقی دست یابد.

بعد از اینکه برجام شکل گرفت هرکاری که می‌توانستند علیه این توافق مهم کردند. قبلا می‌گفتند به قدری برجام برای آمریکا منفعت داشته که محال است از آن خارج شود. آقایان دلواپس برای عدم خروج آمریکا از توافق هسته‌ای شرط‌بندی کرده بودند یعنی تا این حد جلو رفتند. ترامپ؛ همکاران، مشاوران و معاونان خودش را تغییر داد تا به نقطه غایی و مطلوب خود یعنی «خروج از برجام» برسد و این کار را هم انجام داد؛ جالب اینجاست که طعنه‌زنندگان و عیب‌جویان عیب‌های جدید پیدا کردند و الان می‌گویند «دیدید گفتیم برجام به درد نمی‌خورد و آمریکا از آن خارج شد

بعد از برجام شرایط ایالات متحده آمریکا فرق کرده زیرا کنگره و رئیس جمهور آمریکا تغییر کرده است. ترامپ تهدید یا وعده انتخاباتی خودش را اجرا کرد و از توافق هسته‌ای خارج شد و حالا می‌بینیم که در قضیه برجام تک افتاده و جامعه جهانی با آمریکا دچار مشکل شده است. زمانی ایران منزوی بود و حالا آمریکا منزوی شده است الان آمریکا به عنوان شریکی غیرقابل اعتماد در دنیا شناخته می‌شود. آقای ترامپ باید خوب بداند که مهمترین مساله برای یک تاجر قابل اعتماد بودن است. ایران هم در آینده‌ای نزدیک تصمیم خواهد گرفت که منافعش به ماندن در برجام است یا خروج از آن و اختیار و تشخیص این موضوع هم با جمهوری اسلامی ایران است و هیچ کشور و دولتی هم نمی‌تواند جای ایران تصمیم‌گیری کند.

*آیا لازم نیست که ما از اختلافات داخلی سوریه تجربه کسب کنیم؟

در پاسخ به پرسش شما باید به چند نکته مهم توجه کرد؛ امروز ملت و کشورهای هوشمند از «تجربیات» کشورهای دیگر استفاده می‌کنند و بالاتر از تجربه هم «عبرت» است. در دنیا موارد موفق و ناموفق زیادی داشتیم و داریم که بعضی از آنان منجر به شکست شده است. موضوع سوریه شکست‌های فراوانی را به نمایش می‌گذارد؛ بله بخشی از این شکست‌ها متوجه آقای اسد است و هیچ‌کسی هم نمی‌تواند منکر اشتباه دولت وی در برخوردهای امنیتی با مردم شود.

عواملی زیادی همچون خشکسالی، تغییر اقلیم، شرایط تنش آبی و طرح گاپ باعث شدند تا سوریه به این روز بیافتد. طرح گاپ که با مشاوره اسرائیلی‌ها از همان موقع صورت گرفت بخشی از آثار آن بر روی سوریه و عراق قرار پدیدار شد. سال 84 یا 85 در اجلاسی که توسط تعدادی از تشکل‌های غیردولتی سوریه برگزار می‌شود به آن کشور دعوت شدم و شرایط را که دیدم همان موقع درباره این عوامل و تنش‌های به وجود آمده در سوریه هشدار دادم و به منتقدان دولت بشار اسد تاکید کردم مراقب باشند تا فضا به «جنگ داخلی» کشیده نشود. متاسفانه با اوج‌گیری تنش‌ها اسلحه از خارج به سوریه وارد می‌شد و وقتی کشوری با چنین مشکلی روبه رو می‌شود دیگر آن جریان، «انقلابی» نیست و نمی‌توان اوضاع را مدیریت کرد. متاسفانه نه منتقدان و نه دولت بشار اسد به هشدارها توجه نکردند و سوریه تبدیل به سرزمین داعش و گروه‌های تروریستی شد و باید گفت «وقایع سوریه» برای همه ملل و کشورها عبرت است.

انقلاب اسلامی را نمی‌توان با وقایع سوریه مقایسه کرد چراکه حضرت امام هیچوقت اجازه ندادند جریان انقلاب به «خشونت» کشیده شود. حتی گروه‌هایی از امام خمینی(ره) درخواست مجوز برای اسلحه کردند ولی ایشان هرگز اجازه چنین کاری را به آنان نداد. به این دلیل که نگاه امام به انقلاب نگاهی «فرهنگی» بود و اعتقاد داشتند که باید مردم انقلاب بخواهند و نمی‌توان با اسلحه و ترور کاری از پیش برد. بنابراین آن اجماعی که در انقلاب اسلامی ایران رخ داد در سوریه اتفاق نیفتاد یعنی بخشی از جامعه مخالف و بخشی دیگر موافق حضور بشار اسد در حکومت سوریه بودند.

اگر می‌خواهیم دشمنان وارد ایران نشوند باید «انسجام ملی» خودمان را حفظ کنیم و نباید اختلافات باعث شکاف در کشور شود. در هر جامعه‌ای اختلاف و تقسیم قدرت وجود دارد. در ایران هم بخشی از تقسیم قدرت در قانون اساسی و بخش‌هایی، به نظامات قدرت و اخلاق سیاسی برمی‌گردد. وقتی یک سیاستمدار در ایران به خودش اجازه بی‌اخلاقی می‌دهد و دائماً در حال تخریب و اتهام به دیگران است قطعا اقدامات وی باعث شکاف‌هایی در جامعه خواهد شد.بهترین راهکار برای حل و فصل اختلافات داخلی که گاهی اوقات منجر به مناقشه هم می‌شود«صندوق رای» است. مردم تفاوت‌ها را در خرداد سال‌های 76 و 92 دیدند که رای آن‌ها منجر به تغییر روندها شد.متاسفانه هر زمان که «صدای مردم» بلندتر و قوی‌تر شده است جریان اقتدارگرا دلواپس‌تر شده‌ است.

*گفته شده رئیس قوه قضاییه با رفع حصر مخالفتی ندارد و رهبری هم اعلام کردند که نظر شورایعالی امنیت ملی در این باره ملاک است؛ برخی معتقدند که شخص آقای روحانی مانع از آزادی محصورین می‌شود.

به هر حال رفع حصر مطالبه نسل جوان است و آقای رئیس جمهور هم بارها به رفع حصر در سخنرانی‌ها تاکید داشته و دارند. بالاخره مواضع و وعده‌های آقای روحانی درباره محصورین مشخص است و همه می‌دانند که ایشان در این خصوص چه رویکرد و نظری دارند.

متاسفانه برخی می‌خواهند به جامعه القا کنند که آقای روحانی موافق حصر است در حالی‌که اینطور نیست. بارها شاهد تلاش‌های آقای رئیس جمهور برای رفع حصر بوده و هستم. شرایط حصر و محصورین از زمان آغاز به کار دولت یازدهم تا الان به صورت تدریجی بهتر شده است.

*قبلا گفته بودید اینکه مخالفان دولت بتوانند با 20 میلیون رای پیروز انتخابات سال 1400 شوند توهم است. فکر نمی‌کنید با ضعف فراکسیون امید در مجلس و برخی اصلاح‌طلبان و اعتدال‌گرایان این میزان از رای برای مخالفان دولت دور از ذهن نیست؟

لیست امید ضعیف عمل نکرده است، اعضای این لیست و فراکسیون امید در مجلس شورای اسلامی مانع از استیضاح تعدادی از وزرای آقای روحانی شدند. اگر اصلاح‌طلبان و اعتدال‌گرایان در مجلس وزن سیاسی نداشتند آقای مطهری نمی‌توانست نایب رئیس مجلس شورای اسلامی شود. فراکسیون امید با مواضع خود باعث شد بسیاری از مسائل برای مردم روشن شود.

*اخیرا هیات دولت مصوبه‌ای را درباره محل‌های مجاز برای برگزاری تجمعات تصویب کرد، اما برخی این مصوبه را ناکارآمد می‌دانند و معتقدند اکثر این مکان‌ها در فضاهای بسته است و مردم نمی‌توانند به طور کامل شاهد اعتراضات و مطالبات تجمع کنندگان باشند.

این موضوع به آئین نامه اجرایی احزاب مربوط می‌شود و در مجموعه‌ای از مقررات و قوانین است که قانون اساسی هم آن را تضمین کرده است. دولت این اراده را دارد، اما همه اختیارات در دست دولت نیست. دولت این پیام و سیگنال را به جامعه می‌دهد و می‌گوید مردم اگر دوست دارید حرفتان را بزنید، می‌خواهید آزادی بیان داشته باشید و اعتراض دارید ما به عنوان دولت در چارچوب قانون از اعتراض و بیان مطالبات شما استقبال می‌کنیم. بنابراین دولت اعتراضات را قانون‌مند دانسته تا عده‌ای با موج سواری مانع از آزادی بیان معترضان نشوند و سرکوبی هم در این باره صورت نگیرد.

قبول دارم با این مصوبه و تعیین مکان‌هایی برای اعتراضات همه مشکلات حل نمی‌شود، اما بعضی از فضاهای تعیین شده پارک هستند و پارک پردیسان هم یکی از آن محل‌های تجمع است. زمانی که رئیس سازمان حفاظت محیط زیست بودم اعتراضاتی در پارک پردیسان صورت می‌گرفت و حتی خود من یا نماینده‌ام به میان معترضین می‌رفتیم و با آنان گفت‌وگو داشتیم. من پارک پردیسان را محلی برای حضور معترضان فعالان محیط زیست در نظر گرفته بودم و معتقد بودم این مکان باید فضایی برای دغدغه‌های دوستداران محیط زیست باشد.

دولت با تصویب چنین مصوبه‌ای، هم قصد دارد برای شنیدن صدای مردم تاب و تحمل خود را افزایش دهد و هم اینکه می‌خواهد قانون اساسی را کامل اجرا کند. البته آقای روحانی هم به خوبی می‌داند که کسانی در داخل هستند که مخالف دادن «حق اعتراض» به اقشار مختلف جامعه هستند.این مصوبه کافی نیست، اما تصویب آن لازم بوده است.

منبع: روزنامه سازندگی





دیدگاه شما

نام :
پست الکترونیکی :
دیدگاه شما :
کد امنیتی را وارد نمایید :
Captcha