نهاد ریاست جمهوری - معاونت امور زنان و خانواده

مطالعه ی  جامعه شناختی مسائل و تنگناهای ارتباطات بین‌نسلی در ایران



تحقیق حاضر ضمن توجه به تفاوت‌های ارزشی میان والدین و فرزندان، افزون بر آن به بررسی کمیت و کیفیت ارتباطات میان والدین و فرزندان پرداخته و تاثیر آن را بر روابط بین نسلی و درنتیجه شکاف بین نسلی بررسی می‌نماید.

ایجاد شده در تاریخ: چهارشنبه 07 شهریور 1397 - 0:00
آخرین ویرایش:شنبه 10 شهریور 1397 - 12:56

نویسنده: دکترعالیه شکربیگی[1]

درآمد

ورود مدرنیته به ایران سرآغاز نوگرایی وتحولات وتغییرات بسیاری در هنجارها وارزش های ایرانیان گردید.پیامد ویژه این تحولات درجامعه ی ایران در نظام خانواده به منصه ی ظهوررسید.از جمله ی این تغییرات،تعارض ارزشی بین نسلی در خانواده ایرانی است.این تعارض ارزشی درجایی به صورت شکاف نسلی ودر بسیاری از موارد به صورت گسست بین نسلی نمودپیداکرد.فصل حاضر کنکاشی است پیرامون این موضوع که چه علل وعواملی باعث پیدایش چنین مسئله ی در نظام اجتماعی خانواده گردید؟ آیا بین نسل والدین و فرزندان فاصله و یا جدایی و یا عدم تفاهم و توافق دیده می‌شود؟برای پاسخ به سوالات  فوق،پژوهشی در میدان تحقیق صورت پذیرفت که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.

مقدمه

جامعه ایران طی چند دهه اخیر با حرکتی که نخست از سرعت چندانی برخوردار نبود، به سوی تجدد و مدرنیسم گام برداشت. این حرکت در طی مسیر خویش سرعتی فزاینده یافت، آنچه در دهه نخستین و در دوران پهلوی اول آغاز شد و پس از پایان نیمه اول قرن چهاردهم هجری شمسی (1350-1300)، به انقلابی اجتماعی و سیاسی انجامید که نظام جمهوری اسلامی را جایگزین نظام سلطنتی کرد. چالش سنگینی بین مدرنیسم و سنت در این جامعه ایجاد شده بود، این چالش موجب بروز تغییراتی عمیق و ساختاری شده و کنش‌های متفاوتی را به دنبال داشت. دامنه این کنش‌ها جزئی‌ترین هنجارهای فردی و ارزش‌های خصوصی تا کلی‌ترین مقولات اجتماعی همچون مذهب و نظام سیاسی و حتی روابط بین‌المللی را دربرمی‌گرفت.

در این دوران که به تعبیری می‌توان آن را "دوران گذار" نام نهاد. دگرگونی‌های بسیاری در جامعه ایران پدیدار شد دگرگونی‌هایی که بسیاری از انسان‌ها و نسل‌ها را دچار سرگردانی کرد، قواعد و ارزش‌های جامعه هر دم فرو می‌ریخت و هنجارهایی که تا چندی پیش ارزش‌‌های لایتغیر محسوب می‌شد، به مقولاتی بی‌اهمیت و کم‌ارزش تبدیل می‌شد، و ارزش‌های نوین و جدید منطبق با شرایط نوین شکل گرفته درجامعه جایگزین آن می‌شد.

به تعبیر دورکیم خصلت جوامع درحال گذار این است که در آن مشکلاتی پدید می‌آید که نتیجه مستقیم برخورد مدرنیسم و نوگرایی برآمده از آن با سنت و پای‌بندی به قوانین آن است. این تنازع عموما تنازعی است که بین نسل‌ها صورت می‌گیرد. در این مرحله برزخی و حساس، عناصر اخلاقی و ارزش‌های اجتماعی بیش از هرچیز تغییرمی‌کنند. خصلت ذاتی تغییر در پدیده‌های اجتماعی در بستر زمان با ایستایی سنن در تعارض قرار می‌گیرد و این موضوع در دوران و تاریخ معاصر ایران باتوجه به شرایط جهانی امری محتوم و چاره‌ناپذیر می‌نماید.

نسل‌های جوان که با اندیشه‌های نو آشنا شده و هر دم بر حوزه اطلاعات و دانش آنان به لحاظ خصلت جهانی ارتباطات افزوده می‌شود با سرعتی فزاینده از نسل‌های پیشین خود سبقت می‌گیرد و با نسل‌هایی که نمی‌توانند سرعت حرکت خویش را با تحولات جدید منطبق سازند دائما فاصله بیشتری پیدا می‌کند و بحران دنیای متجدد و مدرن با دامنه‌ای به مراتب وسیع‌تر و خوفناک‌تر چهره می‌گشاید.

در مسیر تاریخ، همواره تفاوت سنی بین انسان‌ها موجب بروز جدائی، عدم تفاهم و حتی نافرمانی شده است و تمایز نسلی (Generation Difference) امری معمول بوده است، زیرا در هر نسل ارزش‌هایی خاص مورد توجه قرار می‌گیرد که با سنن بزرگسالان همان جامعه تفاوت دارد. اما هنگامی که تغییرات سریع و همه‌جانبه در یک جامعه رخ می‌دهد، دیگر تنها این تفاوت جسمانی و فیزیولوژیک نیست که تمایز نسلی را شکل می‌دهد بلکه پدیده به تمام معنا همه ساختار اجتماعی و فرهنگی را تحت تاثیر قرار می‌دهد، تاثیری که ممکن است محدوده آن از تفاوت و تمایز فراتر رود و به تقابل برسدو به نظر می‌رسد این گسست نسلی و تعارض و کشمکش ناشی از آن در جامعه ایران امروز ارتباطات انسانی را در خانواده‌های ایرانی با مشکل مواجه ساخته و به چالش کشیده است. نسل‌های از خودبیگانه و بی‌پیوند با عقبه خویش و نسل‌های خسته و فروکوفته از تحولات سنگین اجتماعی، نسل‌های درگیر در هجوم پیاپی امواج دریای خروشان اطلاعات و نسل‌های متکی بر ارزش‌ها و سنن ثابت مانده در اعصار و اینک سوای عدم تفاهم و تمایز تاریخی، به تقابلی آشکار پای می‌گذارند. نتیجه چنین تقابلی، سستی در ثبات اجتماعی و انهدام این ثبات مبتنی بر تفاهم، گفت‌و گو و یا مشارکت بین نسلی است.همچنین درضرورت انجام این تحقیق بایدگفت:تحولات اجتماعی چند دهه اخیر در جامعه ایران و تغییرات بنیادین ناشی از آن، به مثابه آزمایشگاهی بزرگ و سرشار از نمونه‌های مختلف قابل بررسی علمی می‌تواند انگاشته شود، چالش‌های مابین ارزش‌های سنتی و هنجارهای مدرن، پیدایش طبقات متوسط شهری نوین و غلبه آن بر سایر اقشار اجتماعی، تغییر الگوهای مصرف در جامعه، گسترش ارتباطات اجتماعی و تاثیر آن در جوامع روستایی و شهری، افزایش روزافزون وسایل ارتباط جمعی، جهش‌های جمعیتی و افزایش جمعیت، تغییر در ترکیب جمعیتی و افزایش شدید نسبت جمعیت جوان کشور، گسترش آموزش عالی و تغییر و تحول در مرجعیت فرهنگی، ورود شبکه جهانی اینترنت و ده‌ها مورد دیگر، زمینه‌ساز تغییرات شگرف در ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی در ایران بوده است. تغییراتی که گاه شدت و حدت روزافزون آن به ایجاد بحران‌های موضعی و یا حتی عمومی در جامعه انجامیده است.

طی سه دهه اخیر این تغییرات از شتاب روزافزونی برخوردار بوده است. پیروزی انقلاب اسلامی و پیامدهای آن، جنگ هشت ساله و آثار آن بر ابعاد مختلف زندگی مردم ایران به همراه پدیده‌هایی چون مهاجرت و افزایش ارتباط سیاسی، فرهنگی با جهان، مسایل اجتماعی ایران را واجد شرایطی خاص و ویژه کرده است.

شناخت این تغییرات و تاثیر آنها بر ارتباطات بین نسلی حائز اهمیت بسیار است، تنگناها و مسایل مختلف به وجود آمده در ارتباطات بین نسلی در جامعه ایران نمی‌تواند بدون شناخت ریشه‌ها، عقبه و همچنین وضعیت امروز و چشم‌انداز آینده آن مورد تدقیق قرار گیرد و راهکارهایی واقع‌گرایانه و برنامه‌ای کاربردی و منسجم برای رفع آن معضلات و مسایل طراحی شود.

بدون ادراک چیستی ارتباطات بین نسلی در ایران و بدون تعیین صریح و علمی محورهای عمده تفاوت و تعارض بین نسلی موجود، ارائه راهبرد و تدوین برنامه و تشخیص راهکار برای تحدید و انهدام گسست بین نسلی امکان‌پذیر نخواهد بود، زیرا جامعه ایران جامعه‌ای جوان است و هرم جمعیتی فعلی کشور به گونه‌ای است که لزوما می‌بایست در آن به برنامه‌ای برای همگرایی اندیشید. آنچه در ارتباطات بین نسلی در ایران امروز به مثابه جامعه‌ای در حال گذار تاریخی به مرحله‌ای نوین به چشم می‌خورد، اهمیت و ضرورت پژوهش در این زمینه را دو چندان می‌کند زیرا در صورت عدم توجه به مسایل و تنگناهای موجود در ارتباط بین نسلی وبالاخص درجامعه دانشگاهی ایران امروز، بحران‌های موضعی آن که به شیوه‌های مختلف در زمینه‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی بروز کرده و می‌کند با یکدیگر پیوند خورده و نهایتا به بحرانی عمومی تبدیل خواهد شد. بحرانی که می‌تواند عواقب و آثار منفی سهمگینی درجامعه ایجاد کند. همچنین مهمترین سوالات این پزوهش:

- آیا بین نسل والدین و فرزندان فاصله و یا جدایی و یا عدم تفاهم و توافق دیده می‌شود؟

- فاصله، جدایی، عدم تفاهم و عدم توافق بین والدین و فرزندان در کدام زمینه‌ها بیشتر است؟

- علل، عوامل و ریشه‌های فاصله یا شکاف بین نسلی کدام است؟

 دراین زمینه اهدافی درنظرگرفتیم که عبارتند از:

  • شناخت چگونگی و چیستی مسایل و تنگناهای ارتباطات بین نسلی در ایران امروز از دیدگاه ارتباطات انسانی و شناخت بین نسلی.
  •  سنجش میزان تفاوت و ارزیابی شکاف نسلی در ایران نسبت به برخی از ارزش‌های اجتماعی و بررسی راههایی برای ایجاد و انسجام گفتگوی بین نسلی. 

درهرحال تلاش این پژوهش بر آن است که مسایل و تنگناهای به وجود آمده در این تقابل شکل گرفته و دوران گذار را بررسی نماید .

مروری بر ادبیات تحقیق :

منوچهر محسنی درسال 1352 تحقیقی را با هدف مطالعه و بررسی تفاوت ( دوری ) بین دو نسل انجام داد . وی در این بررسی که بر روی نمونة 940 نفری از دانشجویان سال دوم دانشگاه تهران و با استفاده از روشهای پیمایشی ، مصاحبه ، مشاهده و جمع‌آوری اسناد صورت پذیرفت ، نشان داد که 9/73 درصد از جوانان (از هر دو جنس) اعتقاد داشتند که یک خلاء عمیق بین نسل‌ها وجود دارد.

در خصوص دلیل این تفاوت‌ها ، بیش از 72 درصد جوانان علت را تکامل و رشد جامعه عنوان نمودند.همچنین تحقیق فوق نشان داد که پسرها بیش از دختران احساس متفاوت بودن را داشتند.(Mohseni, Manoucher,1972)

خانم مهناز توکلی در مقاله‌ای تحت عنوان «بررسی ویژگی‌های دو نسل در چارچوب نظام ارزشی» به بررسی نظام ارزش‌های مادران و همچنین اولویت‌های ارزشی هر دو نسل پرداخته است . وی با الهام از نظریة دگرگونی ارزش‌های اینگلهارت – که در آن ارزش‌ها به دو دسته فرامادی و مادی طبقه‌بندی شده است به بررسی میزان گرایش‌ افراد به ارزش‌های مادی شامل مقولات ارزشی ثروت ، زندگی مرفه و امنیت ملی و ارزش‌های معنوی شامل مقولات ارزشی مذهبی ، اخلاقی ، تعهد ملی و علمی پرداخته است .

یافته‌های این تحقیق که در سال 78-1377 به روش پیمایشی بر روی جامعة آماری دانش‌آموزان دختر مقطع دوم متوسطه آموزش و پرورش منطقة 5 تهران صورت پذیرفته ، نشان می‌دهد که شکاف نسلی میان مادران و دختران وجود ندارد و تنها تفاوت‌های مشاهده می‌شود که قابل توجه و معنادار نیست.

در حقیقت می‌توان گفت که نتایج این تحقیق مؤید رویکرد خوش‌بینانه به موضوع شکاف نسل‌ها می‌باشد . به عبارت دیگر بیش از تضاد میان نسل‌ها در سطح ارزش‌ها ، وفاق و همگرایی نسل‌ها مشاهده می‌شود . در واقع در سطح ارزش‌های دو نسل همگرایی وجود دارد .( توکلی ، 1382)

تقی آزاد ارمکی در پژوهش با عنوان "بررسی تحولات فرهنگ – اجتماعی خانواده تهرانی طی سه نسل" و با رویکرد کارکردگرایی به بررسی تغییرات و دگرگونی‌های پدیدآمده در خانواده در یک دورة زمانی کمتر از یک قرن پرداخته است . در این بررسی که بر روی 383 خانواده ساکن در 22 منطقه شهر تهران انجام پذیرفت ، نتایج زیر به دست آمد :

الف- در خانواده تهرانی تغییراتی پدید آمده است : نگرش‌های افراد در خانواده نسبت به مسایل عمده‌ای چون ازدواج، روابط پسر و دختر قبل از ازدواج، مهریة و جهیزیه، مراسم عروسی، طلاق و ... تغیی نموده است .

ب- در عین حال در میان مردم تهران هنوز خانواده به عنوان امری جدی اجتماعی تلقی می‌شود و در جهت حفظ و بقای آن تلاش به عمل می‌آید. از این رو توجه به سنت‌های خانوادگی ، حمایت از فرزندان برای تحصیل و کار و ازدواج و حتی خرید خانه و رفع مشکلات احتمالی آنها و قبول این امر که پیران بایستی مورد حمایت قرار گیرند به معنی حفظ خانواده است .

ج- در درون خانواده، تفاوت‌ها بر اساس شکل‌گیری و تمایزپذیری نسلی قابل فهم‌تر می‌باشد به عبارت دیگر تحولات خانواده با وجود نسل جدید در کنار نسل‌های دیگر در جهت انطباق‌پذیری با شرایط جدید اجتماعی – فرهنگی ایران و جهان است ."( ‌ آزاد ارمکی ، 1382، 1-23)

وی در نهایت معتقد است که در شرایط فعلی جامعة ما "مجموعه‌ای از رفتارها ، عقاید ، ارزش‌ها و هنجارهای قدیم و جدید در کنار هم ، ولی با دامنه‌های متفاوت و مقبولیت وجود دارند و به حیات خود ادامه می‌دهند و خانواده به رغم این تغییرپذیری در شکل و کارکرد کماکان پربرجاست (همان ، 23).

 

چارچوب نظری

دراین راستا نظریه های بسیاری موردبررسی قرارگرفت که دراینجا فقط به نام تئوری هااکتفامی کنیم.

غلامرضا کاشفی در یک سخنرانی تحت عنوان شکاف نسلی در ایران تئوری‌های مربوط به شکاف نسلی را به چهار دسته تقسیم نموده است که عبارتنداز:

1- تئوری‌های چرخه زندگی

این دسته از تئوری‌ها اینگونه بیان می‌کنند که به عنوان مثال بین نسل دهه 20، 40 و 60 تفاوتهایی وجود دارد اما این تفاوتها هیچ معنایی ندارند.

2- تئوری‌های تحولات طولی

براساس این تئوری‌ها نظام اجتماعی تحول پیدا می‌کنند و هیچ نظام فرهنگی، اجتماعی و سیاسی در عالم نیست که تحول پیدا نکند. جامعه ایران هم طی یک قرن گذشته تحولات بسیاری را پشت سر گذاشته است.

محور اصلی این دسته از تئوری‌های این است که شکاف نسلی مربوط به تح

ولات طولی نظام اجتماعی است. حاملان اجتماعی این تحولات در ایران همواره جوانان بوده‌اند که هر 10، 15 سال یک بار یک نسل جدید با افقهای جدید به میدان آمده و تحول را در جامعه ایران پیش برده است.

3- تفاوت‌ها هم عرضی و یا هم زمانی هستند

در این تئوری بیان می‌شود که در هر نظام اجتماعی، نوعی رابطه استیلاجویانه بین نسل سالمند، بزرگسال و جوان اتفاق می‌افتد، در مدرسه هم ممکن است این رابطه باز تولید شود همینطور در دانشگاه و محیط کار. این نسبتهای استیلاجویانه در کنشهای جمعی، مقاومت جوانان را برمی‌انگیزد و باعث می‌شود آنها خویشتن مستقل خود را نشان دهند، مثل شورشی‌های بعد از مسابقات ورزشی یا اتفاقاتی که در دانشگاه می‌افتد.

4- تئوری‌هایی که تجربه‌های ویژه نسلی را بیان می‌کند

اساس این تئوری‌ها بر این مدعاست که همواره تجربه‌های شگرف، بزرگ و گرم اجتماعی افقهای ویژه‌ای را برای یک نسل تولید می‌کند که نسلهای بعدی را متاثر می‌کند. ممکن است نسل بعد در مقابل آن مقاومت کند ممکن است همنوایی کنند. راز تفاوتها، گرایشها و باورها و الگوهای رفتاری نسلها را باید براساس آن تجربه بزرگ فهمید (کاشی، 1382).

براساس نظریه ذهنیت نسلی کریستوفر بالس، هر نسلی دوران و ابژه‌های مخصوص به خود را دارد و به تبع آن تجربه‌های عینی که با آن روبروست جهان را به گونه خاص خود فهم و تفسیر می‌کند. این بدان معنا نیست که بین جهان این نسل  و نسل پیشین نقطه اشتراکی وجود ندارد. بلکه آنچه این نسل به نسل بعد منتقل می‌کند در جهان معنایی دیگر نسل بعد مضمحل می‌شود (کریستوفر بالس، 1380).

دیدگاه‌های مطرح در شکاف نسلی

به اعتقاد بنگستون[2] سه دیدگاه عمده در زمینه شکاف نسلی وجود دارد. در یک سوی طیف کسانی هستند که معتقد به مساله عمیق هستند و در سوی دیگر کسانی هستند که شکاف عمیق را یک توهم و خیال می‌پندارند و معتقدند که این موضوع از سوی وسایل ارتباط جمعی به غلط به مردم تحمیل شده است. دیدگاه دیگری مابین دو دیدگاه قبلی وجود دارد که معتقد به پیوستگی و تفاضل گزینشی بین نسلهاست.

 

تئوری شکاف عمیق

طرفداران این دیدگاه معتقدند که شکاف بین جوانان و بزرگسالان نسبتا شایع و گسترده است. اینان فرهنگ جوانان را از نقطه نظر ارزشهای غالب و مسلط نه تنها متفاوت بلکه متضاد با فرهنگ رایج بزرگسالان می‌دانند. به عنوان مثال مید[3] (1970) معتقد است که الگوی فرهنگی جدیدی ظاهر شده است که در آن دیگر الگوی مدل جوانان افراد معاصر هستند

تئوری عدم شکاف

در آن سوی طیف، متفکران اجتماعی مانند ریس[4]، لوبل[5]، لیپت[6] و آدلن[7] تاکید دارند که ارزشهای جوانان اختلاف شدیدی با بزرگسالان ندارد. اینان معتقدند که در حالی که ممکن است جوانان و بزرگسالان دارای جدایی اجتماعی باشند ولی شکاف بین آنها اساسا ارتباطی با قبول ارزشهای مختلف ندارد. بلکه جدایی بیشتر در زمینه قابلیت کاربرد موقعیتی توصیه‌های هنجاری برای تحقق دادن به ارزشها می‌باشد.

دیدگاه پیوستگی و تفاضل گزینشی

این دیدگاه معتقد است که تضاد اندکی بین نسلها در مورد ارزشها وجود دارد. طرفداران این دیدگاه ضمن پذیرش این فرضیه که وجود شکاف بین نسلها توهم و خیالی بیش نیست، معتقدند که ارزشهای مورد قبول یکسان و مشابه می‌توانند در قالب الگوهای رفتاری متفاوت نمایان شوند.

 (تیموری، همان، 35-37).

دیدگاههای مطرح شکاف نسلی در ایران

پدیده شکاف نسلی در ایران چند سالی است که از سوی اندیشمندان و محققین مطرح شده است وقتی که درباره شکاف نسلی یا تفاوت نسلی صحبت می‌کنیم به این واقعیت اشاره می‌کنیم که گروههای سنی جدیدی پا به عرصه نهاده‌اند که سلیقه‌ها، علایق، ارتباطات و نمادهایشان با نسل پیشین متفاوت است. در پاسخ به این سوال که آیا شکاف یا گسست نسلی در ایران امروز وجود دارد یاخیر؟ دیدگاه‌های گوناگونی مطرح گردیده است به طور کلی می‌توان این دیدگاهها را در چهار دسته طبقه‌بندی نمود که عبارتنداز:

 

1- دیدگاهی که از شکاف نسلی در ایران دفاع می‌کند

برخی از متفکران اجتماعی نه تنها به وجود شکاف نسلی در ایران اعتقاد داشته، بلکه مدعی‌اند که این شکاف به تدریج گسترده‌تر هم می‌شود. اینان از سویی مدرنیته و تحولات سریع اقتصادی، اجتماعی، فرایند جهانی شدن، تغییرات جمعیتی، تاثیر نخبگان و انقلاب اسلامی را در به وجود آوردن شکاف نسلی موثر دانسته و از سوی دیگر به عدم پاسخگویی مناسب نظام سیاسی، اجتماعی کشور در تشدید شکاف نسلی اشاره می‌کنند (آقاجری، 160:1382، فیرجی، 73:1382؛ قادری 188:1382؛ سریع القلم 73:1382).

 

2- دیدگاهی که به تفاوت نسلی قائل است نه شکاف یا گسست نسلی

عده‌ای از نظریه پردازان روان شناس معتقدند که تفاوت نسلها پدیده‌ای بیولوژیک و روانشناختی است و گروهی دیگر بر این باورند که گرچه میان نسل جدید و نسل قدیم تفاوتهایی وجود دارد اما این تفاوتها آن قدر وسیع نمی‌باشد که بتوان از آن به عنوان شکاف نسلی نام برد (توکلی، 372:1382-376).

 

3- دیدگاهی که مساله اصلی را گسست فرهنگی مطرح می‌نماید و نه گسست نسلی

از این منظر اختلاف بین نسلها براساس گسست فرهنگی موجود بین نسلها توضیح داده می‌شود. در شرایط گسست فرهنگی جامعه براساس دو رویکرد سنتی و جدید به دو گروه تقسیم شده و در هر گروه پیر و جوان در کنار هم قرار دارند و سن ملاک تقسیم گروه درجامعه در نظر گرفته نمی‌شود (مددپور، 23:1382 تا 31؛ آقاجری، 162:1382 تا 169).

 

4- دیدگاهی که با بیم و امید به شکاف نسلی نگریسته و معتقدند که در صورت فقدان مدیریت صحیح تفاوت نسلی به شکاف نسلی منجر می‌گردد.

برخی از اندیشمندان اجتماعی با بیم و امید به پدیده شکاف نسلی نگریسته و معتقدند که با توجه به شرایط انقلاب در ایران و مشکل نسل انقلابی در دفاع و پافشاری بر ارزشهای انقلابی خود و عدم انعطاف‌پذیری نسبت به تحولات جدید دیر یا زود با پدیده گسست نسلی مواجه خواهیم شد. این گروه دقیقا نمی‌توانند به وجود یا عدم شکاف یا گسست نسلی رای دهند. اما با تناظر شرایط ایران و انقلابهای اجتماعی دیگر احتمال وقوع شکاف نسلی را در شرایط تداوم انعطاف ناپذیری حاکمان و نسل انقلاب می‌دهند (معیدفر، 63:1383 تا 64).

 

چارچوب نظری پ‍‍ژوهش

در ایران به طور ویژه می‌توان به دو رویکرد خوش‌بینانه و بدبینانه اشاره کرد. عده‌ای معتقد به عدم وجود شکاف بیش از حد معمول میان اولویت‌های ارزشی والدین و فرزندان می‌باشند. براساس این رویکرد خوش‌بینانه می‌توان گفت که تغییر امری طبیعی، حتمی، ضروری و مداوم است و فرایند جذب و دفع فرهنگی همیشه وجود داشته است و اصولا یک ویژگی فرهنگی محسوب می‌شود.

در مقابل رویکرد بدبینانه معتقد است که نسل جوان امروز به شدت تحت تاثیر ارزشهای غربی قرار گرفته و دچار مسخ فرهنگی شده و از سوی فرهنگ سنتی خودگریزان و دور شده است. در نتیجه فاصله‌ای میان آن نسل پیشین که خود را پایبند به ارزشهای فرهنگی سنتی خود می‌بیند، ایجاد شده که خود موجب درگیری‌ها در خانواده و سست شدن انسجام آن شده است.

پس از مروری بر نطریات شکاف نسلی به ارزشها و هنجارهای میان فرزندان و والدین پرداخته و تاثیر آن را بر روابط بین نسلی مورد بررسی قرار دهد.

متغیر وابسته در این تحقیق مفهوم روابط بین نسلی است. برای شناخت این مفهوم و نقش آن در ارتباط فرزندان با والدین به تشریح اجزاء این مفهوم از دیدگاه دکتر فرهنگی پرداخته شد.

رابطه بین نسلی از نظر آقای دکترعلی اکبرفرهنگی(فرهنگی::183) دارای 5 ویژگی است:

1- خودگشودگی

2- تساوی

3- حمایت‌گری

4- مثبت‌گری

5- همدلی

مفهوم خودگشودگی دارای تاثیرات بسیار در ارتباطات میان فردی است. مهمترین جنبه یا ویژگی این مفهوم شایق بودن است، یعنی این که فرستنده پیام خود را در مقابل طرفهای ارتباطی با گشودگی نسبی بگشاید.

دومین جنبه این مفهوم بر این نکته تاکید دارد که اکثر انسانها تمایل دارند که عکس‌العمل دیگران را در مقابل گفته‌ها و اعمال خود ببیند. در سومین جنبه این مفهوم تملک احساسات و تفکرات درارتباط است. در یک جمله می‌توان گفت که گشودگی عبارت از این که شخص بتواند احساسات و تفکرات خود را که به آن وقوف کامل دارد به اطلاع دیگری یعنی گیرنده پیام برساند.

خودگشودگی موجب تسهیل در فراگرد ارتباطی و دستیابی به شناخت خویشتن می‌شود. عواملی چند بر خودگشودگی موثر بود که می‌توان از دو طرفه و قابل تسهیم بودن این ویژگی یاد کرد. خودگشودگی به موضوع مورد گفتگو و شخصی که خود را می‌گشاید نیز بستگی دارد.

همدلی نیز در روابط بین نسلی نیز اهمیت بسیار دارد. همدلی در یک رابطه تعاملی آغازگر یک فراگرد ارتباطی خوب است و آن زمانی است که شخصی با شخص دیگر احساس مشترک داشته باشد. به عبارت دیگر همدلی یعنی احساس مشترک با دیگران به گونه‌ای که طرفین درگیر در یک فراگرد ارتباطی به یک احساس مشترک دست یابند.

حمایت‌گری از دیگر مولفه‌های موثر در رابطه بین نسلی به شمار می‌آید و آن عبارت است از روابطی که در فضای حمایت‌گرایانه شکل گرفته باشد، چنانچه این فضا توام با ترس و تهدید و خشونت همراه باشد دیر یا زود رابطه به دشواری گراییده و ممکن است به گسیختگی بیانجامد. در مورد ارتباط بین فرزندان و والدین می‌توان گفت رابطه موثر فرزندان با والدین‌شان در فضایی آکنده از دوستی، محبت و اعتماد است که افراد به راحتی بتوانند با یکدیگر گفتگو داشته باشند.

مثبت‌گرایی چهارمین عامل موثر در ارتباطات میان فردی است که در سه عامل یا قسمت طبقه‌بندی می‌شود:

1- احترام مثبت و معین به خویشتن

2- انتقال احساس خوشایند خود نسبت به دیگران

3- داشتن احساس مثبت و خوشایند در فراگرد ارتباطی

موثر بودن ارتباط میان فردی در وجود عاملی به نام تساوی فعلیت می‌یابد. یعنی پذیرش این فرض که درارتباط با افراد با علم به اینکه آنها (افراد) در برخی از جنبه‌ها مشترک نیستند بر نقاط مشترک در فراگرد ارتباط توجه شود.

پس از شکل‌گیری متغیر وابسته تحقیق برخی از ارزشها، هنجارها و اصول و موارد مهم در زندگی از نظر والدین و فرزندان، نگرشهای جنسیتی این دو نسل، هنجارهای ازدواج در بین دو نسل، رابطه بین متغیر وابسته و متغیرهای مستقل مورد ارزیابی قرار گرفت.

 

به طور خلاصه می‌توان مدل نظری تحقیق را این گونه ترسیم کرد.

 

رابطه بین نسلی

اختلاف سنی والدین با فرزندان

وضعیت تحصیلی والدین

کیفیت ارتباط بین نسلی

کمیت ارتباط بین نسلی

(مدت زمان ارتباط فرزندان با والدین)

ارزش‌ها و هنجارهای مشترک ازدواج از نظر والدین

           
   
 
   

اصول و موارد مهم در زندگی ازنظر دونسل

 
   

نگرش‌های جنسیتی دو نسل

 

 

 

 

 

 

 

 

عوامل موثر بر این رابطه در قالب متغیرهای مستقلی چون اختلاف سنی فرزندان با والدین و فاصله تحصیلات دو نسل با یکدیگر، کیفیت ارتباط بین دو نسل و نگرشهای مرتبط با زندگی از نظر دو نسل مورد بررسی و آزمون قرار گرفت.

 

روش اجرای تحقیق

نوع تحقیق باتوجه به هدف تحقیق کاربردی است و از نظر جمع‌آوری اطلاعات و داده‌های تحقیق توصیفی و میدانی می‌باشد. ابزار عمده جمع‌آوری اطلاعات پرسشنامه است.

در مرحله آماده سازی تحقیق و فراهم آوردن مقدمات کار تا تنظیم پرسشنامه و همچنین در مرحله تحلیل داده‌ها نیز از روش اسنادی و کتابخانه‌ای نیز استفاده گردیده است.

فرضیه‌های تحقیق

1- به نظر می‌رسد بین میزان فعالیت مشترک دو نسل (والدین و فرزندان) و رابطه بین نسلی ارتباط معناداری وجود دارد.

2- به نظر می‌رسد بین کیفیت ارتباط بین نسلی و رابطه بین نسلی افراد ارتباط معنادار وجود دارد.

3- به نظر می‌رسد بین منابع الگوگیری و گروههای مرجع با رابطه بین نسلی ارتباط معنادار وجود دارد.

4- به نظر می‌رسد بین کیفیت ارتباط بین نسلی و تاثیرپذیری فرد از والدین ارتباط معنادار وجود دارد.

5- به نظر می‌رسد، زمینه‌های ارزشی و موارد مهم در زندگی (خانواده، دوستان، وقت آزاد، سیاست، کار، ثروت، تحصیلات، دین و هنر) از نظر فرزندان و والدین متفاوت و در روابط بین نسلی موثر است.

6- به نظر می‌رسد بین نگرش به ارزشها، هنجارها و معیارهای ازدواج از نظر فرزندان و والدین در رابطه بین نسلی ارتباط معنادار وجود دارد.

7- به نظر می‌رسد بین نگرشهای جنسیتی دو نسل و رابطه بین نسلی ارتباط معنادار وجود دارد

8- به نظر می‌رسد بین تحصیلات والدین و رابطه بین نسلی ارتباط معنادار وجود دارد.

9- به نظر می‌رسد بین سن والدین و رابطه بین نسلی ارتباط معنادار وجود دارد.

جامعه آماری و شیوه نمونه‌گیری

جامعه مورد آزمون در این تحقیق، دانشجویان دانشگاههای آزاد اسلامی تهران در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد در نیمسال دوم سال تحصیلی 88-1387 در نظر گرفته شده است.

در این پژوهش حجم نمونه براساس فرمول کوکران محاسبه و از روش نمونه‌گیری تصادفی ساده و تصادفی سیستماتیک استفاده گردیده است.

مفاهیم

باتوجه به اینکه واحد مطالعاتی در مطالعات مربوط به روابط بین نسلها مفهوم نسل می‌باشد، به بررسی این مفهوم و سایرمفاهیم نظری وعملی به عنوان مفاهیم کلیدی تحقیق می‌پردازیم:

 

- مفهوم نسل

مفهوم نسل از نقطه‌نظر زیست شناختی و شجره شناختی معنای صریحی دارد و بر یک رسته همدوره از یک نیای مشترک اطلاق می‌شود با وجود اینکه قایل شدن به تمایز هم عمران و همسالان دارای اهمیت است (نیکلاس آبر کرامبی و همکاران، 167:1370) ولی این مفهوم در جامعه شناسی پیچیدگی دارد. جامعه شناسان، سیاستمداران، روان شناسان، روان شناسان اجتماعی و جمعیت شناسان و مردم شناسان هرکدام به ارائه تعاریفی از نسل پرداخته‌اند. ولی با وجود این وفاق کافی در مورد معنای نسل وجود ندارد. اشاره به برخی از تعاریف به شناخت مفهوم نسل کمک خواهد نمود.

از منظر جمعیت شناسی، نسل[8] به گروهی از افراد اطلاق می‌شود که مرحله‌ای از حیات را با یکدیگر آغاز کرده یا پایان داده باشند. گروهی که در یک زمان فارغ‌التحصیل می‌شوند گروهی که در زمانی بالنسبه نزدیک به هم به دنیا آمده یا ازدواج کرده‌اند (ساروخانی، 107:1375). توجه جمعیت شناسان به مفهوم نسل به معنای هم دوره‌ای بودن در اشاعه این معنی در میان دیگر رشته های علوم اجتماعی موثر بوده است.

دانشمندان علوم اجتماعی غالبا اصطلاح نسل[9] را برایمعرفی کسانی به کار می‌برند که تقریبا همزمان زاده شده‌اند. چه خویشاوند باشند و چه نباشند. در این معنا کوشش می‌شود تا رفتار اعضای نسل باتوجه به شرایط زمان آنها توضیح داده شود. به همین دلیل است که از نسل برباد رفته نسل بعد از جنگ و مانند آنها سخن گفته می‌شود (گولد و همکاران، 844:1376).

).

کارل مانهایم[10] از جمله اولین نظریه پردازانی است که مفهوم نسل را به کار برد. وی افرادی را که در درون نسلها موجودند و دارای دیدگاه مشترک براساس تجربیات مشترک هستند از افرادی که چنین وضعیتی را ندارند متمایز کرده و از آنها به عنوان واحدهای نسلی[11] نام می‌برد.

واحدهای نسلی خرده گروه‌های درون نسل هستند که به شیوه‌های گوناگونی و خاصی در مورد مصالح مشترکشان عمل می‌کنند. برای نمونه هیپی‌ها و فعالان چپ جدید را می‌توان به واحدهای نسلی متفاوت متعلق دانست که به یک انگیزه تاریخی مشترک با شیوه‌های گوناگون واکنش نشان می‌دهند. آنها با عرصه دیدی یکسان، ولی نگرشی متفاوت به جهان نگاه می‌کنند (لوئیس کوزر، 569:1382).

بیکر نسل را گروهی از افرادی می‌داند که در فاصله زمانی معین به دنیا آمده‌اند و می‌نویسد:

غالبا گروه‌هایی که مقارن با یک رویداد تاریخی بوده‌اند نیز تحت عنوان نسل آن رویداد نام می‌برند. مثلا مردان و زنان جوان جنگ جهانی اول، نسل جنگ اول خوانده می‌شوند. وی معتقد است که مطالعه نسلی معمولا شامل دوره کودکی نمی‌شود، بلکه دوره‌های بعدی را دربرمی‌گیرد و معمولا با نسل قبل و بعد نیز مقایسه می‌شود. همچنین وی محدوده یک نسل را نه متولدین یک سال بلکه گروههای سنی در نظر می‌گیرد (ترزال بیکر، 118:1377).

شاید از برخی جهات بتوان گفت که یک نسل عبارت است از فاصله میان والدین با فرزندانشان شاید این تعریف چندان جامع به نظر نرسد و نیازمند تعریف بهتری از نسل باشیم کریستوفر بالس[12] در ذهنیت نسلی سعی می‌کند معنای جامعتری از نسل را ارائه نمایند. حدودا در هر ده سال ما از فرهنگ، ارزشها، پسندها، علایق هنری، دیدگاههای سیاسی، قهرمانهای اجتماعی خود تعریفی جدید ارائه می‌کنیم. این مجموعه هر یک دهه به نحوی بارز دگرگون می‌شود (کریستوفر بالس، 7).

از نظر وی دهه تقریبا کوچکترین واحد زمانی است که به عنوان شاخص برای تعیین فرهنگ جمعی می‌توان به کار برد.

برخی از نظریه پردازان مانند مارک بلاک معتقدند که نسلها را می‌توان بر مبنای مفهوم دهه به سهولت تعریف کرد.

هیوز نیز مفهوم نسل را انعطاف پذیرتر از این می‌داند که بتوان آن را با مفهوم دهه به سادگی تعریف کرد و بیان می‌دارد، نسلهایی هستند که ]آراء و افکارشان[ مدتها دوام می‌یابند و متقابلا برخی نسلها دیری نمی‌پایند. فقط از راه مشاهده است که می‌توانیم ببینیم این منحنی در کدام نقاط مسیرش را عوض می‌کند (همان، 7).

سپس خود بالس این گونه نتیجه‌گیری می‌کند که بهتر است بگوییم حدودا هر ده سال، امکان پیدایش یک نسل جدید به طور بالقوه وجود دارد.

کریستوفر بالس برای توضیح مفهوم نسل به تعریف ابژه‌های نسلی می‌پردازد که به اعتقاد وی زیرگونه ابژه‌های فرهنگی‌اند. می‌توان گفت ابژه‌های نسلی آن پدیده‌هایی هستند که برای ایجاد حس هویت نسلی به کار می‌بریم. این ابژه‌ها چه بسا توسط نسلهای قبلی نیز استفاده شده باشند اما برای آنان حکم چارچوب شکل دهنده یک نسل را نداشته‌اند، حال آنکه، برای کودکانی که بعدها در سنین جوانی با تجربه کردن این ابژه‌ها به نحوی ناخودآگاهانه احساس همبستگی ]نسلی[ می‌کنند چنین حکمی را دارند (همان، 9).

به طور خلاصه می‌توان گفت که نسل عبارت است از مجموعه‌ای از انسانها که در ابژه‌های نسلی با یکدیگر سهیم شده‌اند یعنی کسانی که از ابژه‌های معینی برخوردار شده آن ابژه‌ها را به خوبی درک کرده‌اند و درنتیجه اکنون به آهستگی بینشی درباره واقعیت اجتماعی برای خود به وجود می‌آورند (همان، 9).

با مشاهده اشیا داخل اتاقهای فرزندانمان به سادگی می‌توان پی برد که ابژه‌های فرهنگی که بخشی از دیرینه شناسی ذهنیت نسلی‌اند چگونه زیر و رو شده‌اند.

به تعبیر بالس فقط زمانی که نسلی نوظهور، سلیقه‌های نسل قبلی را به وضوح نقض می‌کند می‌توان فهمید نسلی جدید ظهور کرده است. نسل نوظهور ممکن است به نوبه خود نسلهای قدیمتر را به شدت بهت زده کنند. چنانچه در دهه 1960 نیز چنین شد. جوانان موهایشان را بلند کردند، در نافرمانی مدنی خبره شدند، رابطه بی‌ثبات جنسی را ستودند و یکدیگر را به ترک تحصیل توصیه کردند (همان، 11).

دراین تحقیق منظور ما از نسل باتوجه به مفاهیم فوق و فاصله سنی که بین فرزندان و والدین وجود دارد مشخص می‌شود.

 

- مفهوم شکاف نسلی[13]

همانگونه که در مورد مفهوم نسل جامعه‌شناسان، سیاستمداران و محققان امور فرهنگی تعاریف گوناگونی ارائه می‌کنند در مورد شکاف نسلی نیز مفاهیم متعددی به کار رفته است. در فرهنگ لغت انگلیسی آکسفورد، شکاف نسلی این گونه تعریف شده است:

« تفاوت در نگرش و رفتار نسل جوان و مسن‌تر که منجر به عدم درک یکدیگر می‌شود.» (Oxford Dictionary, P:535).

تفاوت نسلی و برخورد نسلی همیشه وجود داشته است. اما هیچ زمانی چنین با شدت بیان نشده است.

واژه شکاف نسلی توسط جامعه شناسان و مردم شناسان غربی در سال 1960 وضع گردیده و تا امروز نیز این واژه همچنان به کار می‌رود.

همانگونه که اسلر[14] (1984) اظهار می‌دارد بیشترین موج آگاهی از شکاف نسلی به دهه 1960 برمی‌گردد و آن زمانی است که مقالاتی در مورد شکاف نسلی به طور وسیعی در رسانه‌های جمعی و مجلات دانشگاهی منتشر گردید و توجه عموم را برانگیخت. به عنوان مثال در اواخر دهه 1960 و اوایل 1970 بود که در روزنامه نیویورک تایمز به شکاف نسلی اشاره شد (به نقل از اینترنت Wikipedia Encyclopedia).

در دایره المعارف ویکی پدیا[15] شکاف نسلی به عنوان تفاوت گسترده فرهنگی در هنجارهای[16] نسل جوان و نسل قدیم توصیف شده است و این امر زمانی اتفاق می‌افتد که دو نسل یکدیگر را به دلیل تفاوت در تجارب، عقاید، عادات و رفتار، درک نکنند (Ibid).

از نظر بوزمن[17]، یک مفهوم شکاف نسلی عبارت است از تفاوت ارزشها و اعتقادات میان والدین و فرزندان. درنتیجه این تفاوت ارزشها بسیاری از والدین نگران از دست دادن نفوذشان بر فرزندان خود هستند در زمانی که عقاید گروه همسالان به طور عمده‌ای ارزشمند می‌گردد (انترنت، Duncan, Steve).

شکاف بین نسلها پدیده‌ای است که قبل از انقلاب نیز وجود داشته است اما با وقوع انقلاب اسلامی و دگرگونی‌های عمده و سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ناشی از آن و جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و تغییراتی که در پاره‌ای موارد روندی تند و ناگهانی داشت مساله شکاف بین نسلی و تبعات حاصل از آن موردتوجه مسئولین و عموم قرار گرفت.

 

مفهوم خودگشودگی

در تعریف خودگشودگی، می‌توان گفت که خودگشودگی عبارت است از هر اظهاری که فرد در مورد خود و تواناییها و شخصیت خود ارائه می‌نماید. برخی از پژوهشگران و نویسندگان مانند ورثی[18] و کوهن[19] خودگشودگی را تنها شامل آن دسته از اظهاراتی می‌دانند که فرد به گونه‌ای آگاهانه و تعمدی و اختیاری[20] در مورد خود با دیگران مطرح می‌سازد (همان، 184). برخی از نویسندگان دیگر معتقدند خودگشودگی اظهاراتی را در برمی‌گیرد که فرد خود آن را می‌داند و دیگران احتمالا بدان دسترسی پیدا نکرده‌اند. علی اکبر فرهنگی باتوجه به تعاریف فوق و با درنظر گرفتن ارتباطات ارادی، خود گشودگی را آن دسته از اظهاراتی در مورد فرد در نظر می‌گیرد که ارادی است و اشخاص دیگر، حتی به آن دسترسی ندارند. وی معتقد است که خودگشودگی یا خودافشاگری می‌تواند در زمانی بی‌خطر و دور از شرایط تهدیدآمیز (به عنوان مثال: بیان احساس فرد در مورد یک فیلم یا داستان) و در زمانی دشوار حتی تهدیدآمیز باشد (مانند زمانی که قصد داشته باشیم ناراحتی خود را از خودخواهی و خودستایی فردی به وی ابراز کنیم (همان، 184).

 

- جنبه‌های مختلف مفهوم خودگشودگی

مفهوم کیفی و خودگشودگی و تاثیر آن در ارتباطات میان فردی را می‌توان در سه جنبه اساسی دید. اولین و مهمترین و شاید واضح‌ترین جنبه گشودگی، شایق بودن می‌باشد. بدین معنا که فرد (فرستنده پیام) خود را در مقابل طرفهای ارتباطی با یک گشودگی نسبی، بگشاید. بکارگیری واژه گشودگی نسبی دلالت بر این مطلب دارد که لزوما گشودن تمام زوایای ناگشوده و نامفهوم زندگی برای دیگری ممکن است در فراگرد ارتباطی گشایشی ایجاد نکند. بلکه ممکن است در پاره‌ای موارد با بروز دلزدگی در فرد مقابل، فراگرد ارتباطی را از مسیر عادی خود خارج سازد. تئوریسین‌های دیالکتیک روابط معتقدند که برخلاف آنچه که درباره افزایش سطوح از خودگشودگی بحث می‌شود خودگشودگی کامل غیرواقعی و غیرممکن است. فرایند مفهوم خودگشودگی فرایندی خطی نیست و همیشه منجر به خودگشودگی نمی‌شود. به بیان دقیق‌تر مابین ضرورت به آشکار نمودن و پنهان نمودن حرکت می‌کنیم (Dindia, 2000, P:16).

دومین جنبه از خودگشودگی به اشتیاق فرستنده پیام در بروز دادن صادقانه اثر محرکات بر وی دارد و اینکه چه تاثیری بر وی نهاده‌اند، اکثر انسانها تمایل دارند که عکس‌العمل دیگران را در مقابل گفته‌ها و یا اعمال خود ببیند. زمانی که انسان در یک فراگرد ارتباطی با حالت تدافعی و یا بی‌تفاوتی فرد مقابل روبرو می‌شود دچار هراس می‌گردد. آنگونه که جک گیب[21] می‌گوید: هیچ چیز بدتر و دردآورتر از بی‌تفاوتی[22] نیست. حتی عدم تفاهم و عدم توافق در بسیاری از موارد پذیرفتنی‌تر است. (همان، 115).

جنبه سوم گشودگی که با مفهوم تملک احساسات و تفکرات درارتباط است، اولین بار از سوی آرتور بوچنر[23] و کلیفورد کلی[24] مطرح شده است. از این منظر تعبیر گشودگی آن است که شخص بتواند احساسات و تفکرات خود را که به آن وقوف کامل دارد به اطلاع دیگری یعنی گیرنده پیام برساند. معمولا افراد سعی دارند که به دیگران تفهیم نمایند که مسئول احساسات و تصورات و تفکرات خویش هستند. زمانی که فرد مالک احساسات و تفکرات خویش باشد در گفتگوها و ارزیابی‌های مسائل واقعیت را آنگونه که وجود دارد از نظر خود بیان می‌دارد و با گفتن جملات و عباراتی در جهت «خودیت»[25] حرکت می‌کند. آنگونه که آرتور بوچنر اشاره می‌نماید. دراین حالت ما به تصریح این حقیقت می‌پردازیم که احساسات ما منبعث از تعامل یا میان کنش بین واقعیت بیرونی و ادراکات، نگرشها و پیش داوریهای[26] درونی خود می‌باشد (همان، 116).

 

 

 

 

 

تساوی

گشودگی

همدلی

حمایت‌گری

مثبت‌گرایی

 
   


 

نمودار ارتباطات میان فردی اثربخش

 

مفهوم همدلی

کلمه همدلی ترجمه واژه انگلیسی Empathy در زبان انگلیسی می‌باشد که از واژه آلمانی Einfuhling آلمانی اخذ شده است و به معنای خود را به جای دیگری نهادن و احساس او (غم، شادی و...) را درک کردن می‌باشد (ساروخانی، 239:1375). بایستی در نظر داشت که بین سه کلمه همدلی Empathy، همدردی Simpathy و بی‌تفاوتی Apathy تفاوت وجود دارد.

بی‌تفاوتی آن است که فرد نسبت به احساسات و مسایل دیگران بی‌تفاوت باشد و طبیعی است که ما نمی‌توانیم یک رابطه خوب و پایدار با فرد دیگری را حفظ کنیم چنانچه نسبت به مشکلات وی بی‌تفاوت باشیم و خود را در غم و شادی وی شریک ندانیم. بی‌تفاوت بودن یا خنثی بودن به روابط میان نسلی آسیب می‌رساند زیرا که در فرد مقابل این احساس به وجود می‌آید که برای ما ارزشمند نبوده و نسبت به سرنوشت او بی‌علاقه هستیم. خنثی بودن یکی از عوامل عمده در ایجاد و دوری و جدایی در روابط می‌باشد. به همین دلیل برخی بی‌تفاوتی را نقطه پایان یک ارتباط تلقی می‌نمایند.

همدردی زمانی است که با فرد دیگر احساس مشترک داشته باشیم. شادی و غم او را شادی و غم خود تلقی نموده و بکوشیم تا از بار گرفتاریهایش بکاهیم. اغلب ما در ارتباطات خود نیاز چندانی به همدردی نداریم. حتی گاهی اوقات ممکن است چنین برخوردهایی را مطلوب ندانیم، همدردی در پاره‌ای از موارد می‌تواند به ناپایداری رابطه منجر می‌گردد: زیرا ممکن است به طور غیرمستقیم به فرد مقابل اینگونه القا شود که چون توان ما را در برابر حل مشکلات ندارد از وی حمایت می‌کنیم. در واقع این نوع همدردی به نوعی خود برتربینی[27] دلالت می‌کند.

اما همانگونه که بوچنر و کلی[28] بیان نموده‌اند همدردی جوهر اصلی تمامی فراگردهای ارتباطات انسانی است. پیرسون و نلسون[29] معتقدند همدلی توانایی ویژه‌ای است که از طریق آن می‌توان به نگرش فرد مقابل یا به عبارت دیگر مخاطب خویش پی برد و دنیا را از دریچه چشم او نگریست (فرهنگی، 211).

تراکس[30] در رابطه همدلی با مهارت ارتباطی می‌گوید: همدلی صحیح هم حساسیت نسبت به احساسات موجود و هم تسهیلات لازم کافی کلامی برای ارتباط با دیگری را دربرمی‌گیرد که موجب درک و تفاهم بیشتر و نیز استفاده صحیح از زبان برای القاء مفاهیم می‌شوند (فرهنگی، 118).

بایستی توجه داشت که منظور از همدلی دقیقا ارائه احساسی یگانه با فرد مقابل نمی‌باشد بلکه مدنظر آن است که در فراگرد ارتباطی به طرف مقابل تفهیم نمائیم که احساس او را درک نموده و برای وی ارزش و احترام قائل هستیم. همدلی نیازمند داشتن حساسیت[31] نسبت به دیگران و نشان دادن آن به دیگران است.

هدف اصلی و اساسی از درک و تفاهم مبتنی بر همدلی، پذیرش نگرش خویش و پذیرش نگرش دیگران است. زمانی می‌توان به تفاهم و همدلی دست یافت که این باور در تمامی انسانها شگل گیرد که اگر ما به درستی می‌اندیشیم دیگران نیز دارای اندیشه درستی می‌باشند هرچند که ممکن است با اندیشه ما مغایر باشد.

باتوجه به مطالب فوق برای ارتباط بهتر میان نسلی[32] بایستی به فرزندان خود توجه نموده و به آنان از طریق روشهای کلامی و غیرکلامی بفهمانیم که برای ما بسیار مهم هستند و ما آنها را درک می‌کنیم که در آن صورت لزومی ندارد که ما همان گونه که آنها می‌اندیشند رفتار کنیم. باید بپذیریم که نسل جوان با تجربیات متفاوت و به مقتضیات جوانی، انسانهای متفاوت از ما هستند. بایستی به وسیله بسط همدلی میان دو نسل و ایجاد توان درک متقابل یکدیگر در راه بهبود کیفیت روابط میان نسلی گام برداریم.

از آنجا که بیشتر انسانها به صورت غریزی گرایش به همدلی و همدردی دارند از این رو فرهنگهایی که موجب تسهیل این امر می‌شوند کمتر در معرض فراز و نشیب می‌باشند. در عین حال بایستی این نکته را مدنظر داشت که انسانها جدا از فرهنگ رفتاری حاکم بر آنها، در بسیاری از عواطف و احساسات انسانی با یکدیگر مشترک بوده و براساس غرایز و ماهیت انسانی خود رفتار می‌کنند.

بنی آدم اعضای یکدیگرند             که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی به درد آورد روزگار               دگر عضوها را نماند قرار

از نظر ساروخانی رابطه‌ای رو به تکامل می‌رود که بر همدلی، تفاهم و وسعت چشم‌اندازی مشترک بنا گردد (ساروخانی، 10:1380).

 

حمایت گری

روابط میان فردی موثر واطمینان بخش، روابطی است که در یک فضای حمایتگرانه شکل گرفته باشد. چنانکه این فضا توام با ترس، تهدید، خشونت همراه باشد دیر یا زود حس رابطه‌ای به دشواری گرائیده و درنهایت ممکن است به گسیختگی بیانجامد.

چنانچه در یک فراگرد ارتباطی به افراد این احساس دست دهد که نشان دادن مکنونات درونی و خواسته‌ها و نیازهایشان مورد تهدید یا انتقاد قرار می‌گیرد، با فرو رفتن در لاک درونی خود سعی در عدم گشودگی خویش می‌نمایند.

والدین بایستی به این نکته توجه داشته باشند که تنها در زمانی می‌توانند با فرزندان خود به راحتی به همدلی و گفتگو بپردازند که فضایی مناسب ارتباطی را به وجود آورند. فضای مناسب ارتباطی فضایی است آکنده از دوستی، محبت، عشق، اعتماد که در آن افراد بتوانند به راحتی خود را بگشایند.

در یک فضای حمایتگر ارتباطی، سکوت می‌تواند بسترهای مناسب برای ایجاد فضای مناسب را مهیا سازد و به عنوان ارزشی مثبت تلقی شود. از دیگر عوامل موثر بر فضای ارتباطی می‌توان از ارائه حالات توام با همدلی و تساوی با دیگران نام برد. چنانچه بتوان از نظر رفتاری و پایگاه اجتماعی خود را در سطح مخاطبان قرار دهیم، می‌توانیم به ایجاد یک فضای مناسب ارتباطی کمک نماییم.

 

مثبت گرایی

مثبت گرایی در ارتباطات میان فردی به سه عامل برمی‌گردد:

الف- احترام مثبت و معین به خویشتن

زمانی احترام میان فردی به درستی شکل می‌گیرد که فرد احترام مثبت و معینی برای خود قائل باشد. چنانچه فرد احساس مثبت و خوشایندی نسبت به خود داشته باشد انتقال این احساس مثبت به دیگران، آنان را به مثبت پنداری وادار می‌کند و چنانچه برعکس خود احساس ناخوشایندی و منفی از خود را به دیگران انتقال دهد، در آنان نیز چنین احساسی را به وجود می‌آورد.

ب- انتقال احساس خوشایند خود نسبت به دیگران

تنها داشتن احساس خوشایند نسبت به دیگران کافی به نظر نمی‌رسد بلکه بایستی این احساس خوشایند را به آنان منتقل کرد. انتقال چنین احساسی با ایجاد اثر مثبت فرد مقابل را تشویق به ارتباط فعال‌تر نموده و به تبع آن سطح ارتباطی را افزایش می‌دهد.

ج- داشتن احساس مثبت و خوشایند در فراگرد ارتباطی

وجود احساس مثبت و خوشایند در یک فراگرد ارتباطی تعاملی بین دو یا چند نفر بسیار مهم می‌باشد. چنانچه طرفین درگیر درارتباطات میان فردی پاسخ خوشایند از سوی مخاطب یا مخاطبین دریافت ننماید و یا پاسخ یا واکنش منفی مشاهده کنند به نحوی سعی در خروج از فراگرد ارتباطی می‌نمایند که به گسستگی ارتباطی[33] منجر خواهد شد (فرهنگی، 120).

 

تساوی

ارتباطات میان فردی عموما زمانی موثرتر خواهد بود که فضای حاکم فضای مبتنی بر تساوی باشد (فرهنگی، 120). در هر وضعیتی احتمال عدم تساوی وجود دارد. زیرا افراد از تمامی جهات با هم مساوی نیستند و به طرفی از یکدیگر متمایزاند. اما به هرحال انسانها با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند برای دستیابی به ارتباطی موثر می‌بایست باتوجه به تساوی در شخصیت طرفین به نقاط مشترک در فراگرد ارتباطات میان فردی خود که بیانگر نوعی تساوی می‌باشد تاکید بیشتری ورزند.

اصل تساوی در ارتباطات میان فردی بایستی از نظر گفتاری و شنیداری نیز رعایت شود. چنانچه در یک فراگرد ارتباطی تنها یکی از طرفین سخن بگوید و دیگری فقط شنونده باشد مسلما میزان اثربخشی ارتباط به نحو چشمگیری کاهش و در فرایند تعاملی بودن ارتباطات انسانی وقفه ایجاد می‌گردد.

افراد ممکن است از نظر ارتباطی دچار نوعی خودفریبی و یا تظاهر شوند. این امر معمولا زمانی حادث می‌شود که افراد از نظر موقعیت شغلی در رده‌های مختلف جای می‌گیرند. به عنوان مثال ممکن است یک مدیر عالی‌رتبه گفتگو با یک مستخدم جزء را بی‌ارزش تلقی نموده و تلاشی برای ایجاد فضای مناسب ارتباطی ننماید از طرفی ممکن است از نظر آن مستخدم جزء ارتباط مساوی غیرممکن باشد. علی اکبر فرهنگی چنین ارتباطی را دچار نوعی خودفریبی و تظاهر می‌داند و قرار گرفتن در چنین وضعیتی و تصور اینکه این ارتباط زاید و بدون نتیجه باشد و بایستی فقط با هم ترازان خود ارتباط داشت را نگرشی بسیار زیانبار و خارج از معیارهای صحیح ارتباطی معرفی می‌نماید و می‌گوید: اکثر کسانی که از نظر ارتباطی از مهارتهای بالایی برخوردارند درست برعکس این نگرش رفتار می‌کنند. آنان اغلب از اطلاعات فراوانی بهره‌مند می‌شوند (فرهنگی، 120-122).

یافته های توصیفی

در یک جمع‌بندی کلی ،می‌توان داده‌ها ی توصیفی تحقیق را این گونه شرح داد:

- در این تحقیق 44 درصد از پاسخگویان مرد و 56 درصد دیگر زن هستند.

- اکثریت دانشجویان مورد مطالعه مجرد می‌باشند و از آنجا که اکثریت پاسخگویان ساکن تهران می‌باشند می‌توان انتظار داشت که کمیت ارتباط بین فرزندان و والدین از فراوانی بالایی برخوردار باشند.

- نزدیک به نیمی از پاسخگویان اظهار داشتند که مادرانشان بین 53-48 سال سن دارند.

- باتوجه به اینکه جامعه مورد مطالعه در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشدند.

وضعیت تحصیلی مادران جامعه مورد مطالعه مورد بررسی قرار گرفت. داده‌ها نشان می‌دهد تنها 10 درصد از پاسخگویان مادرانشان دارای تحصیلات کارشناسی و بالاتر از آن هستند.

- نیمی از پاسخگویان سن پدر خود را بین 55-45 سال عنوان کردند.

- 20 درصد از پاسخگویان عنوان کردند که پدرانشان دارای مدرک تحصیلی کارشناسی و یا بالاتر می‌باشند. گرچه این نسبت در مقایسه با تحصیلات مادران (10 درصد لیسانس) در وضعیت مطلوبتری می‌باشد. اما همچنان فاصله سطح تحصیلات بین والدین و فرزندانشان عمیق می‌باشد. به عبارتی اکثریت جامعه مورد مطالعه به لحاظ تحصیلی از والدین‌شان در مرتبه بالاتری قرار دارند.

- ساکن تهران بودن اکثریت پاسخگویان و زندگی آنها با والدین‌شان در یک خانه باعث شده است که میزان ارتباط آنها به لحاظ کمیت در وضعیت مطلوبی قرار داشته باشد باتوجه به دانشجو بودن پاسخگویان و داشتن دغدغه‌های مختلف، آنها با والدین خود از یک ساعت تا بیشتر از 4 ساعت در شبانه‌روز درارتباطند.

- این ارتباط (فرزندان با والدین) که در میزان ارتباط در شبانه روز فرزندان با والدین مورد بررسی قرار گرفت. در فعالیتهای مشترک بین این دو اهمیت می‌یابد. یعنی صرف حضور فیزیکی فرد در خانواده باعث برقراری ارتباط موثر و مثبت نمی‌گردد. به همین خاطر فعالیتهایی که فرزندان با والدین به صورت تعاملی و مشترک انجام می‌دادند مورد بررسی قرار گرفت. نزدیک به 45 درصد از پاسخگویان اظهار داشتند که فعالیت مشترک چون غذا خوردن، مسافرت، بهره‌گیری از رسانه‌ها و حل مسائل خانواده را به صورت مشترک با خانواده و در سطح بالایی انجام می‌دهند.

- ارزشها و هنجارها در ازدواج با درصد فراوانی به نظر پاسخگویان و از نظر والدین‌شان با درصد فراوانی 72 درصد در حد متوسط و در وضعیت مشابهی قرار دارد. در توضیح این دو داده می‌توان گفت که والدین و فرزندانشان در برخی ازموارد نظرات کاملا همسو و مشابهی دارند و در برخی از موارد دیگر فاصله و اختلاف نظر درمورد معیارها و هنجارهای ازدواج وجود دارد.

- این وضعیت را می‌توان در نگاه و نگرش والدین با فرزندانشان در اصول و موارد مهم در زندگی ملاحظه کرد. 78 درصد از پاسخگویان و 65 درصد از والدین‌شان از نظرات متوسط (بینابین) درمورد اصول و موارد مهم زندگی چون قانون، سیاست، دین، کار، تحصیلات و... برخوردارند. یعنی تشابه در برخی از موارد و اختلاف نظر در موارد دیگر.

- اختلاف نظر و دید در موردی چون نگرشهای جنسیتی معنادارتر می‌گردد. نظر به ارتباطات، تحصیلات، وضعیت سنی پاسخگویان و تاثیر پذیری از محیط، اکثریت پاسخگویان به اهمیت و توجه به تفکیک نگرشهای جنسیتی آگاه هستند. این دسته از پاسخگویان نگرش مثبتی و موافقی نسبت به کار زن، استقلال زن و... دارند و خواستار حذف تفکیک جنسیت و زنانه یا مردانه دیدن کار هستند.

- در مقابل 43 درصد از والدین پاسخگویان چنین نگاهی نسبت به زن دارند. 45 درصد از والدین پاسخگویان دراین خصوص نظر خاصی نداشته‌اند و 11 درصد دیگر از والدین پاسخگویان بر تفکیک جنسیت بین زن و مرد اهمیت می‌دهند. یعنی این دسته مخالف استقلال زن و کار زن بیرون از خانه هستند.

- در این تغییر نگرشها و اختلاف دیدگاهها بین فرزندان و والدین عوامل مختلفی دخیلند که در بخش ادبیات نظری به طور مفصل عنوان شد. اما آنچه در پرسشنامه و تحلیل داده‌ها به طور مشخص آمد تاثیرپذیری فرد از منابع معرفتی و گروه‌های مرجع است که در این تحقیق سه گروه بر نگرش و رفتار پاسخگویان تاثیرگذار بودند:

1- والدین

2- گروههای علمی و اساتید

3- گروه همسالان و دوستان، رسانه‌ها و ستاره‌های سینما

- داده‌ها نشان می‌دهدکه خانواده همچنان یکی از تاثیرگذارترین و موثرترین عوامل شکل دهنده نگرش‌ها و رفتار افراد است. به طوری که 70 درصد از پاسخگویان اعلام کردند که همچنان خانواده را بر نگرش و رفتارخود موثر می‌بینند. به همین جهت است که در داده‌ها همسویی و تشابه بین نظرات فرزندان با والدین دیده می‌شود.

- بخشی از افتراقات بین رفتار والدین و فرزندان علاوه بر عوامل شخصیتی و محیطی دیگر به نقش گروه همسالان و دوستان برمی‌گردد. در این تحقیق 44 درصد از پاسخگویان گروه دوستان و رسانه‌ها و برخی از ستاره‌های سینما را موثر بر نگرش و رفتار خود می‌بیند.

- به خاطر همجواری و بهره‌مندی از محیط علمی، گروههای علمی و اساتید، 31 درصد از دانشجویان از تاثیر این مقوله بر نگرش خود سخن گفتند.

- با توجیه تاثیرپذیری پراکنده دانشجویان از منابع مختلف است که در پاسخ به میزان و کیفیت روابط بین نسلی در حد وسط قرار دارد. چرا که نزدیک به نیمی از پاسخگویان رابطه بین خود و والدین را در حد وسط و کیفیت این رابطه را متوسط عنوان کردند.

- قابل ذکر است که 40 درصد پاسخگویان از رابطه گرم و صمیمی بین خود و والدین سخن گفتند و از این میزان 33 درصد کیفیت رابطه را بالا و مناسب توصیف کردند.

- آنچه از داده‌های جداول برمی‌آید وجود درصد کمی از پاسخگویان (8/13) است که از رابطه سرد و ضعیف سخن گفتند. جالب این جاست که همین درصد از پاسخگویان کیفیت رابطه را نیز سرد و نامناسب توصیف کردند.

- اینگونه می‌توان گفت که شاید آنچه از آن به شکاف نسلی یا گسست نسلی تعبیر می‌شود در همین 8/13 درصد خلاصه شود. در جمع‌بندی نهایی داده‌های یک بعدی می‌توان گفت که جهت داده‌های فوق مساله‌ای به نام شکاف نسلی را نشان نمی‌دهد.

- می‌توان گفت که بین رفتارها و نگرشهای فرزندان والدین‌شان پیوستگی و تفاضل گزینشی وجود دارد. یعنی اینکه تضاد اندکی میان دو نسل درباره ارزش و هنجارهایی که پذیرفته می‌شوند وجود دارد. در این دیدگاه شکاف نسلی مساله‌ای توهمی است. هنجارها و ارزش‌های مورد قبول یکسان و مشابه می‌توانند در قالبهای الگوهای رفتاری مختلف خود را نشان دهند.

البته دراین تحقیق، تمام مواردی که فرد در مواجهه با والدین قرار می‌گیردبه دلیل کمبودوقت مورد پرسش و بحث قرار نگرفت. اما به اقتضای تحقیق مهمترین موارد بین فرزندان و والدین مورد بررسی قرار گرفت.

اهم این موارد عبارتند از نگرش‌های جنسیتی ، اصول و موارد مهم در زندگی ، ارزش‌ها و هنجارهای مطرح در ازدواج .

-   خلاصه داده‌ها و یافته‌های مطرح نتایج به دست آمده نشان می‌دهد که نظر والدین و فرزندان در نگرش‌های جنسیتی جزء یک مورد از تشابه معناداری برخوردار است . میانگین نگرش والدین و فرزندان در خصوص کار بیرون از منزل زن با یکدیگر تفاوت دارد . اما در دیگر موارد داشتن تحصیلات بالای زنان ، استقلال رای زنان ، حمایت مالی زنان از خانواده ، تشابه در نظرها وجود دارد .

-   نکته دیگر اینکه در میان نگرش‌های جنسیتی بین فرزندان و والدین کمتر میزان فراوانی اهمیت متعلق به حمایت مالی زن از خانواده می‌باشد . گر چه نیمی از پاسخگویان موافق حمایت مالی زن از خانواده‌اند و این نظر را پدر و مادر دنبال می‌کنند . اما فراوانی نظر پدر خانواده در این خصوص (حمایت مالی زن از خانواده) با کمترین فراوانی قابل تامل است .مرد ایرانی همچنان ذهنیت نان‌آور خانوده بودن را با خود همراه دارد.

-   به نظر پاسخگویان مادران با فراوانی (63 درصد موافق) بالا نسبت به خود پاسخگو و پدر خانواده خواستار تغییر نگرش جنسیتی از زن در این مورد می‌باشند.

-   در خصوص موارد مهم در زندگی نیز نظرات پاسخگویان با نظرات والدین مورد مقایسه قرار گرفت . خانواده ، کار ، ارتقاء علمی و تحصیلات ، دین ، کمک به دیگران ، وقت آزاد به ترتیب اولویت جزء مهمترین موارد مهم در زندگی شخص و والدین‌اش می‌باشد. به عبارتی شکاف یا اختلاف نظری بین نگرش‌ها و اولویت‌های این دو نسل یافت نمی‌شود. نگاهی به اولویت‌های مهم در زندگی از منظر پاسخگویان و والدین‌شان نشان می‌دهد که موارد فوق ، مواردی است که در ارتباط مستقیم با واقعیت زندگی قرار می‌گیرد. یعنی دو نسل بر اهمیت خانواده ، کار ، تحصیلات ، کسب درآمد ، دین به عنوان اولویت مهم معترفند . به عبارتی در این موارد شکافی وجود ندارد .

-   نکته دیگر اینکه وقت آزاد ، هنر ، دوستان ، سیاست از جمله اولویت‌های دیگر در زندگی فرزندان و والدین او می‌باشد. به عبارتی همسویی در مکمل‌های معنوی زندگی نیز بین موارد مهم زندگی در نظر پاسخگویان و والدین‌اش دیده می‌شود.

-   اما بین میانگین نظرات پاسخگویان در مورد هنر ، دوستان و اهمیت سیاست در زندگی با نظرات والدین اختلاف معنا دارد . توجه بیشتر نسل جدید به مقوله هنر ، دوستان و سیاست و اختلاف‌نظر با والدین‌اش نشان‌دهندة احساس نیاز این نسل با فضاهای ثانویه در زندگی است . چرا که ورود تکنولوژی به صحنه روابط اجتماعی علاوه بر پیچیده کردن روابط ، نیازهای انسان‌ها را به مواردی چون هنر ، سیاست ، گروه دوستان جدید سوق داده است .

-   در این تحقیق نیز گروه دوستان یکی از منابع معرفتی بود که با وارد کردن و ایجاد اطلاعات جدید ، ذهنیت جدیدی را در جوان امروزی شکل می‌دهد که این امر باعث پیدایی اختلاف‌نظرهایی با خانواده می‌گردد.

-   به طور کلی یافته‌های اصول و مواردی مهم در زندگی‌ نشان می‌دهد که بین فرزندان و والدین‌شان در اصول اساسی زندگی تفاوتی وجود ندارد و اگر تفاوتی وجود دارد در شکل تحقق این اصول است .

-   یکی دیگر از موارد سنجش فاصله نسبی بین فرزندان و والدین آنها نگرش آنها راجع به ارزش‌ها ، هنجارهای ازدواج است . یافته‌ها نشان می‌دهد که در اصول و اخلاقیات ذهنی در ازدواج یعنی معیارهایی چون خوش‌اخلاقی ، نجابت ، اصالت خانوادگی ، توانایی تامین معاش از اولویت مهم فرزندان و والدین‌شان می‌باشد و تشابه و همسویی در این باب به چشم می‌خورد .

-   مواردی چون دریافت مهریه ، پولداربودن ، خوش‌قیافه‌بودن از اولویت‌های آخرین در هنجارها و ارزش‌های ازدواج‌اند که باز بین نظرات دو نسل تشابه دیده می‌شود . البته در مواردی چون معاشرت قبل از ازدواج ، مراسم و آداب ازدواج بین میانگین نظرات پاسخگویان و والدین‌شان تفاوت معنادار وجود دارد . به عبارتی نسل جدید خواهان آزادی عمل بیشتری در فرآیندهای جدیدتر تفاوت برای ازدواج است .

-   ارتباط نسلی بین فرزندان و والدین در قالب اجزایی ، چون مثبت‌گرایی ، حمایت‌گرایی ، همدلی ، گشودگی مورد ارزیابی قرار گرفت . با استناد به داده‌های جدول مربوط می‌توان دریافت که فرزندان احساس می‌کنند که بهتر از نسل قبل خود (والدین) توانایی و پذیرش درک خود و والدین خود را دارند چرا که آنها (بیشتر از والدین‌شان در ارتباط با فرزندان) از تفکر ، ارزش‌ها و نگرش‌های والدین خودبا خبرند و احساس خوشایندی از برقراری ارتباط با والدین خود دارند (مثبت‌گرایی) و در مقایصه با والدین‌شان از همدلی بالاتری برخوردارند. اما آنها این احساس را دارند که مورد حمایت خانواده قرار دارند چرا که مطالب خود را به راحتی با والدین‌شان در میان می‌گذارند.

در مجموع و در جمع‌بندی این داده‌ها می‌توان نظر به ارتباط متعادل در روابط بین نسلی فرزندان و والدین در تحقیق نظر داد . چرا که اقتضای نسل جدید و ارتباط و آشنایی با فضاهای جدیدتر، این نسل را از نسل پیشین متمایز ساخته است و نسل قدیم (والدین ) با انتقال ارزش‌ها وسنت‌های اصولی ارتباط و جریان جامعه‌پذیری را به نسل جدید انتقال داده است . این نسل (جدید) همانطور که مشاهده گردید در بسیاری از موارد نشان داد که ظرفیت‌های پذیرش را داراست . اما همانطور که جریان جامعه‌پذیری یعنی انتقال ارزش‌ها و هنجارها و سنت‌ها از نسل قدیم به نسل جدید است امروزه مفهومی به نام جامعه‌پذیری نسلی مطرح گردیده است که تبیین‌کننده ارتباط بین نسلی است .

همانطور که برای بقاء و تضمین حیات و ارتباط در جامعه انسانی نیاز به جامعه‌پذیری یا اجتماعی‌شدن نسل جدید مطرح است برای بقاء و حیات این جامعه نیاز به اجتماعی‌شدن نسل قدیم نیز می‌باشد. به این معنا که برخی از ارزش‌ها و هنجارهای جدید به نسل قدیم به واسطة عوامل مختلف مطرح ، هدایت و تعبیه شود تا ارتباط و مفاهمه با حفظ اصول و ویژگی‌ها و شخصیت افراد (منش) روند طبیعی خود را داشته باشد. این امر نیازمند آموزش و یادگیری می‌باشد که برخی از موارد برای بهبود و تقویت ارتباط بین دو نسل در بخش پیشنهادات مطرح گردیده است.

ب)یافته های تبیینی

رگرسون چند متغیره :‌

در رگرسیون چند متغیره ، واریانس متغیر وابسته بر اساس مشارکت و ترکیب خطی دو یا چند متغیر مستقل مورد تحلیل و تبیین قرار می‌گیرد . یعنی وظیفه رگرسیون تبیین و پیش‌بینی است .

در این تحقیق برای تعیین سهم نسبی متغیرهای مستقل در متغیر وابسته از روش قدم به قدم استفاده شده است .

بررسی نتایج به دست آمده بیانگر آن است که متغیرهای مستقل با تاثیر و تآثر بر هم تغییرات متغیر وابسته را نشان می‌دهد.

 

جدول شماره 1 : عناصر متغیرهای درون معادله برای پیش‌بینی رابطه بین نسلی

مدل

همبستگی استانداردنشده

همبستگی استاندارد شده

T

Sig

خطای استاندارد

B

ثابت

236/0

49/1

--

31/6

000/0

معیارها و ارزش‌های ازدواج از نظر والدین

005/0

1/0

39/0-

03/4

000/0

کیفیت رابطه بین نسلی

054/0

33/0

32/0

18/6

000/0

اصول و موارد مهم زندگی از نظر فرد

083/0

39/0

30/0

80/4

000/0

میزان روابط با والدین

101/0

30/0-

29/0-

04/3

000/0

اصول‌وموارد مهم در زندگی از نظر والدین

095/0

20/0-

16/0-

66/2-

000/0

متغیرهای حذف شده : سن پدر ، وضعیت تاهل ، جنس ، میزان ساعات ارتباط با والدین ، نگرش جنسیتی از نظر فرد ، تحصیل پدر و مادر ، اهمیت موارد مهن در زندگی از نظر والدین .

جدول فوق شاخص‌های آماری متغیرهای درون معادله را نشان می‌دهد . آزمون T و همبستگی متغیرهای درون معادله نشانگر این است که این متغیرها توانستند به مقدار R2 اضافه کنند .

به عبارت دیگر مقدار اضافه‌شده توسط این متغیرها بر R2 در سطح 95 درصد معنادار بوده است . با حذف متغیرهایی چون سن پدر ، وضعیت تاهل ، جنس ، میزان ساعات ارتباط با والدین ، نگرش جنسیتی از نظر خود ، میزان تحصیل پدر و مادر ، اهمیت موارد مهم در زندگی از نظر والدین روش قدم به قدم خاتمه می‌یابد.

شکل عمومی معادله رگرسیون پنج متغیره به دست‌آمده با توجه به داده‌های به دست‌آمده برای پیش‌بینی روابط بین نسلی به قرار زیر است :

عناصر معادله عبارتند از :‌

y = نمرة پیش‌بینی متغیر وابسته

a = ضریب ثابت معادله رگرسیون چند متغیره

b = ضریب رگرسیون برای نمرات خام

x = متغیرهای مستقلی که وارد معادله شده‌اند

بنابراین شکل نهایی معادله به صورت زیر می‌باشد :

(اصول و موارد مهم زندگی از نظر فرد ) + (کیفیت رابطه بین نسلی) 32/0 + 49/1= Y

(معیارها و ارزش‌های ازدواج از نظر والدین ) 39/0- (میزان روابط با والدین) 29/0-

(موارد و اصول مهم در زندگی از نظر فرد) 16/0-

بر اساس جدول شماره 2 : ضریب همبستگی چند متغیره 76/0=R می‌باشد . ضریب تعیین (R2) به‌دست‌آمده 58/0 می‌باشد که نشان می‌دهد که در مجموع متغیرهای باقی‌مانده در معادله ، می‌تواند 58 درصد از واریانس متغیر وابسته یعنی روابط بین نسلی را تبیین کند.

در کل R2 به دست‌آمده ، نشان می‌دهد که معادله از قدرت پیش‌بینی مناسبی برخوردار است . سایر شاخص‌های آماری برای متغیرهای درون معادله مانند ضریب رگرسیون(B)  برای نمرات خام و (Beta)  برای نمرات استاندارد شده و نیز آزمون معناداری در جداول ملاحظه می‌شود.

 

جدول شماره 2 : خلاصه مدل رگرسیونی

مدل

R

R2

Adt rsquare

Std error of stimate

 

76/0

58/0

56/0

45/0

 

 

 

تحلیل مسیر

به منظور بیان تصویری روابط بین مجموعه متغیرهای موردنظر در تحلیل مسیر از این ابزار اندازه‌گیری استفاده می‌شود. این دیاگرام معمولا ترکیبی از متغیرهای بیرونی و متغیرهای درونی است. منظور از متغیر بیرونی، متغیری است که تغییرات آن تحت تاثیر عواملی است که در خارج مدل قرار دارد و متغیر درونی متغیری است که تغییرات آن به کمک متغیرهای بیرونی و درونی دیاگرام مسیر تبیین می‌شود اگرچه در تحلیل مسیر این دو متغیر مورد توجه قرار می‌گیرد اما برای ساده سازی دیاگرام مسیر ممکن است متغیرهای بیرونی از دیاگرام حذف شود.

اهمیت و ارجحیت تحلیل مسیر در مقایسه با تحلیل همیشگی در این است که تحلیل مسیر امکان سنجش اثرات نسبی هر متغیر مقدم یا توضیحی بر متغیرهای بعدی وابسته را از طریق مشخص کردن مفروضات مربوط به روابط علی و بعد از طرفین تعیین اثرات غیرمستقیم متغیرهای مستقل یا توضیحی فراهم می‌کند (کلانتری، 229:1382).

در این تحقیق متغیرهای مختلفی وارد مدل نظری تحقیق شدند. از بین متغیرهایی که به قصد تبیین و تفسیر متغیر وابسته (رابطه بین نسلی) درنظر گرفته شدند برخی از متغیرها به شرط بقاء در مدل رگرسیونی داشتند که این متغیرها عبارتنداز: معیارها و ارزشهایی ازدواج ازنظر والدین، کیفیت روابط بین نسلی، اصول و موارد مهم زندگی از نظر فرد، اصول و موارد مهم زندگی از نظر والدین، میزان روابط با والدین (فعالیت مشترک).

مدل تحلیل مسیر(مدل تجربی) تحقیق حاضر به صورت زیر است:

 

 

رابطه بین نسلی

معیارها و ارزشهای ازدواج ازنظر والدین

موارد مهم در زندگی از نظر والدین

سن پدر

کیفیت رابطه بین نسلی

اصول و موارد مهم زندگی از نظر فرد

تاثیرگذاری گروه‌های علمی و اساتید

تاثیرگذاری والدین

16/0

49/0

39/0-

28/0

32/0

42/0

30/0

51/00

29/0

                       
   
 
 
 
   

فعالیت مشترک با والدین

   

34/0

   

جنس

 
     
 

 

 

 

 

 

 

 

نتیجه‌گیری

همانطور که عنوان گردید دغدغه اصلی تحقیق بر شناسایی و کشف نوع رابطه بین فرزندان و والدین در مساله کلی شکاف نسلی شکل گرفت. اینکه رابطه بین فرزندان و والدین آنها در چه سطحی از رابطه می‌باشد. آیا این رابطه و ارتباط به گونه‌ای است که از آن به شکاف تعبیر شود. یا اینکه رابطه‌ای مبتنی بر تفاهم و اصول مشترک استوار است.

بررسی تحقیقات موجود نشان می‌دهد که تعابیر مختلفی از گسست و شکاف نسلی به عمل آمده است و هرکدام از پژوهشها به نتایج متفاوت و حتی متضاد رسیده‌اند. اینکه چرا این پژوهشها به نتایج متفاوتی دست یافته‌اند به تعریف مفاهیم، روش شناسی و شاخص‌هایی که جهت سنجش شکاف نسلی از آن استفاده کرده‌اند باز می‌گردد.

به طور کلی مجموعه پژوهش‌های انجام شده فوق را می‌توان را در دو دسته کلی طبقه‌بندی نمود:

الف) پژوهشهایی که موید فرضیه شکاف نسلی هستند که این پژوهش‌ها خود به چند دسته تقسیم می‌شوند:

1- پژوهش‌هایی که حکم به عمومیت شکاف نسلی در جامعه مورد بررسی داده‌اند.

2- پژوهش‌هایی که متعقد به تعارض بین والدین و فرزندان (به عنوان نمایندگان دو نسل قدیم و جدید) هستند.

3- پژوهش‌هایی که معتقدند شکاف نسلی در حال وقوع است.

ب) پژوهش‌هایی که معتقد به عدم وجود شکاف هستند که این دسته از پژوهش‌ها نیز قابل تقسیم‌بندی هستند:

1- پژوهش‌هایی که معتقدند شکاف نسلی وجود ندارد.

2- پژوهش‌هایی که اعتقاد دارند تفاوت‌ها و تمایزاتی بین نسلها وجود دارد، ولی این تفاوتها به حدی نیست که از آن به شکاف نسلی تعبیر شود.

باتوجه به بررسی تحقیقات پیشین، به نظر می‌رسد که در اکثر تحقیقات، مبنای پژوهش‌ها براساس تفاوتهای ارزشی و تاثیر آن بر شکاف نسلی بوده است. تحقیق حاضر ضمن توجه به تفاوت‌های ارزشی میان والدین و فرزندان، افزون بر آن به بررسی کمیت و کیفیت ارتباطات میان والدین و فرزندان پرداخته و تاثیر آن را بر روابط بین نسلی و درنتیجه شکاف بین نسلی بررسی می‌نماید.

 درادامه،پس از مرور نظریات مرتبط با شکاف نسلی و گسست نسلی به عوامل موثر در این شکاف اشاره شد و رابطه موثر بین والدین و فرزندان در 5 ویژگی مثبت‌گرایی، تساوی، خودگشودگی، تساوی، حمایت‌گرایی خلاصه گردید.

بایدعنوان کرد که نمونه مورد مطالعه دراین تحقیق دانشجویان دانشگاه آزاد هستند که اکثرا ساکن در تهران و به لحاظ پایگاه اجتماعی، اقتصادی در سطحی بالاتر از طبقه متوسط قرار دارند.

شاید برخی از داده‌ها و آماره‌هایی که در سطوح دیگر مورد بررسی قرار گرفته‌اند دراین سطح و با این جامعه آماری معنادار نباشد.

در تحلیلی کلی باید گفت:

1. انقطاع نسل ، تفاوت حداقل دو نسل نیست ، بلکه شکاف و فاصله‌ای غیرطبیعی است . از این رو ، مسئله و بحران است .

2. جوهرة‌ انقطاع نسل‌ها فکری – فرهنگی است که در دو نسل پی در پی امکان وقوع به صورت کامل ندارد . بنابراین اگر ادعایی در مورد دو نسل مرتبط با هم وجود داشته باشد ، بخشی و نسبی است .

3.انقطاع دو نسل لزوماً مذموم نیست و در مواردی این انقطاع به نفع جامعة‌ بشری و اسلامی تمام شده است .

4. با توجه به نظریه‌های متعدد ، داوری دربارة انقطاع نسل‌ها ، گوناگون است .بر اساس بعضی نظریه‌ها ، انقطاع نسل‌ها امری طبیعی و بر اساس نظریه‌های دیگر غیرطبیعی است .

5. برخی عوامل مؤثر در انقطاع نسل‌ها از مقولة "علت‌اند" که جنبة ضروری و غیر اختیاری دارد و برخی از مقولة "دلیل‌اند" که اختیار و آگاهی در آنها دخالت دارد.

6. سه مسئلة "گفتگوی بین نسل‌ها" ، "اصلاح‌طلبی" و پذیرش مشارکت فعالانه نسل جدید ، از شکاف بین نسل‌ها جلوگیری می‌کنند و در صورت وقوع بحران در درمان آن مؤثرند.

7. بین متغیر جامعة‌در حال گذار و دارای بحران و متغیر انقطاع نسل‌ها ، رابطة معنادار و مثبتی وجود دارد.

8. انقطاع نسل‌ها محدود به زمان و مکانی خاص نیست و تمامی جوامع ، فرهنگ‌ها و تمدن‌ها با آن مواجه هستند.

9. با توجه به آنکه ایران اسلامی که بسترهای لازم را برای انقطاع نسل‌ها دارد مانند رژیم انقلابی ، رشد جمعیت ، جامعة در حال گذار ، کثرت شان جدید روشنفکری ، خلاء تئوریک نسبت به مفاهیم ارزشی ، سوء مدیریت‌ها ونتایج تحقیق می توان مدعی شد که "جامعة اسلامی ایران ووالدین ودانشجویان درگیر و مبتلابه گسست نسل‌هاست."درهرحال باید گفت برای برون رفت از این گسست باید کارهای فرهنگی،کاربردی وبنیادی درزمینه مسائل مربوط به جوانان ودانشجویان انجام داد.

 

 

 

سوالات

1-آیادرمسئله ی شکاف نسلی در جامعه ی ایران  اصل برتحول است یا ثبات ویا اصلاح طلبی نسل ها؟کدامیک وچرا؟

 

2- یکی از راه‌حل‌های شکاف بین نسل‌ها ، گفتگوی بین نسل‌هاست یعنی طرفین (نسل قدیم و نسل جدید) علاوه بر اینکه باید در مقام "گفت" قرار گیرند ، باید در "مقام شنود" نیز قرار گیرند و حرف‌هایشان را مستدل ، متین و متقن بزنند.نظر شما در این مورد چیست؟

 

3- مشارکت عملی جوانان در تعیین سرنوشت و در تدبیر امور تا چه حد دو نسل را هم‌زبان و به یکدیگر نزدیک می‌کند؟مثال بزنید.

 

 

 

 

 

 

منابع فارسی :

 

آبراکرامبی ، نیکلاس و همکاران (1370)،"فرهنگ جامعه‌شناسی" ، مترجم : حسن پویان ، تهران : انتشارات چاپخش ، چاپ دوم .

آزاد ارمکی ، تقی(1382) ، "روند تغییرات فرهنگی ، اجتماعی خانواده طی سه نسل : ، فصلنامه علمی – پژوهشی علوم انسانی دانشگاه الزهرا ، سال دوازدهم و سیزدهم ، شماره 44 و45 ، زمستان 1381 و بهار 1382 .

اعزازی ، شهلا (1376) ، "جامعه‌شناسی خانواده" ، تهران : انتشارات روشنگران و مطالعات زنان .

اگبرن و نیم‌کف(1361) ، "زمینة جامعه‌شناسی" ، مترجم : ا. ج . آریانپور ، تهران : امیرکبیر.

اینگلهارت ، رونالد؛ (1373) ، "تحول فرهنگی در جامعه پیشرفته صنعتی" ، مترجم : مریم وتر، تهران ، انتشارات کویر.

بالس ، کریستوفر(1380) ،"ذهنیت نسلی" ،مترجم : حسین پاینده ، فصلنامه ارغنون ، شماره 19.

بهنام ، جمشید(1383) ، "تحولات خانواده"، مترجم :‌محمد جعفر پوینده ، تهران : نشر ماهی .

بهنام ، جمشید(1356) ،"ساختهای خانواده و خویشاوندی در ایران"، انتشارات خوارزمی ، چاپ سوم.

بیات ، بهرام (1382)،"مجموعه مقالات گسست نسل‌ها" ، پژوهشکده علوم انسانی و اجتماعی جهاد دانشگاهی .

بیرو ، آلن (1380) ،"فرهنگ علوم اجتماعی" ، مترجم : باقرساروخانی ، تهران : کیهان ، چاپ چهارم .

بیکر ، ترزال (1377) ، "نحوه انجام تحقیقات اجتماعی" ، مترجم : هوشنگ نایبی ، تهران ، روش .

توسلی ، غلامعباس (1374)،"نظریه‌های جامعه‌شناسی" ، تهران : سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی (سمت) ، چاپ پنجم .

توکلی ، مهناز (1382) ، مقالة "بررسی ویژگی‌های دو نسل در چارچوب نظام ارزشی نگاهی به پدیدة گسست نسل‌ها" ، تهیه و تنظیم علی‌اکبر علیخانی ، تهران : جهاد دانشگاهی ، 1382 .

تیموری ، کاوه (1377) ، "بررسی و مقایسه نظام ارزش‌های پدران و پسران و عوامل مؤثر بر آن در شهر تهران" ، پایان‌نامه کارشناسی ارشد ، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامة طباطبایی.

جی هی لی (1370) ،"خانواده درمانی و روان‌درمانی" ، مترجم : باقر ثنایی ، تهران : انتشارات امیرکبیر.

چالمرز ، جانسون(1363) ، "تحول انقلابی" ، مترجم : حمید الیاسی ، تهران : امیرکبیر.

رفیع‌پور ، فرامرز (1378) ،"تغییر ارزش‌ها در آیینه سینما و مطبوعات" ،نامة پژوهش ، شماره 15-14 .

روشه ، گی (1382) ، "تغییرات اجتماعی‌" ، مترجم : منصور وثوقی ، تهران : نشرنی ، چاپ چهاردهم.

ریتزر ، جورج (1377) ، "نظریه جامعه‌شناسی در دوران معاصر" ، مترجم : محسن ثلاثی ، تهران : علمی ، چاپ سوم .

ساروخانی ، باقر (1-1382) ،"روش‌های تحقیق در علوم اجتماعی" ، پژوهشگاه مطالعات فرهنگی ، چاپ هشتم .

ساروخانی ، باقر (1375) ،"درآمدی بر دایره‌المعارف علوم اجتماعی" ، تهران : انتشارات کیهان ، 2 جلد ، چاپ چهارم .

ساروخانی ، باقر (1380) ،"جامعه‌شناسی ارتباطات" ، تهران : اطلاعات ، چاپ دهم .

ساروخانی ، باقر (2-1382) ، "مقدمه‌ای بر جامعه‌شناسی خانواده" ، انتشارات سروش ، چاپ پنجم .

صافی ، احمد (1376) ، "خانواده متعادل ، انجمن اولیاء و مربیان" ، چاپ سوم .

عظیمی ، مژگان ، (1378) ، "تحلیل ثانویه ارزش‌های اجتماعی و اولویت ارزشی" ، نامه پژوهش ، سال چهارم شماره 15-14 .

فرهنگی ، علی‌اکبر(1380) ، "ارتباطات انسانی" ، تهران :‌خدمات فرهنگی رسا ، چاپ پنجم .

فیرحی ، داود (1382) ، "مجموعة مقالات گسست نسل‌ها" ، پژوهشکده علوم انسانی و اجتماعی جهاد دانشگاه.

کاشی ، غلامرضا (1382) ، "شکاف نسلی در ایران" ، روزنامه یاس نو ، 12 مرداد 1382 ، سال اول ، شماره 123.

کرلینجر ، پدهازورد (1366) ،"رگرسیون چند متغیره در پژوهش رفتاری" ، مترجم : حسن سرایی ، تهران: ‌مرکز دانشگاهی .

کلانتری ، خلیل(1382) ، "پردازش و تحلیل داده‌ها در تحقیقات اجتماعی – اقتصادی" ، تهران : نشر شریف .

کوزر ، لوییس (1382) ، "زندگی و اندیشه بزرگان جامعه‌شناسی" ، مترجم : محسن ثلاثی ، تهران : علمی،  چاپ دهم .

گیدنز ، آنتونی (1373) ، "جامعه‌شناسی" ، مترجم : منوچهر صبوری ، تهران : نشر نی .

محسنی ، منوچهر (1379) ، "بررسی آگاهی‌ها ، نگرش‌ها و رفتارهای اجتماعی – فرهنگی در ایران" ، تهران : شورای فرهنگ عمومی ، دبیرخانه .

معتمدنژاد ، کاظم (1379) ، "وسایل ارتباط جمعی" ، تهران :‌دانشگاه علامه طباطبایی ، جلد اول ، چاپ سوم .

معیدفر ، سعید (1383) ، "شکاف نسلی باگسست نسلی" ، نشریه‌نامه علوم اجتماعی ، تهران : دانشکده علوم اجتماعی ، شماره پیاپی 24 ، زمستان 1383 .

منصورنژاد ، محمد (1382) ، "مجموعة مقالات گسست نسل‌ها" ، پژوهشکده علوم انسانی و اجتماعی جهاد دانشگاهی .

 

 

References

< >Baxter , Leslie A . & Barbara Montgomery (1996) , Relating : Dialogues and Dialectics  (New York : Guilford).Bengston , V. L . (2001) , Beyond the nuclear family : the increasing importance of multigenerational bonds. Burgess  Award Lecture . Journal of Marriage and the family, 63 , 1-16 .Brooke , Jacobson R . And Berry , Kennth J , et al (2001) ; An emprical  test of the boehnke , Klaus ; parent – offspring value psychology , vol . 32. No . 2 ,pp 241 -255.Dindia , Kaghryn (2000) ; "Relational Maintenance " , in clyde Hendrick and Susan S. Hendrick , eds . Close Relationshops : A Source book (Thousand Oaks , Sage , 2000) , 287-298.Denscombe , M .(1998) , The Good Reserarch Guide for small –scale social research project , London , Open University Press.Mohseni , Manoucher , Enqete sur la divergence de generation en Iran.Mabry J . Beth , Roseann Giarrusso , and vern L. Bengston (2004) , Generations , the life Course and Family Changes , The Blackwell Companian to the Sociology of Families , Blachwell publishing Ltd. Oxford Advanced Learner's Dictionary of Current English , A . S . Hornby , Tehram : Zaban –e – Mellal , 1379 .Prager , taren(2000) , "Intimacy in personal Relationshop" , in Clyde Hendrick and Susans , Hendrick , eds . Close Relationships : A Source book (thousand Oaks , CA . Sage , 2000)Rogers , Everett M . , and floyd shoemaker (1971) . Communication of innovations,New York : Free Press.  Schonpflug (2001) , The intergenerational Transmission of  values ; Journal of Cross – Cultural Psychology , vol . 32 , No.2 , 174-185.Straus , M . A . (1979) . Measuring intrafamily conflict and violence : The conflict tactics (CT) Scales. Journal of Marriage and the family , 41 , 75-88.Tubbs , Stewart L . (2003) , "Human Communication" , Published by Mc Graw – Hill, N . Y . Ninth Edition. Wilmot , William , and Jouce Hockers (1998) . Interpersonal Conflict , 5th ed . New York : Mc Graw – Hill.Wood , Juliat (2000) , Communication in our lives , Thomson Learning , Camada. 

 

 

 


[1]-هیئت علمی گروه جامعه شناسی دانشگاه آزاداسلامی واحدتهران مرکزی

[2] - Bengston

[3] - Meda

[4] - Ries 1968

[5] - Labell 1968

[6] - Lipest 1968

[7] - Adelanon 1970

[8] - Cohort

[9] - Generation

[10] - Karl Mannheim

[11] - Generation Units

[12] - Christopher Bollas

[13] - Generation Gap

[14] - Esler

[15] - Wiki Pedia, The Free encyclopedia

[16] - Norms

[17] - Bozeman

[18] - Worthy

[19] - Kohn

[20] - Voluntary

[21] - Jack Gibb

[22] - Indiffcrence

[23] - Arthur Bochner

[24] - Clifford Kelly

[25] - To me-ness

[26] - Prejudices

[27] - Superiority

[28] - Bochner & Kelly

[29] - Pearson & Nelson

[30] - Truax

[31] - Sensitivety

[32] - Provisionalism

[33] - Communication Breakdown





دیدگاه شما

نام :
پست الکترونیکی :
دیدگاه شما :
کد امنیتی را وارد نمایید :
Captcha