شناسه خبر: 3852نسخه چاپی
تاریخ خبر: 1393/7/14 17:45

متن کامل سخنرانی در مراسم روز ملی روستا، سالن اجلاس سران (‌14 مهرماه 93)

زنان روستایی؛ عاملان توسعه پایدار روستایی توسعه فرآیند ارتقاء و بهبود مستمر شرایط اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی یک جامعه درطی زمان است، به گونه‌ای که بهترین شرایط ممکن محقق شود. توسعه پایدار امروزه یکی از زمینه ‌های اساسی بحث ‌های توسعه و در حقیقت رویکرد و پارادایم فکری غالب در بحث‌های توسعه است که در تحول و تطور  نظریات توسعه از جمله توسعه همه جانبه یا هماهنگ و نیز توسعه یک پارچه در بحث ‌های علمی و نظری توسعه وارد گردیده است. از سوی دیگر تحقق عدالت اجتماعی بدون دسترسی تمام اقشار جامعه به فرصت ‌های برابر امکان پذیر نیست. جامعه روستایی‌ایران در طول تاریخ با تنگناهای متعددی روبرو بوده است و به همین دلیل هیچگاه فرصت لازم جهت رقابت سالم و هم سنگ با مراکز جمعیتی بزرگ (شهرها)‌ را نداشته و در این بین زنان روستایی تنگناهای بیشتری را تجربه کرده اند. زنان بیش از 70% جمعیت فقیر جهان را تشکیل می‌دهند و چهره فقر بیش از آنکه روستایی باشد زنانه است زیرا زنان فقیر شهرنشین نیز همان مهاجران درمانده دیروز روستا هستند. زن بودن در دنیای امروز به خودی خود احتمال بودن در دایره فقر را افزایش می دهد، حال زنان با زندگی در جوامع روستایی تجربه‌ای متفاوت از تبعیض و محرومیت را می‌چشند، زیرا آنان عهده دار فعالیت­های اقتصادی هستند که منجر به کسب درآمد ملموس نمی‌شود و همین امر سبب می گردد تا آنان موقعیت اجتماعی- اقتصادی پایین تری پیدا کنند، دسترسی و مالکیت شان بر منابع محدود شود و نهایتاً کنترل زندگی و درآمدشان در دست مردان باشد. از این روسیاست­گذاران بر آن شدند تا تمرکزشان را از برنامه ‌هایی که به صورت قاعده کلی در جهت رفاه خانواده ها بود و در آن مادر بودن مهم ترین نقش زن روستایی در فرایند توسعه فرض می‌شد، بردارند و به نظریه ‌های دیگری که به پایگاه زنان روستایی به عنوان تولید کننده توجه داشت، بپردازند. زن روستایی به دلایل گوناگون از دیر باز از جایگاه اجتماعی اقتصادی متفاوتی در فرآیند توسعه پایدار برخوردار بوده‌اند که از یک سو این جایگاه در شرایط محیطی موجود و از سوی دیگر با عواملی همچون میزان برخورداری از مهارت‌های عمومی و دسترسی یا کنترل بر منابع و عوامل تولید به طور معنا داری مرتبط است. با این وصف لحاظ نمودن نگاه جنسیتی در برنامه ریزی فعالیت های کشاورزی و توسعه روستایی با فراهم کردن ساز و کار مناسب امری ضروری­ست. بدیهی­ست به منظور برنامه ریزی برای فعالیت های زنان در بخش کشاورزی، نیاز به بررسی و شناخت جامعه هدف می باشد. این شناخت با دستیابی به آمار و اطلاعات نسبتا دقیق از میزان نقش و مشارکت زنان روستایی در تولید و بخش کشاورزی حاصل خواهد شد. بررسی جمعیت روستایی با مقایسه نتایج سرشماری سال های 85 و 90 در می یابیم جمعیت روستایی که 31.3 درصد جمعیت کشور را در سال 85  تشکیل می داد به 28.5 درصد جمعیت کشور در سال 90 کاهش یافته است. (2.8 درصد کاهش جمعیت روستایی طی 5 سال) ترکیب جنسی جمعیت در سال 1390 زنان روستایی با تعداد ۱۰۵۹۳۵۶۶ نفر، ۱۴درصد جمعیت کشور را تشکیل داده اند. در حالی که در سال 85  زنان روستایی با تعداد ۱۰۸۹۴۲۴۶ نفر، ۱۵.۵ درصد جمعیت کشور را تشکیل می دادند. در واقع، ظرف ۵ سال ۱.۵ در صد از جمعیت زنان روستایی کشور کاسته شده است. علیرغم کاهش جمعیت زنان روستایی طی دو سرشماری اخیر، نسبت جمعیت زنان به مردان در مناطق روستایی افزایش یافته و از 49.2 درصد در سال 1385 به 49.4 درصد در سال 1390 رسیده است. بدیهی است نادیده گرفتن حدود نیمی از جمعیت روستایی در برنامه های ترویجی ، مانع از رسیدن به اهداف توسعه پایدار بخش کشاورزی می شود. نرخ سواد در سال۱۳۹۰ درصد باسوادی زنان روستایی 69.4 بوده است، در حالی که در میان زنان شهری نرخ باسوادی 85.6 درصد می باشد. بیش از 15 درصد تفاوت باسوادی در شهر و روستا نشان دهنده بخشی از بی توجهی به آموزش زنان روستایی است. در سال 1385،  در مناطق روستایی باسوادی مردان نسبت به زنان 12 درصد بیشتر بوده که این اختلاف  در سال 1390 به 11.2 رسیده است. این بدان معنی است که اختلاف درصد نرخ باسوادی بین زنان و مردان در طی این 5 سال کاهش یافته است، ولی همچنان بین  نسبت باسوادی زنان و مردان اختلاف زیادی وجود دارد به طوری که همواره زنان از مردان کم سوادتر هستند. نسبت جنسی در یک ساختار جمعیتی عادی، به طور طبیعی نسبت جنسی بالای 100 است. در سال 90 نسبت جنسی در مناطق روستایی  102.45می­باشد، در حالی که این نسبت در سال 85 معادل 103.1 بوده است. بنابراین در طول 5 سال تعداد مردان نسبت به زنان در روستا کاهش داشته است. این کاهش نسبت جنسی در 8 استان بسیار چشمگیر بوده به طوری که این نسبت به زیر صد رسیده است. (استانهای خراسان جنوبی، خراسان شمالی، خراسان رضوی، زنجان، کهگیلویه و بویراحمد، گلستان، سیستان و بلوچستان و گیلان). چنین عدم توازنی علاوه بر ایجاد معضلات معیشتی برای خانوارهای روستایی، شانس دختران روستایی برای ازدواج را کم می کند و احتمال تجرد آنها را فزونی می بخشد. تاثیر دیگری که عدم توازن نسبت جنسی برجا می گذارد، افزایش نقش زنان روستایی در بعد اقتصادی خانوار و افزایش مسئولیت آنان در اداره امور خانواده بدون حضور مردان است. یکی از دلایل عمده عدم توازن نسبت جنسی در ایران همانند بسیاری از کشورهای در حال توسعه ، پدیده مهاجرت انفـرادی مردان می باشد. یعنی مـردان جوانی که در جستجوی کار مجبور به ترک خانـواده و روستـا می شوند. نسبت تجرد شاخص نسبت تجرد حاصل تقسیم تعداد دختران هرگز ازدواج نکرده هر گروه سنی به کل جمعیت زنان همان گروه سنی ضربدر ۱۰۰ می باشد. نسبت تجرد دختران در سال ۱۳۶۵ در مناطق روستایی در همه گروههای سنی کمتر از مناطق شهری بوده است. در سال 1390 در مناطق روستایی نسبت تجرد در گروه سنی 24-20 کاهش چشمگیری پیدا کرده است. اما در گروههای سنی بالاتر نسبت تجرد افزایش قابل توجهی یافته است. ازدواج و طلاق در سال 1385 در مناطق شهری از هر 7  ازدواج یک مورد منجر به طلاق شده در حالی که در مناطق روستایی از هر 14 ازدواج یک مورد منجر به طلاق شده است، یعنی میزان طلاق در مناطق روستایی نصف مناطق شهری می باشد. در سال 1390 در مناطق شهری از هر 5  ازدواج یک مورد منجر به طلاق شده، در حالی که در مناطق روستایی از هر 11 ازدواج یک مورد منجر به طلاق شده است. تعداد ازدواج در مناطق شهری و روستایی افزایش داشته، اما در مناطق روستایی تعداد ازدواج افزایش کمتری نسبت به مناطق شهری داشته است. کهنسالی جمعیت یکی از عوامل تاثیر گذار بر روی بهره وری در صد جوان و یا پیر بودن جامعه می باشد. ناگفته پیداست هرچه جمعیت کهنسالان یک جامعه افزایش یابد به نسبت سطح بهره وری آن جامعه کاهش خواهد یافت  و بار مسئولیت آن جامعه به دوش جوانان آن جامعه خواهد افتاد. جمعیت بالای 70 سال از  4.2 درصد در سال 85 ، به  4.6 درصد در سال 90 افزایش یافته است. نکته قابل تامل اینکه درصد جمعیت کهنسالان در مناطق روستایی یک درصد از مناطق شهری بیشتر است. یکی از دلایل آن می تواند مهاجرت جوانان از روستا به شهر و مهاجرت افراد مسن از شهر به روستا باشد. بدین ترتیب عوامل پررنگ شدن نقش زنان روستایی در بخش کشاورزی عبارتند از: عدم توازن نسبت جنسی    افزایش نسبت تجرد سالخورده شدن جمعیت روستایی طلاق فوت همسر و افزایش هزینه زندگی نابسامانیهای اقتصادی و نرخ بالای تورم در سالهای اخیر موجب افزایش هزینه های زندگی شده که خانوارهای روستایی نیز از این امر بی بهره نبوده اند. درسال ۱۳۸۵ متوسط هزینه های خالص سالانه یک خانوار روستایی ۴۱۵۷۰۰۰۰ ریال بوده و در سال ۱۳۹۰ افزایش بیش از ۱۰۰ درصد داشته و به مبلغ ۸۳۹۷۳۰۰۰ ریال رسیده است. بنابراین با وضعیت اقتصادی کشور، زنان روستایی ناچارند بیش از پیش بار اقتصاد خانوار را به دوش کشند. هم چنین نقش زنان در بخش کشاورزی و اقتصاد روستا براساس این سرشماری به قرار زیر است:  جمعیت زنان شاغل ، در بخش کشاورزی در سال 1385 حدود294000 نفر بوده، در حالی که این تعداد برای مردان در همین سال 2348000 نفر می باشد. در سال 1390جمعیت شاغلین زن به 370000 نفر و جمعیت شاغلین مرد به 2355000 نفر رسیده است. این آمار حاکی از رشد اشتغال 26 درصدی زنان و 0.2 در صدی مردان در بخش کشاورزی است.(طی 5 سال )   در مجموع و با ملاحظات پیشگفته چالش ها و راهکارهای زیر مورد اشاره قرار می گیرد: فقدان آمار رسمی و واقعی زنان شاغل در بخش کشاورزی زنان روستایی علی رغم داشتن فعالیتهای اقتصادی غیررسمی در بخش کشاورزی از آنجا که هیچ گونه درآمد مستقیمی از این بابت دریافت نمی کنند خود را خانه دار می پندارند و در سرشماری ها خود را به عنوان خانه دار معرفی می کنند. (به عنوان مثال : فقط 280240 زن فرم خود اظهاری را به عنوان بهره بردار بخش کشاورزی تکمیل نموده اند. این در حالی­ست که 2900000 بهره بردار مرد اظهار داشته اند که بیش از 5 میلیون نفر در کار کشاورزی به آنان کمک می کنند و قطعا بخش قابل ملاحظه ای از این افراد زنان خانواده های آنان هستند.)  لذا باید فرم های مرکز آمار به گونه ای طراحی گردد که برای آیتم شغل در بخش کشاورزی شاخص هایی لحاظ گردد که تمام فعالین این بخش را دربرگیرد.  فقدان آمار عملکرد وزارت جهاد کشاورزی به تفکیک جنس به عنوان نمونه آمار موجود در معاونت ترویج در خصوص عملکرد آموزشی ، تا سال 1385 بر اساس گزارش های دریافتی از استان ها  به تفکیک جنس  تهیه و تنظیم می شده ولی از آن پس گزارشها به صورت کلی تهیه شده است و هیچ دسترسی به آمار عملکردی برای زنان موجود نمی باشد. در سایر معاونت ها نیز آمار عملکرد  به تفکیک جنس وجود ندارد. ظاهراً قرار است از سال جاری گزارش آمار عملکردی در ترویج به تفکیک جنس دریافت گردد. لازم­ست آمار عملکرد سایر معاونت ها نیز به تفکیک جنس تهیه گردد. کمبود اعتبارات و نبود ردیف اعتباری ویژه زنان روستایی از سال 1386 تاکنون در 11 استان کشور به دلیل بی توجهی به موضوع زنان، ردیف اعتباری طرح آموزش اشتغالات خانگی حذف شده است و هم اکنون اعتباری ویژه زنان در این استانها وجود ندارد. دفتر امور زنان روستایی به عنوان تنها متولی ترویج کشاورزی برای زنان روستایی با بودجه بسیار بسیار اندک و ناچیزی که در اختیار دارد امکان تحت پوشش قرار دادن تمام گروه هدف را ندارد و در نتیجه عملکرد دفتر نمود چندانی در بخش کشاورزی نخواهد داشت. سهم اعتبارات ملی و استانی زنان از کل اعتبارات ترویج بسیار محدود و اندک می باشد که سال به سال این سهم محدود و محدودتر می شود. لذا لازم است ردیف اعتباری مختص زنان روستایی متناسب با جمعیت آنان ایجاد گردد. بی رغبتی بخشی از گروه هدف به فعالیت در بخش کشاورزی در بین دختران نوجوان روستایی علاقه چندانی به اشتغال در بخش کشاورزی مشاهده نمی شود و اغلب اظهار می کنند که مشاغل کشاورزی مشاغل سطح پایینی است و منزلت اجتماعی در بر ندارد. از سوی دیگر همانطور که قبلا ملاحظه شد بیشترین مخاطبان وزارت جهاد کشاورزی در جمعیت زنان روستایی، گروههای سنی جوان ( 30 -20) می باشند. با توجه به وضعیت کلی زنان در اقتصاد روستا به نظر می رسد در برخی از محورها باید نگاه متفاوت و برنامه ریزی ویژه ای ارائه داد: چالش عدم دسترسی زنان روستایی به منابع مالی، باید برنامه ریزان اقتصادی کشور را به سمت حمایتهای مالی خرد از زنان روستایی سوق دهد. روشی که در بسیاری از کشورها با موفقیت همراه بوده و در صدها روستای کشور ما نیز تجربه خوب و نتیجه بخشی در بر داشته است. طرح صندوق اعتبارات خرد زنان روستایی با نتایج اقتصادی، اجتماعی و توانمندی زنان نقش بسیار موثری در توسعه پایدار روستایی داشته است. جمعیت عظیم زنان روستایی و نقش در حال افزایش آنان در اقتصاد کشور در برنامه های کلان کشور چندان لحاظ نشده و برنامه های اجرا شده اگر چه در ظاهر حمایت از مردان را در خود ندارد اما به جهات مختلف از جمله زمینه های تاریخی، اجتماعی و اقتصادی به سمت مردانه شدن رفته و می رود. لذا چنانچه مسئولین خواهان تغییر در این زمینه هستند  باید در برنامه ها تأکید خاصی به زنان صورت گیرد و هر جا لازم است بخش معناداری از اعتبارات، حمایتها، آموزشها و ... به زنان تخصیص یابد. یکی از راهکارهایی که می تواند حضور زنان روستایی را در عرصه اقتصادی کشور تقویت نماید حمایت از زنان کارآفرین روستایی است. در وزارت جهاد کشاورزی طرح حمایت از این زنان در چند استان با اعتبارات محدودی اجرا شده و مورد استقبال قرار گرفته است. تخصیص اعتبارات به این طرح تغییرات مثبت وسیعی در سطح روستاها ایجاد خواهد نمود.