شناسه خبر: 3853نسخه چاپی
تاریخ خبر: 1393/6/5 18:16

متن کامل سخنرانی در همایش بانوی تدبیر – سفیر امید (5 شهریورماه 93)

بسم الله الرحمن الرحیم در طول سه دهه اخیر جمهوری اسلامی ایران تغییرات سریع جمعیتی- اجتماعی و اقتصادی را تجربه کرده است. رشد شهرنشینی، الگوهای جدید مهاجرت داخلی، کاهش نرخ باروری، تورم جمعیت جوان، سالخوردگی جمعیت و همچنین افزایش تعداد خانوارهای زن سرپرست از جمله مسائل نوظهور جمعیتی است که متاثر از تغییرات اقتصادی – اجتماعی- کلان بوده و قابلیت تاثیرگزاری بر روند توسعه کشور را دارند. بر مبنای سرشماری 1390 12.1 درصد خانوارها زن سرپرست هستند. (از شش و نیم درصد در سال 1345) در کنار رشد کمی این پدیده به تغییرات کیفی در ویژگیهای اجتماعی و اقتصادی این گروه از زنان از قبیل ترکیب سنی، تحصیلی، و درامدی و فقر اقتصادی بخش قابل توجهی از این خانوارها این موضوع را به مرور و بیش از پیش از یک پدیده اجتماعی نسبتا طبیعی به موضوعی اجتماعی از جنس آسیب تبدیل کرده است. اهمیت نهاد خانواده و نقش سرپرست در اداره و تامین نیازهای اصلی اعضا از یک سو و وجود تبعیض های جنسیتی، محدودیتهای حقوقی و عرفی و نابرابری در عرصه های مختلف اجتماعی – اقتصادی برای زنان در بیشتر جوامع و نیز کشور ما از دیگر سو ، آسیب پذیری بخش قابل توجهی از این جامعه را سبب شده و توجه مسولان و سیاستگزاران کشور را به خود جلب کرده است و این موضوع را در کانون توجهات قرار داده است. همزمان با این تغییرات به طور خاص می توان زنانه شدن سالمندی و به تبع آن زنانه شدن سرپرستی خانوار در میان جمعیت سالمند و گسترش سرپرستی خانوار توسط زنان به دلیل فوت همسر، عدم ازدواج زنان و مجرد باقی ماندن آنان یا افزایش میزان طلاق را مشاهده کرد. طبق گزارش بررسی ویژگی های اجتماعی – اقتصادی و سلامت خانوارهای زن سرژرست خانوار با تاکید بر سیاست ها و برنامه های پشتیبانی (1392) که توسط رکز آمار ایران، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران و دفتر صندوق جمعیت ملل متحد در تهران ارائه شده است، آسیب پذیر بودن خانوارهای زن سرپرست به وضوح قابل مشاهده است به طوری که 42.3 درصد از آنان در دو دهک اول درامد مورد انتظار قرار دارند و در تمام سطوح اقتصادی میانگین سن سرپرست در خانواده های زن سرپرست بیش از سایر خانواده هاست. 54.5 درصد خانواده های زن سرپرست بیسواد هستند. درصد خانوارهای زن سرپرست غیرشاغل در تمام سطوح اقتصادی بسیار بیشتر از درصد متناظر برای خانوارهای مرد سرپرست است. در همه سطوح اقتصادی نسبت اشتغال سرپرستان خانوارهای زن سرپرست بسیار کمتر از خانوارهای مرد سرپرست است. ( 82 درصد زنان سرپرست خانوار بیکارند) در اغلب دهک های در امدی و نیز اغلب استانهای کشور سهم هزینه های بهداشت و درمان خانوارهای زن سرپرست بیش از خانوارهای مرد سرپرست است که این امر را می توان نشان از مشکلات مربوط به سلامت اینگونه خانوارها دانست. در طول حدود 4 دهه گذشته همراه با رشد پدیده خانوارهای زن سرپرست در کشور، قوانین و مقررات بسیاری برای حمایت از این قشر آسیب پذیر جامعه، ساماندهی آنان و کمک به توانمندسازی آنها در چارچوب نهاد خانواده تدوین شده است که هرچند این قوانین به دلایل مختلف از جمله نبود اعتبار کافی به طور کامل جامه عمل نپوشیده، لیکن زمینه قانونی و حقوقی مناسبی را برای پاسخگویی به مسائل و نیازهای این گروه در کشور فراهم ساخته است و در مصوبات قانونی دهه اخیر بر نقش سمن ها در خدمت رسانی به این اقشار و نیز ضرورت تغییر جهت از حمایت به توانمندسازی و خروج از چرخه حمایت تاکید شده است. علاوه بر سازمانهای دولتی، موسسات غیردولتی مرتبط با خانوارهای زن سرپرست هم در این عرصه فعال هستند که به دلیل قدرت بالای جلب مشارکت مردمی، ساده تر بودن فرایند پذیرش و ارتباط نزدیک آنها با مددجویان به علت قرار گیری آنها در سطوح محلات و مناطق شهرهای حوزه عمل از اهمیت قابل ملاحظه ای برخوردارند که به نظر می رسد در هرگونه برنامه ریزی برای ساماندهی و خدمات رسانی به این قشر باید لحاظ شوند و بر استفاده از توان و ظرفیت آنها در این خصوص تاکید شود. اغلب سازمانهای دولتی فعال به مواردی چون وجود برخی نارساییها در قوانین و مقررات مربوط و نیز نحوه اجرای آْنها، ناهماهنگی میان دستگاههای مرتبط، عدم حمایت کافی از سمن ها متناسب با ظرفیتهای بالقوه آنها و محدودیت منابع مالی به عنوان مهمترین مشکلات بر سر راه اقدامات خود اذعان دارند. بنابراین پیشنهادات ذیل می تواند در بهبود وضعیت این خانوارها موثر واقع شود: سطح اقتصادی خانوارهای زن سرپرست اختلاف قابل توجهی با خانوارهای مرد سرپرست دارد که لازم است در برنامه ریزیها و سیاستگزاریها توجه خاصی به این اسیب پذیری بشود. از نظر وضعیت سلامت این زنان در زمره آسیب پذیرترین اقشار جامعه هستند که خود موجب بروز مسائل و آسیب هایی در سطح کلان جامعه می شود. از سوی دیگر فشارهای ناشی از سرپرستی خانوار می تواند منجر به آسیب به جسم و روان آنان و همچنین تهدیدی برای سلامت خانواده آنان گردد. حمایت های اقتصادی ، پوشش بیمه و نیز حمایتهای روحی و روانی بیشتر توسط سازمانهای مسئول موثر است. سهم قابل توجهی از این زنان سالمند هستند که در برنامه ریزیها باید به ویژگیهای سنی آنها چه در حمایت مستقیم چه توانمندسازی آنان توجه شود نسبت قابل توجهی از این خانوارها توسط زنانی سرپرستی می شوند که از سطوح تحصیلی بسیار پایینی برخوردارند که شایسته توجه ویژه سیاستگزاران است بخش قابل توجهی یا به تنهایی یا با فرزندان خود زندگی می کنند هر یک از این نوع ترتیبات زندگی می تواند نیازها و چالش های متفاوتی را پیش روی آنها و فرزندانشان قرار دهد که برنامه ریزی مناسب را طلب می کند. تصادفات جاده ای و حوادث کار به عنوان برخی از مهمترین عوامل ایجاد خانوارهای زن سرپرست باید مورد توجه قرار گیرد. با توجه به رشد روز افزون و مشکلات و مسائل مرتبط لزوم بازنگری سیاستهای کلان و تدوین برنامه عمل ضروری است. ایجاد هماهنگی و جلوگیری از موازی کاری از طریق تمرکز برنامه ریزی و تقسیم کار در تشکیلات واحد نظارتی. سمت گیری به سوی اشتغال و خروج از چرخه حمایت (از طریق برنامه های توان افزایی، آموزش فنی حرفه ای، حمایت از مشاغل خانگی – اعطای وام و تسهیلات – مهارت آموزی و فراهم ساختن زمینه های کارافرینی) یکپارچه سازی بانک اطلاعات موجود و تهیه بانک اطلاعات جامع خانوارهای زن سرپرست خانوار، خیرین و سازمان های مردم نهاد.