به گزارش پایگاه اطلاع رسانی معاونت امور زنان و خانواده؛ معصومه ابتکار معاون رییس جمهور در صفحه شخصی خود نوشت: فرصت گرانبهای دیگری دست داد برای دیدار با دو خانواده شهید که هر یک بار گران دو شهید را در دل دارند.
احمد سخنور در کنار اشرف شفاییان، از فرزندان شهیدشان حسن و حسین سخنور گفتند.
حسن متولد ۱۳۴۸ در سال ۱۳۶۴ و در عملیات والفجر ۸ به شهادت رسید. پسری آرام و درون گرا که هر گاه از جبهه بازمی گشت بر زمین می خوابید و مانع از انداختن رختخواب گرم و نرمش می شد. می گفت نمی خواهم از فضای جبهه دور بمانم و به زندگی عادی بازگردم...
... و حسین متولد ۱۳۵۰ که در سال ۱۳۶۷ در شلمچه به شهادت رسید. پسری شاد و سرخوش که تا ۱۷ سالگی چندین بار مجروح شد ولی باز به جبهه بازگشت.
آخرین بار سال ۶۷ وقتی عراق در آستانه قطعنامه ۵۹۸ حملات را افزایش داد تا زمین های بیشتری را در تصرف داشته باشد، امام خمینی پیامی برای پیوستن به جبهه ها داد.
پدر می گفت وقتی پیام امام از تلویزیون پخش شد، نگاهی به من انداخت و گفت بابا برم؟
گفتم: سئوال می کنی؟
... و رفت.
هنگام شهادت ابتدا به تیری به پایش اصابت می کند و بعد عراقی ها می رسند و تیر خلاص را می زنند.
مادر می گفت: فقط از حسن و حسین خواسته بودم که اسیر نشوند؛ یا باز گردند یا شهید... نمی توانستم اسارتشان را تحمل کنم، می دانستم در اسارت خیلی زجرشان می دهند.
برادرشان قاسم هم رزمنده بود و سال ها در جبهه.


در خانه شهیدان علی قربان و علی محمد اسدی فقط مادرشان بانو حدیقه مرادپور منتظرمان بود. پدر شهدا قبل از شهادت آنها از دنیا رفته و مادر مانده بود با ۴ فرزند پسر که دو تای آنها خیلی کوچک بودند و چندان برادران شهیدشان را به یاد ندارند. آنها حالا همدم مادر هستند... و مادر در توصیف شهیدانش فقط می گوید: خوب، خوب، خوب...

