گزارش مرکز پژوهش های مجلس درباره: چالشهای خانواده ایرانی در مواجهه با کرونا

نگاهی به تصمیمات اتخاذ شده در ستاد ملی مبارزه با کرونا و مصوبات دولت، نشان میدهد تمرکز اصلی سیاست گذاران در جامعه درگیر با کرونا، بر حوزه سلامت و اقتصاد کشور متمرکز شده است...

مقدمه

نگاهی به تصمیمات اتخاذ شده در ستاد ملی مبارزه با کرونا و مصوبات دولت، نشان میدهد تمرکز اصلی سیاست گذاران در جامعه درگیر با کرونا، بر حوزه سلامت و اقتصاد کشور متمرکز شده است. در این میان به تأثیروضعیت رخ داده بر مهمترین نهاد جامعه ایرانی یعنی خانواده و چالش های پیش روی آن به واسطه بحران شکل گرفته (فارغ از اینکه متأثر از عوامل اقتصادی است یا خیر) کمتر پرداخته شده است. واقعیت این است که نهاد خانواده به عنوان نهادی قدرتمند و قابل اتکا این توانایی را دارد که با مدیریت صحیح رفتارها، در حل این بحران درکنار نظام سلامت ایفای نقش نماید؛ با این حال لازمه موفقیت نهاد خانواده به ویژه با توجه به امکان طولانی شدن روند مواجهه با کرونا و فرسایشی شدن توصیه های خانه محوری، توانمندسازی آن در حوزه های روانشناختی واجتماعی در کنار تقویت مراقبت های سلامت محور و حمایت های اقتصادی است.

1 .چالشهای ناظر به خانواده های دارای افراد مبتلا به بیماری و متوفی

 از زمان شروع بیماری کووید ـ 19 تاکنون حدود 70 هزار نفر در کشور مبتلا تشخیص داده شده است. بیش از 4هزار نفر نیز دیگر در میان خانواده خود حضور ندارند و فوت کرده اند. این بدین معناست که حداقل 70 هزارخانواده تاکنون به طور مستقیم به واسطه ابتلای یکی از عزیزان خود به بیماری یا فوت ایشان با چالش های روحی، مسائل اجتماعی، اقتصادی و سلامت محور دست به گریبان هستند.

آمارهای وزارت بهداشت نشان میدهد درصد ابتلاء و فوت مردان بیش از زنان1 است2 بر این اساس محتمل است بخش عمده ای از افراد بیمار یا فوت شده، سرپرستی خانوار خود را عهده دار بوده باشند.ابتلا یا فوت این سرپرستان خانوار ـ به ویژه در شرایطی که فرد فاقد درآمد ثابت و مشخص ماهیانه باشد ـ به معنای کاهش درآمد خانوار و افزایش مشکلات اقتصادی پیش روی آنهاست.  علاوه بر این سایر اعضای خانواده فرد مبتلا یا متوفی به واسطه احتمال ناقل بودن، مجبور به رعایت قرنطینه خانگی هستند و امکان حضور در اجتماع و کسب وکار را حداقل تا مدتی نخواهند داشت.

اضطراب و نگرانی ناشی از ابتلای سایر اعضای خانوار به بیماری یا احتمال از دست دادن فرد بیمار وهمچنین عدم امکان سوگواری جمعی برای عزیز ازدست رفته، منجر به افزایش سطح تنش های روانی، افسردگی و دیگر تکان های روانی در این قبیل خانواده ها میشود. عدم امکان سوگواری جمعی و تخلیه هیجانات منفی و دردناک به واسطه ایجاد  محدودیت هایی در فرایند تدفین به شکل گیری فرایند «سوگ پیچیده» یا «سوگ ابراز نشده»1 منجر می گردد. این افراد بیشتر از سایران در معرض بیماری های جسمی و روانی قرار می گیرند و بازگشت به زندگی طبیعی برای بازماندگان دشوارتر از موقعیت های طبیعی فوت است. طرد اجتماعی ناشی از بیماری حتی پس از بهبود نیز به ویژه در محیط های اجتماعی کوچک چالش دیگری است که ممکن است  این خانواده ها با آن روبه رو شوند. در این میان دولت تلاش کرده با اختصاص خط تلفنی 4030 جهت مشاوره رایگان،2 درمان رایگان این بیماران و فراهم کردن امکان بیمه برای خانوارهای فاقد بیمه و همچنین تهیه پروتکل نحوه دفن متوفیان مبتلا به کرونا ـ که یکی از مهم ترین دغدغه های بازماندگان را تشکیل می دهد ـ بخشی از مسائل و دغدغه های پیش روی این خانواده ها را رفع نماید، اما همچنان فقدان مداخلات روانشناختی برای افراد بیمار به ویژه خانواده افراد متوفی با اتکا به فرهنگ دینی ـ اسلامی به خصوص فقدان سازوکارهای چگونگی برگزاری مراسم ختم، سوگواری و عزاداری در کنار عدم پیش بینی برنامه یا بسته حمایت معیشتی از خانوارهای افراد مبتلا و متوفی ازسوی دولت خلاء جدی است و ضرورت پرداختن به آن بیش از پیش وجود دارد. بررسی ویژگی های اجتماعی متوفیان و آسیب دیدگان (شیوعشناسی اجتماعی) می تواند ضمن فراهم کردن زمینه حمایت مؤثرتر از این خانوارها، رهنمودهایی برای طراحی راهکارهایی در حوزه سلامت نیز داشته باشد.

2.مشکلات معیشتی خانوار

با توجه به اینکه مهم ترین راهبرد دولت در راستای جلوگیری از افزایش تعداد بیماران در جامعه و کنترل روند شیوع آن، اجرای طرح فاصله گذاری اجتماعی، توصیه به ماندن در خانه و تعطیلی بخش عمده ای از کسب وکارها طی هفته های اخیر بوده است، افزایش مشکلات اقتصادی خانوارها و کاهش حجم درآمد آنها در زمان کنونی و ماههای آینده این موضوع را به یکی از مهم ترین دغدغه های خانواده ها تبدیل خواهد کرد. در این شرایط بسیاری از خانواده هایی که به مشاغل خدماتی اشتغال داشته یا در بنگاه های بسیار کوچک، یا به صورت روزمزد مشغول به فعالیت بوده اند یا فاقد بیمه هستند بیشترین آسیب را متحمل خواهند شد. لذا، دولت در راستای کاهش نگرانی های اقتصادی اقدام به اتخاذ مصوباتی نموده که مهمترین آنها به شرح زیر است:

* مصوبه شورای پول و اعتبار درخصوص تعویق اقساط تسهیلات قرض الحسنه و عدم شمول جریمه دیرکرد برای آنها در برخی از گروهها

* تصمیم جهت اعطای مبلغ 200 -600 هزار تومان برای سه میلیون خانوار کم بضاعت به عنوان بسته معیشتی مربوط به کرونا

 *تصمیم جهت اعطای وام یک تا دو میلیون تومان 4 درصد بدون ضامن به کارگران فصلی با تنفس یک ماهه

 تصمیم جهت اعطای اعتبار خرید یک میلیون تومانی به حدود بیست وسه میلیون خانوار با دوره بازپرداخت بیست وچهارماهه و تنفس چهارماهه

* امهال حق بیمه سهم کارفرما به مدت سه ماه

* تقسیط هزینه قبوض آب، برق و گاز برخی از تأسیسات

با این حال به نظر نم یرسد اقدامات یاد شده بتواند رفع کننده همه نگرانی های اقتصادی خانوارها باشد، زیرا به واسطه اشتغال بسیاری از خانوارهای دهک های پایین اقتصادی در بخش اشتغال غیررسمی یا ناقص و فاقد پوشش بیمه ای لازم، امکان شناسایی و تحت پوشش قرار گرفتن همه آنها در طرح های حمایتی دولت دشوار خواهد بود

براساس نتایج سومین نظرسنجی دفتر مطالعات اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران که با همکاری ایسپا به صورت تلفنی در شهر تهران صورت گرفته است (با حجم نمونه یک هزار و 23 نفر) 70 درصد جامعه نمونه تاب آوری اقتصادی کمتر از دو ماه را بیان کرده اند؛

34 درصد جامعه نمونه در پاسخ به این سؤال که« اگر به خاطر کرونا تعطیلی شهر ادامه پیدا کند تا چه زمانی از نظر اقتصادی مشکلی نخواهید داشت» این گونه پاسخ داده اند که هم اکنون نیز نمی توانند و 35 درصد نیز پاسخ«یکی دو ماه» را انتخاب کرده اند.علاوه بر این برخی از خانواده ها به واسطه شرایط خاص اجتماعی شان ازجمله خانواده های دارای فرد مبتلا به بیماری های خاص یا معلول و خانواده های زن سرپرست، خانواده های سالمند که از حقوق بازنشستگی برخوردار نیستند، همچنین خانواده هایی که طی سال گذشته به واسطه درگیری با بلایای طبیعی چون سیل و زلزله به شدت آسیب پذیر شده اند با چالش های مضاعفی نسبت به سایران مواجه اند و نیازمند حمایت ویژه دولت به لحاظ اقتصادی هستند.

3 آسیب پذیری سلامت و بهداشت روان اعضای خانواده

درحال حاضر با توجه به اینکه یکی از راهبردهای اصلی مواجهه با این بیماری واگیردار، کاهش خروج از خانه بوده، طی هفته های گذشته به ویژه تعطیلات عید نوروز شاهد افزایش حضور فیزیکی اعضای خانواده هسته ای (قرنطینه خانگی) در کنار یکدیگر بوده ایم. این محدودیت علی رغم ایجاد فرصت های جدید برای ارتقای روابط خُرد اجتماعی درون نهاد خانواده با توجه به تغییرات متعدد فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی که منجر به کاهش تعاملات و گفتگوهای درون خانوادگی (درون خانواده هسته ای و بین خانواده هسته ای و خانواده گسترده) 1 شده است، دارای ملاحظاتی است که عدم مدیریت درست آن، خود می تواند آسیب ها و مسائل متعددی را در کوتاه مدت و به ویژه بلندمدت دامن زند. در توضیح این مطلب باید اشاره کرد که در شرایط قرنطینه خانگی، نداشتن مهارت و دانش کافی در راستای ایجاد سازگاری با شرایط جدید، مدیریت احساسات، فضا و برقراری تعامل صحیح جهت رفع نگرانی های شکل گرفته، خود می تواند برای خانواده ایرانی چالش هایی ایجاد کند. توجه به این نکته ضروری است که درحقیقت نهاد خانواده با شیوع اپیدمی کرونا و ضرورت قرنطینه خانگی و تعطیلی مدارس و مهدکودک ها عملاً به نهاد کانونی حفظ و استمرار ثبات شخصیتی، امید و روحیه شهروندان تبدیل شده است که این تمرکز و محوریت فارغ از چالش نبوده و برای ادامه روند پیش رو ـ که ممکن است ماه ها به طول بینجامد ـ نیازمند همراهی و حمایت بخشهای دیگر جامعه برای مدیریت و فائق آمدن بر چالش های مزبور است.

محبوس بودن افراد در بلندمدت در محیط خانه، نداشتن تماس با دیگر افراد جامعه به ویژه خانواده گسترده، بیماری یا از دست دادن عزیزان ، نگرانی و اضطراب ناشی از جان سالم به در بردن از خود بیماری و یا حتی تحمل بلندمدت اخبار پُراسترس از نگرانی ابتلای یکی از اعضای خانواده به بیماری و اضطراب های ناشی از مسائل اقتصادی و تعطیلی کسب وکارهای خُرد و خدماتی، تعامل با کودکان محبوس در خانه و چگونگی آموزش شیوه صحیح مواجه با بیماری برای کودکان و کاهش اضطراب و رفتارهای وسواس گونه در آنها.... در شرایطی که تاکنون هیچ آموزش همگانی برای مقابله با وضعیت های بحرانی به خانواده ها داده نشده، می تواند منجر به مخاطراتی برای سلامت روان خانواده گردد. با توجه به احتمال بروز آسیب های روانی مانند استرس، افسردگی، اضطراب و پرخاشگری در شرایط پیش رو، حفظ سلامت روان اعضای خانواده در شرایط موجود به شدت حائز اهمیت است.  نگرانی از وضعیت تحصیلی کودکان و فرزندان به ویژه برای محصلان سال آخر مدرسه و در آستانه کنکور سراسری (ضمن مصاحبه های متناقض برخی از مسئولان)، سردرگمی در چگونگی سرگرم کردن کودکان در خانه، سردرگمی در شیوه های تعامل با خانواده گسترده، نگرانی از چگونگی مواجهه صحیح با وحشت و اضطراب کودکان در مواجهه با ویروس، کاهش تحرک اعضای خانواده و احتمال افزایش بیماری هایی چون افسردگی، چاقی، فشار خون و... به واسطه کاهش تحرک، ناتوانی برای برنامه ریزی فعالیت های اثربخش در خانه، احتمال افزایش اختلالات روحی و روانی در بین افراد خانواده به علت تغییر سبک زندگی و حضور مداوم در خانه به تشدید این پیامدها می انجامد. 

با طولانی شدن احتمالی پاندمی کرونا، یکی دیگر از آسیب های مترتب بر سلامت روان خانواده ها درگیری با نوعی «درماندگی» است. درماندگی ناظر به شرایطی است که فرد از هر نوع بهبود امور و کنترل خود بر آنها ناامید می شود و به سرخوردگی و استیصال تن می دهد. درخصوص بحران کرونا این احتمال وجود دارد که افراد بعد از مدتی و با مزمن یا بدخیم شدن بحران کرونا، نسبت به رعایت اصول بهداشتی و فاصله گذاری اجتماعی بی توجه شده و موجب پیچیده تر شدن شرایط برای خود و دیگران شوند.

 آنچه مسلم است رسانه ملی در این فرایند بیشترین نقش را در ارتقای سلامت روان افراد خانواده و افزایش مهارت های زندگی در مواجهه با شرایط سخت پیش رو برعهده دارد. علاوه بر این نظام مشاوره و روانشناختی کشور نیز باید سهم بیشتری را در این عرصه برعهده گیرد.  ، تدوین پروتکل های مختلف درخصوص چگونگی تعامل صحیح و کارآمد اعضای خانواده، چگونگی افزایش سلامت روان ازجمله کاهش استرس افسردگی، امید به آینده، یادگیری کنترل خشم در مواجهه با کودکان، آموزش فرزندان، ورزش در خانه و... از ضرورت های این بخش است. 

4. احتمال افزایش اختلافات خانوادگی

به نقل از برخی مقامات کشور چین پس از اتمام قرنطینه و آغاز مجدد کار با موجی از زوج های چینی مواجه شده اند1 که برای درخواست به دفاتر آنها مراجعه کرده اند. افزایش تعداد طلاق ها پس از دوران قرنطینه خانگی منجر به شکل گیری اصطلاحی تحت عنوان طلاق کویدی ( Covidivorces ) شده است.2 در این میان برخی از فعالان این حوزه و روانشناسان اجتماعی در ایران نیز از احتمال افزایش قابل توجه آمار درخواست طلاق پس از پایان کرونا سخن می گویند. هرچند باید توجه کرد که این افزایش مراجعه پساکرونایی می تواند با تعطیلی مراکز حقوقی، عدم امکان مراجعه حضوری و عدم امکان ثبت طلاق یا دادخواست در ماه های قرنطینه و موکول شدن آن به پس از پایان قرنطینه و بازگشت امور اداری به حالت طبیعی بازگردد.

ازسوی دیگر قرنطینه خانگی در دوران کرونا در جهان آمار خشونت خانگی را افزایش داده است. آنتونیو گوترش دبیر کل سازمان ملل در پیامی ویدئویی نسبت به افزایش خشونت علیه زنان در جریان قرنطینه خانگی هشدار داده است. پلیس فرانسه هم اعلام کرده خشونت خانگی در دوران قرنطینه سه برابر شده است و یک میلیون یورو به سازمان ها و نهادهای فعال در زمینه مبارزه خشونت خانگی علیه زنان اختصاص داده است.3  در انگلیس نیز براساس اعلام یک نهاد مشاوره ای، آمار تماس تلفنی و آنلاین قربانیان خشونت خانگی نیز 25 درصد رشد داشته است.4

در ایران آمار منسجم و قابل استنادی جهت تحلیل وضعیت خانواده ها در این زمینه در دست نیست. سازمان بهزیستی کل کشور اخیراً از افزایش سه برابری آمار تماسهای زوجین طی دوران قرنطینه با صدای مشاور بهزیستی یعنی شماره 1480 سخن گفته است به نحوی که بنابه گفته وی روزانه  4 هزار تماس با صدای مشاور بهزیستی گرفته شده است. برخی از این اختلافات بر سر مسائل رعایت  اصول بهداشتی و هنگام بیرون رفتن یکی از اعضای خانواده است. اختلاف والدین بر سر تربیت کودک محبوس شده در خانه به واسطه قرنطینه نیز یکی دیگر از عوامل یاد شده است.

نکته حائز اهمیت در تحلیل آمار فوق این مسئله است که افزایش سه برابری تماس زوجین با صدای مشاور سازمان بهزیستی را نمی توان به تنهایی و بدون توجه به سایر داده ها، نشان از افزایش اختلافات زناشویی و همچنین خشونت علیه زنان قلمداد کرد. درواقع افزایش تماس ها را نمی توان لزوماً امری منفی و نشانه اختلافات جدی در خانواده قلمداد کرد. افزایش تعداد تماس ها می تواند ناشی ازعوامل مختلفی مانند؛ « اخذ خدمات بیشتر مشاورهای بهزیستی و کسب اطلاع و آگاهی در این زمینه با توجه به کمکاری های رسانه ای در این باره»، «تغییر زیست اجتماعی و ترجیح مردم بر محدودیت ترددها و استفاده از مشاوره تلفنی به جای مشاوره حضوری»،« عدم  امکان مراجعه حضوری با توجه به تعطیلی مراکز مشاوره»،« حضور بیشتر اعضای خانواده در کنار هم و طرح مسائلی که کمتر مورد توجه بوده » و «افزایش خدمت جویی تخصصی خانواده محور در راستای سلامت روان » دانست. در عین حال نمی توان احتمال افزایش تنش های خانوادگی را نیز نادیده گرفت.

لذا، تحلیل و تفسیر واقعی نیازمند داده های تکمیلی تری مانند سابقه مشاوره حضوری یا تلفنی افراد، موضوع تماس ها و حذف مواردی است که چند بار تماس گرفته اند. ازسوی دیگر براساس نتایج سومین نظرسنجی دفتر مطالعات اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران با همکاری ایسپا در 16درصد خانوارهای مورد پرسش تنش خانوادگی به سبب در خانه ماندن افزایش یافته است. با این حال توجه به این نکته ضروری است که 84 درصد جامعه نمونه نیز تغییری در نوع روابط خود احساس نکرده اند. علاوه بر این در 58 درصد این خانواده ها( از مجموع 16 درصد مبتلا به افزایش تنش خانوادگی) تنش بین زن و شوهر افزایش یافته و46 درصد نیز افزایش تنش با فرزندان را تجربه کرده اند. بر این اساس اگرچه افزایش اختلافات خانوادگی در جامعه ایران، بحرانی نشده، اما لازمه حفظ شرایط پیش رو   برنامه ریزی منسجم برای آن و توانمندسازی اجتماعی خانواده در حل مناسب اختلافات خانوادگی است.

آنچه حائز اهمیت است اینکه طولانی شدن این روند و افزایش فشارهای اقتصادی و اعمال محدودیت های اجتماعی بر خانوارها مسلماً بر تاب آوری روانی و کیفیت روابط اعضای خانواده بی تأثیر نبوده و ممکن است به افزایش تنش های خانوادگی منجر شود؛ با این حال توجه به این نکته ضروری است که نباید در قرنطینه خانگی، اختلافات خانوادگی را تنها به اختلافات زناشویی تقلیل داد و همانگونه که در نتایج نظرسنجی بالا مشهود است تنش روابط بین فرزندان و والدین نیز حائز اهمیت است. علاوه بر این خشونت خانگی را نیز نباید تنها  به زنان تقلیل داد، بلکه فشار روانی و اقتصادی و نگرانی های آموزشی در نبود فعالیت های ورزشی و گردشگری و مبتنی بر تفریح و سفر حاصل ازوضعیت پیش آمده می تواند ازسوی هریک از اعضای خانواده منجر به بروز رفتارهای خشونت آمیز فیزیکی و به ویژه روانی شود.   

برای خواندن ادامه این گزارش بر روی لیننک کلیک کنید:

/uploads/images/gallery/ejtemaei2/1111.pdf

 

 

 

 

-----