فارغ از اهداف سیاسی داخلی برای کسب قدرت اگر بخواهیم به طور ساده تفاوت دیدگاهها را فرموله کنیم یک جریان سیاسی بنای خود را بر یک استراتژی دو ستونه کاهش آثار تحریم و افزایش مقاومت قرار داده است و دولت استراتژی سه ستونهای را شامل عقب راندن تحریم، کاهش آثار تحریم و افزایش مقاومت اجتماعی را دنبال کرده و می کند.
در سیاستهای فرض اول، تحریم یک سرنوشت محتوم ایرانی دیده شده و هرگونه عقب راندن تحریم را نوعی وادادگی تفسیر می کنند.
من معتقدم فرمایش مقام معظم رهبری که «همه راه حل ها در داخل کشور است»، عقب راندن تحریم نیز بر اساس یک توانایی داخلی و راهحل برخاسته از قدرت ملی است
نزاعهای سیاسی مطرح در جامعه ایران در قبال آمریکا در طی دهه های اخیر با یک صورت بندی ساده از این دو الگو پیروی کرده است.
دیدگاهی که میگوید اگرچه مسائل ما و امریکا بر اساس عدم تغییر ماهیت آمریکایی همچنان باقی خواهد بود اما میتوان مساله را مدیریت و در شکافهای جهانی با قوی کردن اقتصاد و جامعه در داخل منافع ملی را محقق کرد. دیدگاهی دیگر که من نام آن را رویکرد «ماهیت گرایانه» میگذارم جنگ اقتصادی را واقعیتی محتوم انگاشته و هر تلاشی برای شکستن آن با ابزارهای دیپلماتیک را با یک برچسب نامناسب روبرو میسازد.
سوال اساسی در اینست که الزامات یک مقاومت ملی در شرایط ایران امروز چیست؟
اگر انسجام را به چهار عرصه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی و سیاستی تعریف کنیم، من معتقدم پایههای انسجام فرهنگی مبتنی بر انسجام ذهنی و همبستگی و وحدت نظری مردم با ساختار سیاسی شکل میگیرد و انسجام اقتصادی نیز با بهره گیری از همه ظرفیت ها برای کاهش درد و رنج مردم ناشی از جنگ اقتصادی و افزایش تولید پدید میآید و انسجام اجتماعی نیز با میدان دادن به نهادهای اجتماعی، تقویت آنها و ایجاد میانجیهای اجتماعی قوی به دست میآید و انسجام سیاسی نیز با هماهنگی عمیق بین سه قوه، نهادهای حاکمیتی و تولید سیاستهای اثرگذار در این شرایط ایجاد میشود.
سوال من اینست آنچه که امروز در فضای سیاسی و نخبگان سیاسی کشور در حال رخ دادن است چه مناسبت و رابطهای با انسجام های مورد نیاز دارد؟
آیا جز از طریق افزایش انسجام در بالا، یعنی در سطوح حاکمیتی و ارتقای سطح سرمایه اجتماعی در پایین میتوان مقامت موثر و کارآمد در مقابل قلدری امریکاییها داشت؟
چگونه میتوان در همان حال که امریکا انزوای بیسابقه در سازمان ملل، شورای امنیت و سطح جهانی را تجربه میکند لبه تیز دشمن شناسی را متوجه کانون این مقاومت نمود، و باز هم از «مقاومت» سخن گفت؟ کدام مقاومت؟
چگونه میتوان با زبان فحاشی به رئیس جمهور منتخب ملت، همان ملت را دعوت به صبر و مقاومت و همدلی کرد؟
این حرف هایی که امروز در سطح تریبونها و توئیت ها که از افراد ساخت قدرت می شنویم با کدام الزام انسجام اجتماعی و با این گفتارهای انسجام آفرین رهبر معظم انقلاب که فرمودند «توهین و دشنام و نسبتِ بدون علم به دولتمردان بههیچوجه جایز نیست و برخی از این نسبتها حرام شرعی است» تطابق دارد؟
این روزها خواهد گذشت و قضاوتهای تاریخی درباره سختترین شرایط کشور باقی خواهد ماند.