متن کامل سخنرانی در اختتامیه پنجمین نشست منطقه ای سازمان های مردم نهاد حوزه زنان وخانواده - ارومیه

متن کامل سخنرانی در اختتامیه پنجمین نشست منطقه ای و کارگاههای آموزشی تقویت همکاری های شبکه ای- تخصصی سازمانهای مردم نهاد حوزه زنان وخانواده (شمالغرب کشور؛ ارومیه – 14 آبان 1394) ضمن عرض سلام در ایام ماه محرم، گرامی می داریم یاد و خاطره جان باختگان حادثه منا که در چهلم این حادثه قرار داریم. همین طور گرامی می داریم یاد و خاطره شهدای منطقه شمالغرب کشور، بویژه استان آذربایجان غربی و سرداران رشید و افتخارآفرین این استان را. خدا را شکر می کنیم که توفیق برگزاری پنجمین نشست منطقه ای آموزش و ترویج و تقویت همکاری های شبکه ای و تخصصی سازمانهای مردم نهاد و دستگاههای اجرایی را نصیب همه ما فرمود و امیدوار هستیم که این نشست ها بتواند مقدمه ای باشد برای بهبود وضعیت جامعه در درجه اول و بعد هم بهبود وضعیت و توانمند سازی زنان که قطعآ سود و نفع این نشست عاید جامعه و کشور خواهد شد. من تشکرها را فاکتور می گیرم و خیرمقدم ها را که اشاره شد، فقط اجازه می خواهم هم به عنوان میزبان برنامه خیرمقدم داشته باشم و هم به عنوان کسی که از این استان و این دیار هستم، خیرمقدم عرض کنم به تمام عزیزانی که از استان های دیگر در خدمتشان هستیم، استانی که به حق رنگین کمانی از اقوام هست که یک زندگی مسالمت آمیز را در کنار هم دارند و می تواند الگو باشد برای شبکه ها که در عین تفاوت هایی که با هم دارند می توانند در کنار هم کار و فعالیت بکنند و چندین برابر آنچه که فعالیت می کردند تاثیرگذاری لازم را داشته باشند. یعنی نمونه عینی و ملموس کثرت در عین وحدت و وحدت در عین کثرت، که ما در این استان این را می بینیم و این وضعیت را مدیون مدیریت خوب استان هستیم که امیدواریم همواره شاهد این وضعیت باشیم. این که چرا نشست منطقه ای و چرا همکاری شبکه ای؟ موضوعی است که من مختصرآ در این مجال کوتاه به آن خواهم پرداخت.  چرا ما به این نتیجه رسیدیم که نشست ها را بصورت منطقه ای برگزار بکنیم، بر می گردد به این اصل که در دنیا وجود دارد که جهانی بیندیشیم، محلی عمل کنیم که در اشل کوچکترش یعنی ملی بیندیشیم و منطقه ای عمل کنیم. اینکه ما نیاییم در مرکز یک نسخه کلی و واحد برای کشور بپیچیم و پشت درهای بسته برای درمان دردها و حل مسائل و رفع چالش ها برنامه ریزی بکنیم. لذا به این نتیجه رسیدیم که اولآ با بررسی وضعیت موجود، شناسایی مسائل، مشکلات، چالش ها و آسیب های اجتماعی که وجود دارد و اصلآ مختص مناطق خاصی است و اصولآ هم مشترک هست بین مناطق همجوار، به این برنامه ریزی دست بزنیم و استان های همجوار را در کنار هم داشته باشیم، برای رسیدن به برنامه های مشترک البته از طریق ترویج همکاری های شبکه ای و تخصصی بین دستگاههای اجرایی با همدیگ(دولت- دولت)، دستگاههای اجرایی با سمن ها (دولت- سمن) ، سمن ها با سمن ها. یعنی ضمن شناسایی ظرفیتهایی که وجود دارد، ظرفیت ها مدیریت بشوند، در کنار هم قرار بگیرند و پرهیز بکنیم از موازی کاری ها و دوباره کاری هایی که دارد اتفاق می افتد و لذا به هم افزایی مورد نظرمان برسیم، برای برون رفت از وضعیت موجود این فلسفه اصلی برگزاری نشست منطقه ای بود که ما الان پنجمین نشست را در خدمتتان هستیم. بنظرم سه نشست دیگر را تا آخر سال خواهیم داشت که اگر خداوند این توفیق را اعطا بکند که آنها را هم برگزار کنیم یک دوره کامل این نشست ها برگزار شده است.  اما نکته اصلی این است که برگزاری این نشست ها فی نفسه برای ما هدف نیست که ما این تصور را داشته باشیم که با برگزاری آن ماموریت همه ی ما به اتمام می رسد و کافی است که ما با مفاهیم شبکه و کارکرد شبکه و با نحوه شبکه سازی و قابلیت هایی که دارد آشنا بشویم و به این اکتفا کنیم و این فرض را داشته باشیم که حتی با تشکیل چند شبکه بدون توجه به پایداری این شبکه ها ما بتوانیم بر مشکلات فائق آئیم و در رفع چالش ها و مسائل قدم های اساسی برداریم.  بنابراین این یک مقدمه است، آغاز بسیار پر چالشی هست برای همه ما که در دور بعدی با ارزیابی و آسیب شناسی و بازخوردی که ما از این آموخته ها و یافته های این دوره ها خواهیم داشت و نهایتآ اندازه گیری شاخص هایی که ما را به وضعیت مطلوب نزدیکتر می کند امیدوار هستیم به آن هدف زودتر دسترسی پیدا کنیم. اینکه چرا نشست هایی که برگزار می شود بدنبال ترویج همکاری های شبکه ای هست؟ که باید برگردیم به وضعیتی که در ابتدای دولت یازدهم داشتیم و چالش هایی که به ما به ارث رسیده بود در کنار وضعیتی که تحویل گرفتیم بویژه آسیب های اجتماعی که هم در کل جامعه، هم در حوزه زنان و خانواده خودش را نشان می دهد. متاسفانه روند تصاعدی این آسیب ها، همه ما را نگران کرده و ما را به این سمت رهنمون کرده که با شیوه و ساز و کار جدید بیایم و قدم پیش بگذاریم. وضعیت اجتماعی کشور که همه ما تا حدودی اطلاع داریم به چه شکلی است از نظر شاخص هایی که وجود دارد به ویژه شاخص هایی که مربوط به حوزه زنان و خانواده هست. حتی در هفته گذشته ما در جلسه ای که در خدمت مقام رهبری بودیم گزارش وضعیت اجتماعی کشور ارائه شد و به نظر می رسد در سطح عالی توجهات را به خودش جلب کرده انشاالله یک برنامه عملی با تقسیم کارها بین دستگاه های اجرایی در حال تدوین است که امیدواریم با مشارکت عمومی و رویکرد اجتماع محوری که دولت یازدهم در دستور کار خودش قرار داده برای مقابله با آسیب های اجتماعی بتوانیم در سال های آتی بویژه در طول برنامه ششم توسعه به دستاوردهای قابل اعتنا و توجهی برسیم. ضمن اینکه تاکید موکد مقام رهبری هم بر این بود که ما یک تصمیم اساسی بگیریم و مجموعه حاکمیت در 6 ماه آینده گزارش های لازم خدمت ایشان ارائه خواهد شد و ماحصل این جلسه آن بود که آسیب های اجتماعی بعنوان یک موضوع خاص مورد توجه برنامه ششم توسعه باشد. چون تا هفته گذشته اعلام می شد موضوعاتی که شناسایی شده از طرف سازمان مدیریت برنامه ریزی، 3 یا 4 موضوع خاص است که محور برنامه ششم خواهد بود و بحران آب، محیط زیست، توسعه گردشگری و توسعه سواحل مکران و همینطور صندوق های بازنشستگی را در بر می گرفت. قرار است برنامه ششم توسعه یک برنامه مساله محور و پروژه مدار باشد و قالب های قبلی برنامه های توسعه ای که آرمانگرا هست را نداشته باشد که انشاالله بعد از پایان برنامه پنج ساله برنامه ششم ما به دستاوردهایی در مورد این موضوعات مشخص برسیم که آسیب ی اجتماعی به عنوان موضوعی خاص که مورد اشاره و تاکید مقام رهبری هم هست اضافه شد که قرار شد هم برنامه و هم بودجه خودش را داشته باشد و نهایتآ ما در پایان پنج سال برنامه ششم به یک توسعه متوازن از نظر اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و همینطور منطقه ای دسترسی پیدا کنیم. معاونت امور زنان و خانواده هم که مآموریت دارد برای وظیفه ستادی خودش، هماهنگی و پایش و نظارت، قبل از آن هم سیاستگذاری و برنامه ریزی برای حوزه زنان و خانواده به این نتیجه رسید که برای تحقق ماموریت های خودش  اولآ برای بهبود وضعیت زنان و ثانیآ تحقق عدالت جنسیتی که ما منبعث از عدالت اجتماعی آن را به عنوان چشم انداز و ماموریت خودمان تعریف کردیم که انشاالله بتوانیم با رویکردی که دولت یازدهم دارد در ایجاد تعادل و اعتدال بتوانیم از نظر جنسیتی در تمام جنبه های زندگی با کمک همه بازوان اجرایی و فکری خودمان این را محقق کنیم، یا حداقل پایه های درستی را بتوانیم در زمینه های لازم فراهم کنیم، برای تحقق آن در سالیان بعد که به نظرمان رسید بدون جلب مشارکت و بدون استفاده از ظرفیت و توانی که در جامعه مدنی وجود دارد قطعآ ما موفق نخواهیم بود و آن هم بر می گردد به اینکه این دولت رویکرد و نگاهی که به سازمان های مردم نهاد و جامعه مدنی دارد این هست که این ظرفیت ها را بعنوان شریک دولت و شرکای توسعه برای دولت در نظر می گیرد. برای تحقق توسعه در سطح فردی ما می دانیم که این همت را انسانها و همه افراد تک به تک دارند که توانمندی خودشان را در مسیر بهزیستی تعالی و رشد بکار بگیرند. در سطح اجتماعی ما می بینیم که تمام ظرفیت ها برای خیر عمومی جامعه در نظر گرفته می شود. اگر این در سطح عمومی جامعه در نظر بیاوریم به عنوان وظیفه حاکمیت، می توانیم به این برسیم که ارتقاء ظرفیت ها و تامین حقوق شهروندان هم و غم حاکمیت باید باشد که نهایتآ باز مسیر و مقصدی که باید در نظر گرفته شود همان خیر عمومی جامعه باید باشد که این هدف واحد را افراد جامعه و در سطح اجتماعی و همینطور در سطح دولت و حاکمیت خواهیم داشت. از این لحاظ اگر به سابقه موضوع برگردیم و در جهان یک مقایسه ای داشته باشیم پس از جنگ جهانی دوم و دهه های 50 و 60 میلادی، می بینیم که بیشتر حکومتها، یک رویکرد دولت محور داشته اند یعنی توسعه از بالا به پایین بخشنامه ای و دیکته ای که کمتر توجه می شده به جلب مشارکت مردم و یا بازی دادن مردم در برنامه های توسعه ای هر چه که پیش تر می آئیم می بینیم که این برنامه ریزی متمرکز نه تنها مشکلات عمیقی که بر سر راه حکومت ها وجود داشته را حل نکرده بلکه بعضآ و غالبآ منجر به تعمیق این مشکلات و شکاف های عمیق شده بین مردم در عرصه های مختلف و نابرابری های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی متعددی را دامن زده است. تجربه بشری کم کم آن را به این سمت هدایت کرد که در  دهه 70 میلادی یک نگاه مشارکتی به توسعه شکل بگیرد که در واقع توسعه ای از پایین به بالاست و بدنبال تحقق مشارکت مردم در ابعاد مختلف توسعه هست، هم بعنوان کارگزاران و عاملان توسعه و هم بعنوان منتفعان و ذینفعان توسعه. اینجا توسعه مردم محور مطرح می شود و بعد هم می رسیم به دهه 80 بحث مشارکت و توسعه سازمان های مردم نهاد که ظهور و بروز گسترده سازمان های داوطلبانه مردم هست در برنامه ریزی و بعد هم در اجرای برنامه های توسعه و اینجاست که کم کم می رسیم به مفاهیمی از این قبیل که توسعه و مشارکت یک پیوند ناگسستنی دارند و بخش لاینفک و اساسی توسعه، مشارکت جامعه مدنی است یعنی فراتر از افراد، جامعه و مردم و تشکل مدنی سازمان یافته هست که می تواند به توسعه پایدار منجر بشود. بعد از انقلاب هم اشاره شد در صحبتهای آقای مهندس سعادت، ما تجربه خیلی خوبی داریم که هم بلافاصله بعد از انقلاب، هم در دوران هشت ساله دفاع مقدس و بعد از آن برنامه های توسعه ما این رویکرد زمینه اجرایی و فرصت و مجال تحقق پیدا کرد، اما هنوز به آن نتیجه مطلوب که مورد انتظار هست نرسیدیم. قانون اساسی ما هم جایگاه خاصی را برای مشارکت مردم در تمام عرصه ها و در اصول متعدد بویژه در فصل سوم که حقوق ملت هست قائل شده است، همچنین در سیاستهای کلی نظام، سند چشم انداز و به ویژه برنامه های سوم به بعد توسعه در کشور، بعد هم سیاستهای دولت یازدهم و اصراری که بر تسهیل زمینه های مشارکت مردم و تعامل با سازمانهای مردم نهاد وجود دارد و هم در جای جای برنامه های ریاست محترم جمهور ما این نگاه را ساری و جاری می بینیم که باید با مشارکت مردم در راهبردهای مختلفی که ارائه شده این موضوع تحقق پیدا کند. در راهبردهای حوزه زنان و خانواده هم ما این نگاه را به عینه مشاهده می کنیم و به این نتیجه می رسیم که مشارکت و تثبیت این مشارکت که وظیفه دولت هست یک ضرورت هست برای توسعه و بدون استفاده از تمامی ظرفیت های موجود ما نخواهیم توانست فرایند توسعه را به سلامت طی کنیم که نهایتآ هدف و مقصد نهایی همان توسعه پایدار خواهد بود. اما اینجا ما به زنان که می رسیم هر چند زنان ایران همچون مردان دوشادوش مردان نقش آفرین هستند که نگاه امام راحل را در این زمینه داریم و نگاهی که مقام رهبری دارند به این نقش بی بدلیل، فوق العاده و همینطور نقش تاثیرگذار زنان را حتی از ابتدای مبارزه قبل از انقلاب را یادآور می شوند برای ما و جمله ای که مقام رهبری فرمودند: امام اول کسی بود که نقش مردم را درک کرد و فهمید همینطور نقش زنان را و شاه کلید بیانات امام این است که زنان باید در مقدرات اساسی کشور دخالت کنند که هنوز در عمل آن را لمس نکردیم که تحقق پیدا کرده باشد. این نشان می دهد که زنان کنشگرانی اثرگذار بوده و هستند اما سهم کمتری در برخورداری از مواهب توسعه دارند. الحمدالله تلاش های جدی شروع شده برای اینکه جایگاه مناسب و شایسته زنان ترسیم بشود در برنامه های توسعه.  از این منظر سازمان های مردم نهاد می توانند در تحقق وضعیت مطلوب به عنوان در دسترس ترین و موثرترین ابزار کمک کنند. اول برای انعکاس دغدغه ها و نیازهای زنان و بعد هم برای تاثیرگذاری برای برنامه ها و سیاست هایی که کمک می کند برای رفع آن دغدغه ها و رفع آن نیازها. و از طرف دیگر می رسیم به این شبکه سازی و فعالیت بصورت شبکه ای به مصداق اینکه یک دست صدا ندارد. به نظر می رسد یک فرد عمدتآ صدایش به گوش کسی نمی رسد اگر سازمان ها بصورت جداگانه و جزیره ای فعالیت کنند آن تاثیرگذاری و قدرت لازم را نخواهند داشت. بنابراین اگر بصورت شبکه در کنار یکدیگر قرار بگیرند به نحو چشمگیری می توانند موثر باشند و قدرت لازم را داشته باشند و پژواک صدا و خواسته های حوزه زنان و خانواده باشند و بتوانند صدای اکثریت خاموش جامعه را به گوش جامعه بویژه مسئولان برسانند و این برکسی پوشیده نیست. لذا این همکاری های شبکه ای و تخصصی بسیار می تواند برای ما مهم باشد و بسیار می تواند به ما کمک کند در اهدافی که پیش رو داریم مخصوصآ اگر بصورت تخصصی وارد عمل بشویم در استانها، در شهرستانها و همینطور در مناطقی که این استانها را در کنار هم قرار می دهد بتوانیم موضوع خاصی را هدف بگیریم در یک برنامه ریزی درست بصورت یک پروژه ببینیم و اقدام کنیم برای تحقق موضوع و رفع مشکلاتی که وجود دارد.  با این باور و با این نگاه ما این دوره ها را برگزار کردیم و تا پایان سال هم یک دوره کامل آنرا خواهیم داشت.  هدف این است که این سازمانها بتوانند به جایگاه اصلی خودشان که میانجی دولت و ملت هستند برگردند یعنی رابط دولت و ملت و بتوانند ایفاگر این نقش بطور جدی و اساسی در جامعه باشند. ما این سازمان ها را زیر مجموعه دولت نمی دانیم اینها شریک دولت هستند همکار و همیار دولت ، چشم و گوش دولت در جامعه هستند وقتی بصورت تشکل یافته و شبکه ای هم فعالیت کنند قطعآ می توانند نقش اساسی شان را به خوبی ایفا کنند چه در عرصه  آسیب های اجتماعی ، چه در عرصه  توانمند سازی ، چه در مقابله با فساد که متاسفانه نمونه های آن در جامعه اسلامی ما زیاد هم هست می توانند بسیار کمک کنند به دولت در اینکه بتواند برنامه های خودش را محقق کند. در واقع ما به این حقیقت می رسیم که دیگر دورانی که دولتها بتوانند بار سنگین توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را به تنهایی به دوش بکشند بسر آمده و هیچ کشوری که در مرحله توسعه هست یا توسعه یافته است به این ترتیب عمل نمی کند که تمام این بار را به روی دوش دولت گذاشته باشد. ما وقتی که در حوزه اقتصاد تاکید می کنیم بر اهمیت بخش خصوصی و واگذاری امور غیرحاکمیتی به بخش خصوصی در حوزه اجتماعی هم همین تأکید بر سمن ها و یا سازمان های مردم نهاد هست که بتوانند کمک کنند و از بارهایی که بر دوش دولت هست بکاهند. الان در برنامه دولت برای بحث توانمند سازی بهبود یافتگان از مواد مخدر و یا مقابله و مبارزه با مواد مخدر که یک رویکرد اجتماع محور را بکار گرفته ما این را مشاهده می کنیم، سنگ بنای خوبی گذاشته شده است، ولی ما اول راه هستیم و امیدواریم در سایر حوزه ها هم این رویکرد بتواند جایگاه خودش را پیدا کند و نهایتآ به سرمایه اجتماعی تقویت شده و ارتقا یافته دسترسی پیدا کنیم که مجموعه ای از ضوابط و شرایط موجود را در بر می گیرد و میزان اعتمادی که بین شبکه ها وجود دارد که قطعآ می توانند به پایداری و ثبات جامعه کمک کنند و منجر به کاهش آسیب های اجتماعی بشوند و هدف همه ما کوچک و چابک شدن دولت هست و این به معنای بی اهمیت شدن دولت نیست و بدین معناست که دولت بتواند نقش خودش را به درستی ایفا کند یعنی آن نقش هایی که تا بحال به عهده اش بوده و تا بحال نتوانسته بخوبی ایفا کند، بنا به هر دلیلی، شاید نقش های کلیدی نبوده که بر عهده دولتها بوده و الان دولت بعنوان یک منبع و یک مرجعی که بتواند موانع را از سر راه بردارد باید عمل کند و به این ترتیب ما می توانیم انتظار داشته باشیم که این اتفاق بیفتد. یک نکته که من اشاره می کنم، در این نشست منطقه ای وقتی می گوییم سازمان غیردولتی یا شبکه های تخصصی مستقل از دولت هستند این به این معنای دولت گریزی و دولت ستیزی نیست که بیاییم اینها را در برابر دولت قرار بدهیم. این به معنای آن است که اینها بتوانند در کنار دولت و نه زیر مجموعه دولت فعالیت کنند و دولت نتواند خودش را قیم این ها بداند و دولت بتواند مسیر را هموار کند برای تحقق اهداف و فعالیتهایی که این شبکه ها می توانند داشته باشند. من از تمام کسانی که در این برگزاری پنج دوره نشست های تخصصی به معاونت امور زنان و خانواده کمک کردند تشکر می کنم. از مجموعه وزارت کشور، استانداریها، استانداران، معاونین سیاسی، امنیتی و اجتماعی، مدیران کل امور اجتماعی، فرمانداران محترم بویژه مدیران کل امور زنان و خانواده استانداری ها و دفتر امور زنان و خانواده وزارت کشور و مشاور وزیر در امور زنان و خانواده و سازمانهای مردم نهادی که از استان های مختلف به ما کمک کردند این تجربه را با هم داشته باشیم و تجارب همدیگر را به اشتراک بگذاریم و به هم کمک کنیم تا این مفهوم در کشور ما جا بیفتد. البته سال هاست که روی این مفاهیم کار می شود مهم این است که ما در عمل بتوانیم این مفاهیم را پیاده سازی کنیم و تاثیر آن را نهایتآ، خروجی ملموس و مستقیم آن را در برنامه ها و در زندگی خودمان مشاهده بکنیم. شخصاً خیلی دلم می خواست جزء کسانی بودم که این آموزش ها رو می دیدم. قبلآ هم مقدماتی را گذرانده ایم و درس هایی آموخته ایم. در این دوره ها با انواع شبکه ها آشنا می شویم و فقط برای این نیست که ما بتوانیم در حوزه اجتماعی بکار ببندیم در خانواده، در روابط فردی خودمان و خانوادگی خودمان هم می توانیم از این مفاهیم بهره ی لازم را ببریم و به نظر من یک حلقه مفقوده ای است که باید به آن توجه بکنیم. چون الان به نظر می رسد که همه دارند کار خودشان را انجام می دهند در حوزه های مختلف، در وزارت خانه های مختلف، خوب سمن ها در حال فعالیت هستند ولی چرا اثربخشی لازم را ما نمی بینیم و چرا بهبود وضعیت را شاهد نیستیم؟ این همان رابطه ی شبکه ای هست که بین ما وجود ندارد و ضرورت امروز و نیاز آینده جامعه ماست و همه ما به سهم خودمان باید کمک کنیم این وضعیت بوجود بیاید. من در پایان برای همه آرزوی موفقیت می کنم و امیدوار هستم که خدا توفیق دهد این آمال و آرزوهای زیبا و دست یافتنی در کنار هم برای همه ما محقق شود.                                                                                 ساغولون – یاشیاسیز.    
-----