یادداشت مولاوردی به مناسبت اکران فیلم سپیده دمی که بوی لیمو میداد:روایت جانکاه زنانی که هنوز در حال جنگاند
امروز به تماشای فیلم مستند «سپیدهدمی که بوی لیمو میداد» به کارگردانی آزاده بیزارگیتی نشستیم، روایتی از زندگی ? زن که در بمباران شیمیایی سردشت در سال ???? مصدوم شدهاند.
به گزارش پايگاه اطلاع رساني معاونت امور زنان و خانواده رياست جمهوري: يادداشت شهيندخت مولاوردي به مناسبت اکران فيلم "سپيده دمي که بوي ليمو ميداد" را در ذيل ميخوانيد:
امروز به تماشاي فيلم مستند «سپيدهدمي که بوي ليمو ميداد» به کارگرداني آزاده بيزارگيتي نشستيم، روايتي از زندگي ? زن که در بمباران شيميايي سردشت در سال ???? مصدوم شدهاند. اين تراژدي انساني بزرگترين بمباران شيميايي جهان بعد از جنگ جهاني اول به شمار ميآيد.
فيلم با جملهاي از يانيس ريتسوس آغاز ميشود: «با اين همه، ما به اين جهان نيامدهايم که آسان بميريم، آن هم در سپيدهدمي که بوي ليمو ميآيد…»، ضمن آنکه اين اشاره به بوي ليموي سلاح شيميايي مورد استعمال نيروهاي عراقي هم دارد که تمام هستي آنها را بر باد داده است. درد و رنجي که پاياني ندارد و نسلهاي بعدي هم وارث آن خواهند بود.
نزديک سي سال از آن زمان ميگذرد، اما داغ آن هنوز تازه است. در کنار من يکي از مصدومان شيميايي نشسته بود که آينده و روياها و آرزوها و يازده نفر از بستگان نزديک خود را يک جا و در يک چشم به هم زدني در اين فاجعه از دست داده است. در طول اکران فيلم سرفههاي پيدرپي امانش را بريده بود.
با وجود پايان جنگ، فيلم روايت جنگ روزانه و بي وقفهاي است که اين زنان در گوشه خانههايشان و در سکوت با آن دست و پنجه نرم ميکنند. آزاده با انتخاب قالب مستند براي اين فيلم و به تصوير کشيدن زندگي عادي و روزمره مصدومان حس و حال واقعي را به بيننده منتقل ميکند.
»قربانيان جنگ شايستهترين کساني هستند که ميتوانند راويان قابل اطمينان واقعيتهاي خشن جنگ و سفيران صلح باشند. چشمان سوخته و سرفههاي بيامان آنان رساتر از هر سخني گوياي رنجشان است«.
پ ن: جمله پاياني از سايت موزه صلح به عاريت گرفته شده است