متن کامل سخنرانی در جشنواره ملی ازدواج و خانواده جوانان - وزارت امور ورزش و جوانان
در سالهای اخیر کشور ایران با پدیده تورم جوانی مواجه بوده و در حال حاضر نزدیک به یک سوم جمعیت کشور را جوانان 29-15 ساله تشکیل می دهد. طبق بررسی وضعیت جمعیتی و اقتصادی اجتماعی جوانان در ایران (پژوهشکده آمار – صندوق جمعیت ملل متحد- دانشکده علوم اجتماعی- دانشگاه تهران)-1392،
افزایش در تعداد و سهم جمعیت جوان پدیده ای منحصر به فرد در تاریخ اجتماعی و جمعیتی ایران محسوب می شود. علاوه بر این تغییرات جمعیت جوانان با تغییرات در ترکیب اجتماعی و فرهنگی همراه بوده است. در مقایسه با سایر دوره های چرخه زندگی، سالهای جوانی بیانگر دوره ای از انتقال های چندگانه است که حاکی از فشردگی و تراکم وقایع جمعیت شناختی و گذارهای اجتماعی در دوره جوانی است. این تراکم و فشردگی وقایع در دوره جوانی همراه با تغییرات سریع، مهیج و حیرت آور اجتماعی – تکنولوژیکی، جوانان را به موتور تغییرات اجتماعی تبدیل کرده است.
جوانان نه تنها به لحاظ وزن جمعیتی، بلکه از نظر اقتصادی، اجتماعی و سیاستی نیز اهمیت یافته اند. در واقع نه تنها نسبت جمعیت جوان به جمعیت کل کشور به لحاظ عددی افزایش یافته است، بلکه به لحاظ کیفی (باسوادی، شهرنشینی، دسترسی و استفاده از رسانه های جمعی) نیز نسبت به کل جمعیت از رشد بیشتری برخوردار شده اند. از این رو جمعیت جوان کشور از ویژگی های توسعه ای نظیر تحصیلات عالی، آگاهی و مهارت برخوردار است که می تواند منشأ تحولات اجتماعی ، اقتصادی و تکنولوژیکی در کشور باشد. با در نظر داشتن منافع و مزایای بالقوه این تجربه گذار جمعیتی در کشور، جمعیت شناسان چنین ساختار جمعیتی را به پنجره یا هدیه جمعیتی تعبیر نموده و اقتصاددانان نیز از آن به عنوان سود جمعیتی یاد کرده اند. بالفعل شدن این سرمایه بالقوه مستلزم آن است که اولاً شناخت درستی از ویژگیها و مزایای این جمعیت وجود داشته باشد و ثانیا امکانات و شرایط لازم برای استفاده از چنین موهبتی فراهم گردد. در چنین شرایطی است که نیروی جوان موجود می تواند به تولید و بهره وری بپردازد و رشد و رونق اقتصادی و رفاه اجتماعی را تضمین نماید.
اهمیت تورم جوانی جمعیت در برنامه ها و سیاستهای توسعه در ایران متبلور است با این حال هنوز شاخصهای توسعه مربوط به جوانان در سطح مطلوبی نیست و جامعه علمی، تصمیم گیران و سازمانهای مرتبط با امور جوانان به شناخت جامع و واقع بینانه ای نسبت به زوایای مختلف جمعیت شناسی جوانان دست نیافته اند. از این رو شناخت دقیق علمی و همه جانبه ابعاد مختلف اجتماعی و جمعیتی جوانان یک ضرورت اساسی هم به لحاظ علمی و هم به لحاظ سیاستگذاری می باشد.
در بستر مدرنیته و توسعه تغییرات در تعداد جوانان با تغییرات در ترکیب اجتماعی آنها همراه بوده است:
جوانان در حال حاضر بیشتر مجرد و تحصیل کرده تر از نسل گذشته اند، به طور وسیعی در معرض
رسانه ها و فناوری های نوین ارتباطات و اطلاعات قرار گرفته اند و به عنوان نیرو و قدرت تغییر دهنده جهان امروز و کنشگران و عاملان اصلی عرصه توسعه و تغییرات اجتماعی محسوب می شوند. تمرکز بر جوانان توسط دولت ها،سازمان های مردم نهاد و نهادهای بین المللی بازتاب این شناخت است که جوانان نه تنها بطور محسوسی به عنوان منبع توسعه محسوب می شوند بلکه منبع مهمی از مسایل و چالشهای جمعیتی، اقتصادی و اجتماعی هستند. این وضعیت پارادکسی فرصت و تهدید، ضرورت شناخت دقیق علمی وهمه جانبه ابعاد مختلف زندگی جوانان را مشخص می نماید و در صورتی که به درستی مهندسی و مدیریت نشود ممکن است به تغییرات اجتماعی سریع در جامعه، جنبش های اجتماعی، افزایش آسیب های اجتماعی و رفتارهای پرخطر منجر می شود. بایستی توجه داشت این پدیده موقتی است که نتیجه باروری بالای دهه اول انقلاب است و جوانان امروز می روند تا سالمندان آینده را تشکیل دهند. در حال حاضر توجه و نگرانی اصلی مدیران و سیاستگذاران کشور بیشتر به پیامدهای مرحله بعدی گذار ساختار سنی یعنی سالخوردگی جمعیت است.
این موضوع موجب شده تا جوانان، فرصت ها و چالشهای آنها تا حدودی نادیده گرفته شود. این در حالی است که سرمایه گذاری و سیاستگذاری برای اشتغال جوانان و بهره برداری از آنها در بستر مرحله پنجره جمعیتی است که سالمندی سالم ، فعال ،موفقیت آمیز و همچنین سود جمعیتی دوم که خاص دوره سالخوردگی جمعیت است را تضمین خواهد کرد. در غیر این صورت نه تنها فرصت طلایی پنجره جمعیتی از دست می رود بلکه عدم استفاده از این فرصت منجر به تهدید و چالش هایی خواهد شدو سود بالقوه جمعیتی این دوران به آسانی به بار جمعیتی تبدیل شده و دوره سالخوردگی جمعیت مسئله دار را نیز در پیش خواهیم داشت.
همچنین در خلال دو دهه گذشته نهاد ازدواج و خانواده در ایران با تغییرات سریع همراه بوده است. علاوه بر کاهش سریع میزانهای باروری، دختران و پسران با تأخیر ازدواج می کنند و درصد تجرد در سنین جوانی افزایش یافته است. همچنین شاهد افزایش روزافزون میزانهای طلاق و جدایی در میان جوانان هستیم. بنابراین :
1- افزایش نسبت های تجرد در میان جوانان 2- افزایش سن ازدواج و همبستههای آن 3- مسئله ازدواج جوانان 4- طلاق و تحولات آن، از جمله ویژگی های بارز جامعه ایران در عصر حاضر است.
در تبیین افزایش نسبت های تجرد یا به بیان دیگر تأخیر ازدواج جوانان بر 3 عامل کلیدی یعنی دسترسی (قابلیت دسترسی به همسر مناسب آینده با توجه به توازن نسبت جنسی در سنین ازدواج و ملاکهای انتخاب همسر)، امکان (امکان پذیری ازدواج با توجه به شرایط اقتصادی و اجتماعی) و تمایل (مطلوبیت ازدواج با توجه به هنجارها و فشارهای اجتماعی و انگیزه های فردی) می توان تأکید کرد.
همچنین طلاق پدیده ای است که در طول یک قرن گذشته در سطح جهان روند رو به رشدی داشته است و جزئی از تغییرات گسترده تر در الگوهای ازدواج و فرزندآوری به شمار می رود که تحت عنوان انتقال دوم جمعیتی از آن یاد می شود. با اینحال تفاوت قابل ملاحظه ای از نظر سطح طلاق در بین جوامع مختلف وجود دارد که این تفاوت ها را باید در پرتو عناصر فرهنگی و تاریخی منحصر به فرد هر جامعه نگریست. هر چند در جامعه ایران به واسطه استمرار و تأثیر پایدار ارزشهای ریشه دار گذشته امروزه نرخ وقوع طلاق درمقایسه با متوسط کشورهای غربی به مراتب پایین تر است ولی روند رو به افزایش آن و نیز تمرکز این میزان در سنین جوانی موضوعی قابل تأمل است.
یکی از ابعاد تحولی ازدواج و خانواده در ایران تغییر ارزشها و ایده آلها در ارتباط با ازدواج به ویژه زمان و موقعیت ازدواج می باشد. براساس مطالعات انجام شده بررسی موقعیت ایده آل ازدواجی بیانگر آن است که حدود 90 درصد جوانان معتقدند موقعیت ایده آل ازدواج برای پسران بعد از اشتغال به کار و دارا بودن بودن شرایط مالی مناسب می باشد. همچنین نیمی از پاسخگویان مناسب ترین موقعیت ازدواج برای دختران را بعد از اتمام تحصیلات دانشگاهی و کسب استقلال اقتصادی بیان نموده اند که در واقع بیانگر تغییر ارزش در جامعه و ظهور نقش های اجتماعی جدید برای زنان می باشد. ازاین رو الگوها، ارزش ها و هنجارهای ازدواج وتشکیل خانواده در بین جوانان در حال تغییر است. مرور مطالعات و تحقیقات انجام گرفته در حوزه جوانان در ایران نشان می دهد که بیشترین مطالعات به حوزه آسیب ها ،انحرافات و مسایل اجتماعی جوانان اختصاص داشته و کمترین مطالعات به سنجش آمال و آرزوهای جوانان به ویژه در ارتباط با مسایل آینده پرداخته اند.
اهمیت سیاستگذاری درباره جوانان چنان است که در اکثر برنامه های پنج ساله توسعه بخشی از این برنامه را به خود اختصاص داده است با این حال بین برنامه ریزی و اجرایی شدن برنامه ها فاصله بسیاری وجود دارد.
بررسی سیاستها و برنامه های مرتبط با جوانان در حوزه های مختلف سیاستی حاکی از آن است که علیرغم برخی از پیشرفت های به دست آمده کاستی های متعددی در این زمینه وجود دارد و بسیاری از اسناد و برنامه های ملی تدوین شده در حوزه های مختلف زندگی جوانان طی دو دهه گذشته فقط در حد نظر باقی مانده و در مقام عمل به وقوع نپیوسته اند.
بررسی قوانین و در دستور العمل های موجود در مورد جوانان طی سالهای اخیر نشان می دهد:
- در دوره های مختلف و با روی کارآمدن دولتها با خط مشی های متفاوت نگاه به جوانان و امور آنان تغییر یافته است. بر این مبنا سیاستهای مرتبط با جوانان در یک دولت با روی کارآمدن دولت بعدی بعضاً در محاق افتاده است و باعث عملیاتی نشدن برنامههای قبلی شده است
- رویکرد غالب برنامه های جوانان در بیشتر ادوار زمانی فرهنگی بوده است، در حالی که امروزه بیشتر مسایل جوانان به اقتصاد برمی گردد لذا اتخاذ رویکرد اقتصادی در حوزه جوانان در کنار رویکرد های دیگر بیش از پیش مورد نیاز است.
- روند افزایش سن ازدواج جوانان در دهه های اخیر نشان می دهد برنامه ها و سیاستهای مرتبط با ازدواج جوانان همانند قانون تسهیل ازدواج و قانون ساماندهی ازدواج جوانان به طور موثری عملیاتی و اجرا نشدهاند، لذا قوانین مربوطه نیاز به بازنگری و آسیب شناسی دارند و اینکه آیا قبل ازتصویب چنین سیاستهایی بررسی لازم برای منطقی بودن و واقعی بودن این سیاستها انجام شده است یا اینکه آرمانگرایی سیاستگذاران در نصویب آنها نقش داشته است؟
- برنامه های آموزش مهارتهای زندگی خانوادگی ، آموزش مهارتهای شغلی و سبک زندگی سالم در جوانان محدود و نامناسب است. همچنین عدم یا ضعیف بودن ارزیابی برنامه ها یکی از موارد نقص در همه برنامه ها و سیاستهاست.
- اجرای موثر برنامه ها و سیاستها نیازمند داده ها و شناخت تجربی وضعیت و نیازهای جوانان است. به منظور شناخت درست تر مسایل جوانان و عملیاتی شدن بهتر سیاستگذاری ها بهتر است از خود جوانان نیز به منظور تدوین قوانین بهره برده شود.
- سیاستهای جمعیتی بایستی با توجه به ساختار و واقعیات جمعیتی در حال حاضر تنظیم شوند و سیاستگذاران جمعیتی بایستی تأمین نیازهای جوانان کشور را در اولویت قرار دهند. برنامه های جمعیتی باید معطوف به برطرف کردن نیازها و آرزوی های جوانان ازقبیل ادامه تحصیل ازدواج و نیز تأمین فرصتهای اشتغال ، مسکن و بهداشت باشند. حضور جمعیت جوان سالم و بانشاط به افزایش مشارکت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی آنان منجر می شود. جمعیت جوان فعال شاغل و مولد می تواند عامل افزایش تولید و سرمایه کشور باشد.
در یک کلام چالش های حال حاضر و آینده جمعیتی ایران بستگی زیادی به نحوه بهره برداری از تورم جوانی و فرصت پنجره جمعیتی دارد. بهره برداری از این فرصت طلایی و تبدیل آن به فرصت اقتصادی و اجتماعی مستلزم توانمندی و مقتدرسازی جوانان برای توسعه اقتصادی، گسترش فرصتهای شغلی ،سرمایه گذاری مطلوب، بهبود کیفیت سرمایه انسانی و فراهم کردن زمینه های حضور زنان در بازار کار است.
سرمایهگذاریها در تحصیلات، بهداشت و اشتغال جوانان می تواند کشور را قادر سازد تا یک بنیان اقتصادی قومی و پایدار بسازد و افزایش ظرفیت های جوانان می تواند در طول زندگی فعال اقتصادی آنان بازده های بزرگتر را حاصل سازد.