متن کامل سخنرانی در مراسم افتتاحیه طرح امید اجتماعی (بوشهر؛ 14/9/94)
عرض سلام و ادب دارم و مراتب خرسندی خود را از حضور در افتتاحیه طرح امید اجتماعی که با همت و تدبیر استاندار خوش فکر و جوان استان بوشهر زیرساخت های آن فراهم شده است، ابراز می دارم و امیدوار هستیم که ان شاء الله با دستاوردهایی که خواهد داشت به عنوان یک الگوی مثبت برای کل کشور بتوانیم از آن بهره لازم را ببریم.
من قبل از شروع صحبت باید یک عذرخواهی بابت تأخیر داشته باشم. البته نمی دانم این عذرخواهی را باید ما داشته باشیم و یا کسانی که مسئولیت دارند در این زمینه و تقریباً از دیشب تا حالا چندین بار پروازمان ساعت به ساعت به تاخیر افتاده تا الان توانستیم درخدمتتان باشیم که به قول معرو ف به آخرهای برنامه رسیدیم و ان شاء الله درصواب همه شما شریک باشیم.
طرح امید اجتماعی با محورهایی که اعلام شده به ویژه شش محوری که من در جریان قرار گرفتم مباحث و موارد بسیار مهمی را مورد توجه قرار داده است که به نظر می رسد امروز ما می توانیم ذیل موضوع بسیار مهم سرمایه اجتماعی آن را تقسیم بندی و طبقه بندی نماییم. امروز کشور ما در وضعیت منحصر به فرد و تکرار نشدنی البته به این زودی ها از نظر ترکیب جمعیتی قرار دارد. حدود یک سوم جمعیت کشور ما را جوانان تشکیل می دهند بین 15-29 سال که از نظر جمعیت شناسان این ترکیب جمعیت را به عنوان هدیه یا پنجره جمعیتی و یا فرصت طلایی نام می برند و اقتصاد دانان به این وضعیت سود جمعیتی می گویند ؛ اگر ما این فرصت را غنیمت بشماریم و قدر آن را بدانیم و بستر های لازم را برای بهره مندی از این فرصت فراهم بکنیم قطعاً جوانان در این شرایط به عنوان منشاء تحول خواهند توانست در خدمت توسعه و پیشرفت کشور بوده و در واقع پتانسیل و نیروی بالقوه جوانان به بالفعل تبدیل شده و خواهند توانست منشاء تحولات اساسی در جامعه باشد ، اما اگر این فرصت را غنیمت نشماریم و بستر های لازم را برای بالفعل شدن این نیروی بالقوه فراهم نکنیم قطعاً می تواند به منبعی از چالش ها برای کشور تبدیل شود که دود آن به چشم کل نظام خواهد رفت.
امروز همه شاهد هستیم که هم ازنظر جمعیت شناختی و ازنظر تغییرات کمی تغییرات محسوسی را در جامعه احساس می کنیم و هم از نظر تغییرات کیفی در بین جمعیت جوانمان ازنظر سواد، شهرنشینی، دسترسی به فناوری اطلاعات و ارتباطات این گروه از جمعیت دیگر قابل مقایسه با دوران گذشته نیست و این خود می تواند وجه ممیزه ویک امتیاز بزرگ برای این گروه جمعیتی باشد در مسیر توسعه و پیشرفت کشور؛ اما نتایج مطالعات ملی و به ویژه مطالعه ای که انجام شده توسط وزارت ورزش و جوانان نشانگر آن است که ما تفاوت قابل توجهی را میان ابعاد سرمایه اجتماعی از بعد روابط انجمنی، هنجارها و اعتماد اجتماعی، پیوندها و اعتماد بین فردی، همبستگی و انسجام اجتماعی و حمایت اجتماعی شاهد هستیم ، و میزان سرمایه اجتماعی جوانان در ایران از لحاظ تعداد قابل توجهی از مولفه ها و شاخص ها پایین است ، اما این باید ما را به این نکته برساند که یک تفاوتی را قائل باشیم بین جنبه های سنتی و درون گروهی این شاخص ها و جنبه های مدرنی که اقتضاء جوامع کنونی در قرن بیست و یکم است؛ در برخی ابعاد نظیر احساس برخورداری از حمایت اجتماعی و مدارای قومی و مذهبی می بینیم که میزان این سرمایه اجتماعی بالا است، اما و قتی می رسیم به ابعاد دیگری که خاص جوامع مدرن است که نیازمند روابط بین گروهی تعمیم یافته است می بینیم که این میزان افت پیدا می کند.
نکته قابل تامل این است که در کشور به ویژه در مورد جوانان در مورد برخی ابعاد سرمایه اجتماعی که قدیمی محسوب می شوند و خاص جوامع سنتی هستند دچار فرسایش شده ایم اما هنوز نتوانسته ایم سرمایه اجتماعی جدید را در بین جوانان به وجود آوریم و گسترش دهیم ، لذا این نابسامانی اجتماعی که معرف گسست های اجتماعی است نوید بخش انواع مسائل و آسیب های اجتماعی خواهد بود که توجه برنامه ریزان وسیاست گذاران را می طلبد.
از مجموع مطالعات به این نتیجه می رسیم که ویژگی های محیطی، وضعیت ویژگی های نهاد های غیر رسمی و رسمی، خصایص کنشگران فردی، پنداشت ها، باورها، ارزش های غالب فرهنگی و اجتماعی و نگرش ها و الگو های کنش ها زمینه را برای تقویت سرمایه اجتماعی سنتی یا قدیمی و ضعف سرمایه های اجتماعی جدید فراهم ساخته است. با توجه به این وضعیت است که اتخاذ تدابیر ، سیاست ها ، برنامه ها و انجام اقدامات درسطوح مختلف خرد و کلان احساس می شود، و ضرورت پیدا می کند.
طی چند دهه گذشته در مباحث توسعه علاوه بر سرمایه های انسانی ، فیزیکی و اقتصادی که در دیدگاه های سنتی توسعه مطرح بودند، شاهد هستیم که سرمایه اجتماعی جایگاه خاصی را به خود اختصاص داده است ؛ این سرمایه که مفهومی فرارشته ای و بین رشته ای و چند وجهی است که به نقش نیروهای اجتماعی در توسعه جوامع می پردازد و اهمیت نقش ساختارها و روابط اجتماعی را بر متغیر های اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی جوامع مورد تاکید قرار می دهد .
در سرمایه اجتماعی ما دو مولفه اساسی را باید مدنظر قرار دهیم یکی اعتماد عمومی و اجتماعی است و دیگری مشارکت اجتماعی و عمومی ، اعتماد عمومی جانمایه سرمایه اجتماعی است و ما نمی توانیم ازاهمیت آن در تقویت و ارتقای سرمایه اجتماعی غفلت بورزیم .
سرمایه اجتماعی مترادف با مفاهیم دیگری چون انسجام اجتماعی، پیوستگی اجتماعی و حتی برادری به کار می رود و در مجموع این مفاهیم به این موضوع اشاره دارند که با هم بودن بهتر از تنها بودن است ، در دل این مفهوم ارزش هایی چون همدردی، همیاری، اعتماد و مشارکت قراردارد و در واقع چنین هنجارهایی شالوده سرمایه اجتماعی هستند، سرمایه اجتماعی همچون سایر سرمایه ها مولد است اما تفاوتی که با سایر سرمایه ها مثل سرمایه فیزیکی ، اقتصادی و انسانی دارد، خود افزا و تراکمی بودن آن است ، یعنی با استفاده بیشتر بر مقدار آن افزوده می شود و مانند سایر سرمایه ها به بهره وری افراد و گروه ها در جامعه کمک می کند و بدون وجود آن سرمایه های مادی و انسانی انباشته نمی شود ، رشد اقتصادی، بهزیستی و رفاه بدست نمی آید و جامعه از دست یابی و به اصطلاح بدست آوردن اهداف خود باز می ماند؛ به عنوان یک ملاتی نامرئی اعضاء جامعه را به همدیگر پیوند می زند و می تواند به درواقع هنجارهای بومی و باورها و ایمان جامعه هم تعبیر شود، لذا تعریف این سرمایه به صورت جامع و دقیق دشواراست چون یک مقوله نامرئی و تقریباً غیر قابل اندازه گیری است .
اینکه دولت چه نقشی و چه تاثیری می تواند در تضعیف و یا تقویت این سرمایه داشته باشد بحث مهمی است که من نکاتی را در این زمینه مورد توجه قرار می دهم. دولت از دو طریق می تواند در این زمینه نقش آفرین باشد یکی بستر سازی و دیگری اعتماد سازی است.
در بستر سازی با ظرفیت سازی اجتماعی دولت می تواند بسترهای لازم را برای تحریک و تشویق افراد جامعه به همکاری های مداوم اجتماعی از طریق بهسازی فردی، بهسازی اجتماعی و بهسازی نهادی فراهم کند، یعنی با توانمند سازی تک تک افراد جامعه و با تدارک آموزش و بهداشت و بیمه و سایر نیازمندی ها و ملزوماتی که لازمه زندگی به اصطلاح توام با رفاه و مشارکت جویانه توسط مردم است و نهایتاً با یک محیط نهادی که این دیگر تنها وظیفه دولت نیست و سایر قوا و دستگاه های حاکمیتی باید به کمک دولت بیایند که لازمه آن دستگاه قضایی قاطع، سریع، ارزان، بی طرف و در دسترس همه است. در اعتماد سازی برای تولید سرمایه اجتماعی دولت باید محیط اجتماعی اعتمادزایی را تدارک ببیند که نه فقط اعتماد اعضای جامعه به اقدامات و سیاست هایش را فراهم آورد بلکه مشارکت در اداره جامعه و ورود به شبکه های اجتماعی را برای آنان معنا دار کند، یعنی طراحی ساختار مشارکت جویانه و تسهیلگرایانه توسط دولت؛ اینجاست که صلاحیت و شایستگی دولت هم یکی از عوامل مهم اعتماد زایی در جامعه خواهد بود که البته باز نیازمند همکاری تمام قواست، اینجا بحث مبارزه با فساد در انواع و اشکال مختلف خود به میان می آید که به نوعی به مشارکت کامل حاکمیتی نیاز دارد تا بتواند صلاحیت و شایستگی دولت را به نمایش بگذارد .
لذا بحثی که مطرح می شود این است که این اعتماد در بین اعضای جامعه اولاً به آسانی به دست نمی آید و ثانیاً تخریب آن بسیار راحت تر از تولید آن خواهد بود و در هر دو دولت می تواند به عنوان بزرگترین کنشگر اجتماعی نقش بسیار مهمی را داشته باشد ؛ مهمترین نقش دولت در این زمینه عدم تخریب این اعتماد است که در طول سالیان متمادی شکل گرفته و لذا دولت باید از اتخاذ تصمیمات و سیاست هایی که باعث تنزل مولفه ها و کارکرد های سرمایه اجتماعی در سطح عمومی جامعه اجتناب و پرهیز کند ، اما در کنار این موضوع به اقدامات و سیاست هایی که ارتقا ببخشد و تقویت کند این سرمایه اجتماعی را و تعریف کند فرایندهایی را که ضمن اینکه زمانبر هستند اقدامات چند بعدی را در بر می گیرند و می توانند به هدف اساسی منجر شوند توجه داشته باشد؛ این نکته نشان دهنده این است که اعتماد عمومی ضمن اینکه نقش بنیادینی دارد در مناسبات و روابط اجتماعی، بسیار لطیف و آسیب پذیر است و عدم دقت در این ویژگی می تواند جامعه را با فروپاشی و آسیب جدی مواجه کند؛ یکی از مواردی که تقویت کننده اعتماد عمومی است بحث امید جمعی و یا امید اجتماعی است که در کنار سایر عوامل می تواند کمک کند به تقویت اعتماد عمومی ونهایتاً ارتقای سرمایه اجتماعی در جامعه؛ امید جمعی به این معنی است که اگر ما امید را به رویکردها ،راهبردها و امکان موفقیت دولت داشته باشیم قطعاً اعتماد لازم را در صحت و اصالت برنامه ها و نگاه خوشبینانه را به تدبیر امور توسط دولت بدست خواهیم آورد.
بخشی از زندگی و نگاه مردم بر مبنای نگاه به آینده و چشم اندازی که برای خود و جامعه تعریف می کنند ساماندهی می شود ، لذا با فروپاشی امید به آینده که می تواند تحت تاثیر عوامل عدیده ای باشد ؛ بدبینی، سوء ظن، گسست و تن دادن به ذهنیت های منفی و واکنش های تعارض آمیز بوجود می آید که قطعاً در شکست دولت در اجرای برنامه ها وسیاست های خود نقش بسزایی خواهد داشت.
بخشی از اهداف دولت ها در عرصه مدیریت افکار عمومی باید معطوف به حفظ این امید جمعی ، روحیه امید جمعی و ایجاد این امید نسبت به صحت و اصالت برنامه های دولت و نتیجه محور بودن رویکردها، سیاست ها و برنامه های دولت باشد ؛ اینجا است که به این نتیجه می رسیم که امید اعتماد آفرین است و اعتماد امید را تعمیق می بخشد ، یعنی تاثیر و تاثر متقابل مولفه های سرمایه های اجتماعی بر یکدیگر ما را به این نتیجه می رساند و دولت اینجا ملزم است که از جامعه در مقابل عناصر نگران کننده که منشاء عدم اطمینان، تزلزل و دلشوره نسبت به آینده است محافظت نموده و نشاط، پویایی و شادابی را به جامعه تزریق نماید و بدین ترتیب از سرمایه اجتماعی، امید ، رضامندی، احساس همگرایی، احساس امنیت و تقویت مشارکت های جمعی که همه اینها مقدم خوشبینی و اعتماد متقابل هستند محافظت نماید.
لازمه اطمینان از چنین وضعیتی سنجش و پایش مستمر سرمایه اجتماعی است، یعنی مداوم باید این سرمایه توسط دولت و نهادها ی مدنی و به ویژه سازمان های مردم نهاد مورد سنجش و پایش قرار بگیرد تا متناسب با میزان تضعیف و یا تقویت آن بتوانیم برنامه های درست و اصولی را دردستور کار خود قرار دهیم .
من با این مقدمات و توضیحات امیدوار و مطمئن هستم که این طرح و با توضیحات مفصلی که در خدمت جناب آقای استاندار درمسیر بودیم قطعاً خواهد توانست در مجموع ما را به اهدافی که تا حدودی در صحبت های خودم به آن اشاره کردم نزدیک بکند و به عنوان یک پایلوت دراستان بوشهر به اجرا در بیاید و بادستاوردهای مثبتی که خواهد داشت، بتوانیم در سراسر کشوراز آن بهره لازم را ببریم.
برای همه دست اندرکاران این طرح و جوانان عزیز و فعالان سازمان های مردم نهاد که درمسیر اجرای این طرح قطعاً هم به عنوان عامل و هم به عنوان ذینفع در خدمت این طرح خواهند بود آرزوی موفقیت دارم و از اینکه معطل شدید و از اینکه برنامه با تاخیر شروع شد ازهمه شما عذرخواهی می کنم و همه شما را به خدای بزرگ می سپارم.