شناسه خبر: 3845نسخه چاپی
تاریخ خبر: 1394/1/23 20:05

متن کامل سخنرانی در بزرگداشت بانوی انقلاب و یار امام- سالن اجلاس سران

در تحلیل ریشه ها و مبانی انقلاب اسلامی وآسیب شناسی آن باید مجموعه علل و عوامل را مد نظر قرار داد. به نظر می رسد در سی و شش سالگی انقلاب وقت آن فرا رسیده باشد تا افزون بر یادآوری علل و رمز آشکار و مرسوم پیروزی نهضت که همان علل و رمز بقای نهضت هم هست به واکاوی و کنکاش علل و رموز پنهان و پشت صحنه پیروزی و بقای نهضت هم پرداخته شود.از این زاویه پرداختن به شخصیت و افکار بانو خدیجه ثقفی به عنوان همسر امام راحل(ره) و شناخت ، شناسایی، معرفی و واگویی زوایای پنهان زندگی ایشان اهمیت خاصی می یابد.  بی تردید پندار و گفتار و رفتارایشان به عنوان بانو و مادر انقلاب اسلامی درافکار و تصمیم گیری های امام و در پا به عرصه وجود گذاشتن و رشد و بالندگی مولودی به نام انقلاب اسلامی نقش بسزایی داشته است.70 سال زندگی مشترک با امام و همراهی و یاری ایشان در فراز و فرودهای زندگی و مبارزه و تبعید و غربت و هجرت وسپس در مرارت ها و سختی های دوران پس از استقرار نظام و دفاع مقدس این تاثیرگذاری را غیر قابل انکار می کند.به نقل از نوه ایشان «خانم واقعا همراه امام بودند و شک ندارم اگر خانم امام نبود امام به هیچوجه به این موفقیتها نمی رسیدند.ایشان شرایط امام را در تمامی مقاطع درک می کردند و ریاست منزل بر عهده ایشان بود.» احترام و ارزش فوق العاده ای که امام به نظرات ایشان قائل بودند تا حدود نسبتا زیادی متاثر از شخصیت و منش والای این بانو بوده و در تکوین دیدگاه امام نسبت به نقش و جایگاه زن در اسلام و انقلاب اسلامی هم موثر بوده است. نقشی که گروهی از زنان که خود را مخاطب گفتمان های مدرنیزاسیون و سیاست های از بالا به پایین پهلوی ها نمی دیدند، در اصل انقلاب و به تبع آن در برهه های مختلف نظام ایفا کردند طبق نظر مقام رهبری«نقش ممتاز، موثر و بی جایگزین بود و اگر زنان نبودند بی شک این اجتماعات عظیم آن اثر را نمی بخشیدند و امام همان طور که نقش و قدر مردم را دانست، نقش زنان را فهمید و آن حصار محکمی که در مقابل نظراتی که از مراکز مهمی هم ارائه می شد ایستاد، حصار رای امام و فکر امام و عزم امام بود». اگر اندیشه  و بینش و نگرش امام راحل(ره) به جایگاه و نقش زنان در انقلاب اسلامی و تاکید ایشان بر دخالت دادن آنان در همه شوون در اسلام همانطور که مردان در همه شوون دخالت دارند و اصرار ایشان بر ضرورت دخالت زنان در مقدرات اساسی مملکت و دهها مورد دیگر از بیانات و تاکیدات مکرر ایشان را بر همدوش بودن زنان با مردان و یا بهتر از آنان در بسیاری از عرصه ها مطمح نظر قرار دهیم وهمچنین نقشی که امام به عنوان احیاگر هویت زن مسلمان داشتند و راه سومی که میانه ای با ابتذال و تحجر ندارد را پیش رویشان گشودند، قطعا ردپایی از افکار و شخصیت این بانوی گرامی را در آن می بینیم.بعدها عملکرد امام در حمایت از حضور زنان در مجلس خبرگان قانون اساسی و موافقت ایشان با فرماندهی سپاه همدان توسط خانم دباغ و قرار دادن یک زن در ترکیب هیات اعزامی جهت دیدار و ابلاغ پیامشان به گورباچف صراحتا پیامی به آیندگان داشت که هرگز این پیام درک نشد.این عملکرد زمانی اهمیت دو چندان می یابد که به یاد آوریم همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار نظام دیدگاه سنتی خواستار شدت یافتن محدودیت زنان و عدم حضورشان در عرصه های مختلف اجتماعی و بازگرداندن زنان به اندرونی خانه ها شده بودند. به نظر می رسد در این سی و شش سال از یک طرف الزامات تثبیت این هویت در جامعه اسلامی و نقش آفرینی زن مسلمان و توانمند در معادلات اساسی کشورباید در دستور کار قرار می گرفت تا در کشاکش افراط و تفریط مجال عرض اندام می یافت و از طرف دیگر در معرفی و شناساندن افرادی که سبک زندگی آنها می تواند سرمشق زنان و نسل جوان قرار بگیرد اهتمام جدی به خرج داده می شد. برای نسل جوان ما جذاب و جالب توجه خواهد بود با زندگی کسی آشنا شوند که در اوج اعمال محدودیتهای بسیار بر زنان برای خود حق انتخاب قائل می شده است و در شرایطی که بندرت دختران به مکتب می رفتند ایشان به مدرسه می رفته و معلم فرانسه داشته است وبعد از زندگی مشترک هم ضمن پافشاری بر آزادی و استقلال رای خود، دست از بالا بردن سطح علمی خود نکشیده است وهمواره خود را به روز نگهداشته است.  البته این به معنای آن نیست که ما صرفا به دنبال ارائه الگو به زنان و دختران جامعه باشیم و مردان و پسران را مستغنی و مستثنی از این مهم تلقی کنیم که به نظر می رسد در این صورت از ضرورت رشد و کمال دو انسان که سالها باید در کنار هم زندگی و کار کنند غفلت کرده ایم، همانطور که در بحث گسترش فرهنگ عفاف و حجاب چنین به انسان عفیف می اندیشیم .ضمن آن که باید پرهیز کنیم از اینکه مخاطب ما در تبیین مختصات و الزامات راه و الگوی سوم فقط زنان و دختران باشند و مردان را از این دایره بیرون نهیم.قدر مسلم آن است که تا زمانی که مردان به اهمیت این الزامات و مختصات پی نبرده اند و اعتقاد و باور لازم به شایستگیها و صلاحیت های زنان از یک طرف و نیاز جامعه در حال توسعه و پیشرفت به این سرمایه انسانی از طرف دیگر در آنها شکل نگرفته باشد، هر کدام از زن و مرد راه خود را خواهد رفت و جامعه نیز راه خود را خواهد رفت.  جامعه توسعه یافته و متعادل به عنوان ثمره و مقصد راه سوم، جامعه ای است که زن و مرد به رغم تفاوتهایی که دارند در اداره و مدیریت جوامع خود نقش و مسئولیت داشته و به همان نسبت نیز از حقوق عادلانه ای برخوردار شوند.بنابراین بازتعریف نقشهای چندگانه زنان و نقشهای هر یک از زن و مرد در خانه و جامعه و ایجاد تعادل و توازن در ایفای نقشها از ضروریات است تا با بهره مندی از سرمایه گذاری صورت گرفته در توانمند سازی زنان و دختران راه را بر هر گونه سرخوردگی و یاس آنان بسته و زمینه رابرای مشارکت و نقش آفرینی بیش از پیش آنان فراهم کرده و جامعه را از توان وظرفیت نیمی از سرمایه انسانی خود محروم نکنیم و به مصداق «دو صد گفته چون نیم کردار نیست» در عمل حقانیت و مفید فایده بودن بودن راه و الگوی سوم، به دور از هر گونه افراط و تفریط را به نمایش بگذاریم. در مجموع به نظرمی رسد زندگی ایشان شباهت عجیبی با زندگی حضرت خدیجه (س) همسرگرامی و اولین یار و همراه پیامبر اکرم (ص) دارد و تداعی کننده نقش حضرت خدیجه (س) درپیشبرد اهداف پیامبر اکرم (ص) و پیشرفت اسلام است .این شباهت هم در نام و هم در مرام و مسلک و سبک زندگی از وجوه مختلف قابل ارزیابی است. حضرت خدیجه (س) به عنوان بانویی متمول و تاجری معروف و موفق از سرآمدان روزگار خود بوده و تمام ثروت و اموال و دارایی و سرمایه خود را به پای پیامبر ریخت و در تنگناهای مالی و محاصره کامل اقتصادی به داد اسلام رسید و زمینه را برای گسترش اسلام در جهان فراهم کرد. اتفاقا نقش و تاثیر این بانوی بزرگواراسلام و زوایای پنهان زندگی ایشان هم آنچنان که باید و شاید برای نسل جوان و حتی خود ما شناخته نیست وکمتر به آن توجه شده است که امیدواریم همایش بانوی انقلاب آغازی برآن باشد.