متن کامل سخنرانی در دومین همایش و نمایشگاه بین المللی نقش آفرینی زنان در توسعه پایدار با رویکرد کارآفرینی و اشتغالزایی (24-27 شهریور 1394 )
رشد اقتصادی در پرتو کارآفرینی زنان
ابتدا مایلم مراتب خرسندی خود را از برگزاری دومین همایش و نمایشگاه نقش آفرینی زنان در توسه پایدار با محوریت کارآفرینی و اشتغالزایی ابراز نمایم. اطمینان دارم با موضوعات کلیدی که در دو روز همایش مورد بررسی و واکاوی قرار خواهد گرفت راهکارهای موثری برای تحقق اهداف همایش ارائه و زمینه های خوبی برای تبادل تجارب فراهم خواهد شد.
توسعه انسانی بر مبنای پرورش قابلیتهای انسانی، کارآمد ساختن قابلیتها و افزایش گزینه های انتخابی افراد است.توسعه قابلیت محور به شکوفایی توانایی و قابلیت انسانها و قابل دسترس کردن فرصتها برای همه توجه می کند.در واقع هدف نهایی توسعه بهبود کیفیت زندگی انسانهاست و پیش نیاز توسعه مشارکت همه انسانهاست. توسعه پایدار به عنوان یکی از بسترهای رشد انسان آنگاه می تواند موفقیت آمیز باشد که با یاری همه گروههای اجتماعی و برای همه آنان صورت پذیرد.
از این رو مشارکت زنان در توسعه مورد توجه نظریه پردازان توسعه قرار گرفته است.این مشارکت در عصر حاضر که جامعه جهانی چاره ای جز خلق شیوه های نوین در مسیر توسعه پایدار ندارد و باید الگوی نوینی از توسعه را که بر مفهوم پایداری نیز منطبق باشد شکل دهد و قواعدی متناسب با این توسعه را تبیین نماید، اهمیتی دو چندان می یابد.
شاخص توانمندی جنسیتی از جمله شاخص هایی است که در میزان تحقق پذیری توسعه پایدار مورد بررسی قرار می گیرد.از میان معرفهای سه گانه این شاخص معرف میزان شرکت زنان در مشاغل مدیریتی، حرفه ای و تکنیکی و نیز معرف قدرت مالی زنان نشانگر اهمیت فعالیت اقتصادی زنان برای نیل به توسعه پایدار می باشند.
مشارکت حداکثری تمامی افراد جامعه اعم از زن و مرد در فرآیند توسعه تنها با کاهش و برچیده شدن نابرابری ها در همه ابعاد اجتماعی و اقتصادی و اکولوژیک و نابرابری هایی که اساس و سرچشمه آنها جنسیت است محقق می شود و اینکه تمامی موانع موجود در این مسیر از سر راه برداشته شود و ساختارهای اجتماعی و اقتصادی و نهادینه شده در جوامع باید برای تحقق این هدف دستخوش تحولات اساسی شوند.
کارآفرینی و اشتغالزایی یکی از مهم ترین عرصه هایی است که کسب درآمد بر اساس فعالیت اقتصادی را برای زنان ممکن می سازد و نرخ مشارکت اقتصادی آنان را در روند توسعه پایدار ارتقا می بخشد.کارآفرینان به عنوان عاملان تغییر و به دلیل برخورداری از قابلیتها، توانمندیها و ویژگیهای شخصیتی و نیز بهره مندی از دو نیروی بالقوه خلاقیت و نوآوری موتور محرکه اقتصاد محسوب و تاثیر مهمی در رشد اقتصادی کشور دارند.با این همه باید توجه کرد مشارکت اقتصادی زنان زمانی امکان پذیر می شود که اشتغال پایدار زنان نیز محقق گردد.
بی تردید دست یافتن به چنین موقعیتی در گروی کارآفرینی گسترده برای زنان است.اما سوال اینجاست که آیا به راحتی می توان کارآفرینی را به سوی اشتغال پایدار سوق داد؟بررسی ها نشان می دهدکه در میان اکثر کشورهای اسلامی زیرساختهای اجتماعی و فرهنگی از آمادگی و تمهیدات لازم برخوردار نیستند و شاخص های جنسیتی از جمله میزان تسلط بر منابع مالی با کشورهای توسعه یافته تفاوت فاحشی داشته و در پایین ترین رتبه ها قرار دارد.به این مجموعه باید ویزگیهای فرهنگی و قانونی بازدارنده جهت کارآفرینی برای زنان را نیز افزود.همچنین می توان گفت حوزه عمومی در این کشورها از آمادگی لازم برای به عهده گرفتن بخشی از سه وظیفه اصلی خانه داری زنان، یعنی نگهداری از اعضای خانواده ، نظافت و آشپزی و آزاد کردن بخشی از انرژی آنان جهت فعالیتهای اقتصادی برخوردار نیست.گذشته از این نرخ پایین باسوادی و تحصیلات عالیه در اکثر کشورهای اسلامی نشان می دهد که هنوز زنان مسلمان برای تصدی مشاغل تکنیکی تر و مدیریتی به اندازه مطلوب آماده نیستند.
علاوه بر زیرساختهای اجتماعی باید به توانمندی شخصیتی زنان در دست زدن به ریسکهای اقتصادی و گسترش دامنه های فعالیت حرفه ای توجه کرد.عدم دسترسی زنان به منابع مالی در این کشورها معرف این نکته نیز هست که در میان زنان نوعی هراس از ریسکهای اقتصادی پهن دامنه وجود دارد.چنانکه نرجیح می دهند یا به استخدام سازمانها و نهادهای خصوصی و دولتی در آیند و یا خود را محدود به یک فعالیت اقتصادی کوچک خانگی و یا محلی کنند.این موانع منجر به عدم تبدیل قابلیتهای زنان به کارکرد، عدم تعادل بین قابلیتها و فرصتها به عنوان دو مولفه و دو کفه اساسی توسعه انسانی شده است که پیامد آن برای زنان سرخوردگی، برای جامعه عدم بازگشت سرمایه گذاری آموزشی زنان و برای توسعه تخریب آن در بلند مدت است.
سوال این است چگونه می توان کارآفرینی زنان را در این کشورها هدایت کرد تا نه تنها اشتغال پایدار فراهم شود بلکه زنان نیز در فرآیند توانمندسازی قرار گیرند؟
برنامه عمل ده ساله سازمان همکاریهای اسلامیOIC برای پیشرفت زنان که بیانگر تعهدات کشورهای عضو در برخورد با مشکلات متعددی است که زنان مسلمان با آن مواجه هستند،ترغیب کارآفرینان زن از طریق بهبود فرصتها و دسترسی به زمین، بودجه، بازار، اطلاعات، آموزش، ICT، شبکه سازی برای زنان و تشویق نهادهای مالی به تولید محصولاتی که مطابق نیازهای زنان باشد را مورد اشاره قرار داده است.هم چنین به راه اندازی یک مجمع برای شبکه سازی میان کشورهای عضو که به زنان کارآفرین حمایتهای فنی جهت تقویت قدرت مدیریتی ، بازاریابی و مهارتهای فنی در حیطه کاری خود ارائه دهد توصیه شده است.
در همین رابطه به مصوبه اجلاس هشت کشور اسلامی در حال توسعه D8 با موضوع توانمندسازی زنان روستایی در تشکیل صندوق مشترک اعتبارات خرد یا قرض الحسنه نیزمی توان استناد کرد.
به نظر می رسد با توجه به چالش ها و فرصت های مشترک زنان در جهان اسلام، استخراج راه حل ها و استراتژی های مناسب و کارا جهت توانمند سازی زنان با راهبرد ترویج و توسعه فضای کارآفرینی و تعهد به لحاظ آن در سیاستگذاری ها و برنامه ریزی های امور زنان و خانواده کشورهای عضو و ارائه دستور کار و پیشنهادات راهبردی برای برنامه ده ساله جدید OIC(2015-2025) در رابطه با رشد اقتصادی در پرتو کارآفرینی زنان با چشم اندازی روشن و واقع بینانه می تواند پاسخی درخور برای سوال پیشگفته باشد.بومی کردن الگوهای توانمندسازی، نگرش سیستمی به این موضوع و شفافیت و صراحت آن می تواند این مسیر را در هر جامعه ای هموار نماید.
در ایران تغییر شرایط و وضعیت زنان تحت تاثیر تحولات داخلی و بین المللی همچون نیاز اقتصادی خانوارها به درآمد زنان، پدیدار شدن الگوهای رفتاری – اجتماعی متفاوت از گذشته در بین جوانان، قرار گرفتن کشور در موقعیت و فاز پنجره جمعیتی ، افزایش میزان حضور زنان در مراکز علمی و انتظار و تمایل آنان به مشارکت در بازار کار، از یک طرف موجبات این امر را فراهم ساخته که اشتغال زنان از سطح موضوعات فاقد اهمیت به سطح موضوعات کلیدی جامعه تغییر ماهیت دهد.از طرف دیگر با توجه به فضای عمومی اشتغال در کشور و دشواریها و محدودیتهای جذب زنان در بخش دولتی و خصوصی، عبور زنان از موانع و تحدیدهای موجود نیازمند حمایت و مانع زدایی های دولت می باشد.
در این میان توجه به مقوله کارآفرینی و اشتغالزایی زنان و برای زنان یکی از راهکارهای اثربخش و پرفایده است که می تواند جریان موثری را در حیطه اشتغال به عنوان یک ضرورت به وجود آورد و در کنار دولت و بخش خصوصی بویژه در دوران پساتحریمها در تحقق سیاستها و برنامه هایی که جامعه را به سمت رونق تولید و توسعه صادرات غیرنفتی سوق می دهد نقش آفرینی کند. نادیده گرفتن این مهم و بی توجهی به آن جامعه را از بخش بزرگی از ظرفیت خلاقیت کارآفرینانه خود محروم می کند، محرومیتی که می تواند از ایجاد شغل پایدار هم برای زنان و هم برای مردان ممانعت به عمل آورد.
بر اساس سند چشم انداز بیست ساله کشور در افق 1404 جامعه ایران «برخوردار از دانش پیشرفته، توانا در تولید علم و فنااوری، متکی بر سهم برتر منابع انسانی و سرمایه اجتماعی در تولید ملی » خواهد بود. نیل به این هدف مستلزم تغییر رویکرد از اقتصاد مبتنی بر منابع اعم از طبیعی و انسانی به اقتصاد مبتنی بر دانش و اهمیت یافتن موضوع دستیابی به توسعه پایدار به سه محور نوآوری وکارآفرینی ،فناوری و شایستگی است.به عبارتی دیگر اقتصادی خلاق، دانش بنیان و متکی بر ثروتهای فنا ناپذیر.کارآفرینان در این اقتصاد که به اتکای تکنولوژی نوآوری و خلاقیت حرف اول را می زند و نیازی به زور بازو ندارد نقش بی بدیلی دارند.
بدین ترتیب تعیین نقش و سهم و جایگاه دقیق زنان در تمام بندهای سند چشم انداز در ده سال باقیمانده از مدت اجرای آن سند و توجه به الزامات تحقق رشد اقتصادی 8 درصدی پیش بینی شده در سیاستهای کلی برنامه ششم توسعه در پنج سال آینده، با این نگاه و از این زاویه می تواند تحقق اهداف و آرمانهای مندرج در آن را سرعت بخشیده و توسعه ای متوازن به معنای واقعی را برای جامعه ایران به ارمغان آورد.