شناسه خبر: 3848نسخه چاپی
تاریخ خبر: 1392/7/26 16:24

متن کامل سخنرانی در روز معارفه (26 مهرماه 92)

بنام خداوند جان وخرد ان ا... لایغیروا ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم مدتهای مدیدی است که هدف اصلی نظریه پردازان علوم انسانی از پرداختن به مفاهیمی چون مشارکت,دموکراسی,حقوق بشر,توسعه وعدالت اجتماعی واقتصادی یافتن راههای تحقق آنها می باشد ومکاتب فکری مختلف طرق گوناگونی رابرای عینیت بخشیدن به این مفاهیم ارائه داده اند .یکی از موضوعاتی که  دردهه های اخیرتوجهات رابه خود جلب کرده است, نقش زنان واهمیت موقعیت آنان در تحقق این آرمانها می باشد واین نکته معیاری برای ارزیابی هرگونه تلاشی بشمار می رود.زنان باداشتن نقشهای چندگانه دربازتعریف مفاهیم اجتماعی وسیاستهای جهانی حوزه هایی نظیر توسعه,دموکراسی,حقوق بشر,بهداشت,فرهنگ ,فقر,امنیت جهانی ومحیط زیست نقشی پیشگام دارند.منظور این نیست که فقط به آنچه که مسایل زنان نامیده می شود توجه کنیم – اقلیت یا فضایی جداگانه که در حاشیه باقی می ماند – بلکه به بیان دقیقتر زیرسوال بردن ساختارهای بنیادی نظم اجتماعی موجود است که منجر به ایجاد وضعیت بهتر زنان می شود ودر نتیجه مسایل آنان نه در حاشیه که درمتن مسایل اجتماعی قرار می گیرد.تلاش برای تحول سیاستهای جهانی درحوزه هایی نظیر توسعه وحقوق بشر به منظور مشارکت بیشتر زنان وتوانایی پاسخگویی این سیاستها به شرایط زندگی زنان است ونشان دادن این موضوع که مسایل زنان مجزانیستند,بلکه جنبه های فراموش شده ای از دستور جلسات جهانی اند .درواقع نادیده گرفتن تجربیات ودیدگاههای زنان جامعه رااز راه حلهای عمومی دور نگهداشته است.راه حلهایی که جامعه در بسیاری از زمینه ها آشکارا به آن نیازمند است.امروزه این یک واقعیت مسلم است که بدون مشارکت وتوانمندی زنان نمی توان هیچ راه حل پایداری برای مشکلات تهدید آمیز اجتماعی ,اقتصادی وسیاسی جوامع  پیداکرد.بدیهی است تاجوامع انسانی این مشارکت وحضوررا جدی نگیرند,آرزوی رسیدن به جامعه ای سالم انسانی سرابی بیش نخواهد بود. اینگونه است که امروزه یکی از شاخص های توسعه انسانی میزان حضور زنان ونحوه ایفای نقش آنان درعرصه های گوناگون فعالیت است که تاثیری جدی بر سایر اقدامات دراین راستا می گذارد.درواقع میزان توسعه وعدالت جویی دولتها با نحوه رسیدگی وتوجه آنها به مسایل زنان - به عنوان یکی از چالشهای اصلی- محک می خورد.بااین همه به رغم پیشرفتهای صورتهای گرفته کارهای بسیار بیشتری باقی مانده است که باید انجام گیرد.درحالی که زنان در برخی جوامع به پیشرفتهای مهمی نائل شده اند ,هنوز هم در همه جا به مسایل زنان اولویتی ثانوی اعطا می شود.زنان به شیوه هایی پنهان وآشکار با تبعیض وبه حاشیه راندگی مواجهند,درثمرات تولید به گونه ای برابر سهیم نیستند وزنان ومردان هنوز در جهانی نابرابر زندگی می کنند.ناهمترازیهای جنسیتی ونابرابریهای ناپذیرفتنی در همه کشورهای جهان باشدت وضعف ادامه دارد.درواقع درشرایطی که عدالت در ابعاد مختلف زندگی اجتماعی ,اقتصادی وسیاسی جوامع به حاشیه رانده می شود,ظلم وتبعیض فرصت خودنمایی پیدا می کند,لذا سازماندهی مبارزه منطقی تر برای ریشه کن کردن این بی عدالتیها ضروری است. بدین ترتیب جریان بین المللی دفاع از حقوق زنان،که جریانی است متکی به آمار و اطلاعات وگزارش های مستند از زندگی زنان و باپشتوانه عمومی جهانی برای چاره جویی وضعیت نابسامان و نگران کننده زنان دنیا شکل می گیرد. ازسوی دیگرموضوع قوانین نامناسب، ناعادلانه و تبعیض‌آمیز که سراسرزندگی زنان را تحت تأثیر خود قرار می‌دهد یکی از جدی‌ترین و پر مناقشه‌ترین موضوعات در جهان و به ویژه در جوامع اسلامی امروزی است. به طور کلی امروزه اندیشه اسلامی پس از یک هزاره رکود به حرکت درآمده است و از مراکش تا مالزیدامنه تفاوت‌های نگرشی متفکران اسلامی در جهان معاصر و در نحوه به کارگیری آموزه‌های اسلامی و چالش‌های به وجود آمده در موضوعات مختلف به مسایل زنان نیز کشیده شده است. جهان اسلام در طول یکصد و پنجاه سال اخیر به نحو گسترده‌ای به مطالعات زنان پرداخته است. مسأله گفتمان دینی و مسایل زنان یا زن و اسلام از دغدغه‌های مهم جریان‌های مربوط به احیای اسلامی در سال‌های اخیر بوده است ,جریانی موسوم به نواندیشی.باز اندیشی وروشنفکری دینی ,فارغ از این بحث که چنین ترکیبی پارادکسیکال هست یا نه ،بی تردید نمی توان منکر وجود وواقعیت چنین گفتمانی درجامعه امروزی ایران وحتی جهان شد.قائلین به این تفکربابازخوانی متون مقدس و شریعت ودریافت نظرات و فتاوای علما،فقهاواندیشمندان نوگراوتحول خواه دینی درتلاشند روزنه ای به سوی تغییر واصلاح قوانین ناعادلانه وتبعیض آمیز منتسب به دین ومذهب بگشایندوازاین طریق مشکلات بسیاری که از ناسازگاری میان قوانین وهنجارهای رسمی با نیازهای واقعی موجود در جامعه وخانواده های امروزی - علیرغم تغییرات بنیادین در ساختار جوامع وخانواده - سربرآورده است، رااز سرراه زنان ایرانی بردارند. اینان دغدغه تامین،استیفا،ارتقا،حمایت وحفظ حقوق انسانی زنان براساس موازین اصیل وناب اسلامی راداشته ودارندودستیابی به تفسیری نوومعقول ومقبول از آموزه های دینی وهمخوان با مقتضیات عصرحاضررا وجهه همت خود قرارداده اند.به زعم اینان هنوز شبح نامرئی وجهان شمول مردسالاری البته بارنگ وبوی دینی ومذهبی بربسیاری از سیاستها،قوانین ،خط مشی ها،روابط ومناسبات وساختارهای اجرایی و....سایه افکنده است وجامعه راازتحقق توسعه ای همه جانبه،فراگیر وپایدارکه لازمه آن مشارکت وحضور مسئولانه وشایسته وبایسته زنان ومردان در تمامی عرصه های اجتماعی وعلمی وفرهنگی وسیاسی واقتصادی و....است باز می دارد. معتقدان به این گفتمان هشدارمی دهندکه هر گونه ناکارآمدی در زمینه بهره برداری کامل از منابع وسرمایه انسانی ومعطل گذاردن نیمی از آن در مسیر پیشرفت وبالندگی کشور،کارآمدی اسلام برآمده از فقه شیعی را هم زیر سؤال برده وهر شکستی در این رابطه به پای دین نیز نوشته می شودونهایتا دلواپس آنندکه اسلام به عنوان عاملی بازدارنده برای تامین اهداف رشد وتوسعه با کمک زنان معرفی شده وغیبت زنان از حوزه عمومی ونیز تمامی نابسامانی های جامعه وحوزه زنان به تجویزهای مذهبی نسبت داده شود،لذابرآنندتابیش وپیش اززنان به دادمظلومیت اسلام برسند .درچارچوب این گفتمان بازسازی چهره زن مسلمان وزدودن زنگارهاازآن بابازتعریف جایگاه امروزی اودرجامعه وخانواده ایرانی ووضع قوانین متناسب باآن وتغییرقوانین مردسالارانه، نابرابروتبعیض آمیز وناعادلانه امکان پذیراست تابیش از این زن ودختر مسلمان ازاین چهره روی برنتابد ونگریزد وباگریز از آن هویت خودراازدست ندهدواین خودنیازمندازنواندیشیدن،بازفهمیدن ویک انقلاب فکری وفرهنگی وتجدیدنظر درمبانی استنباط احکام درفقه است وتاآن روزتعارضات فقه با واقعیات امروز به قوت خود باقی بوده وثمره ای جزسرخوردگی وبدبینی زنان وجامعه به دین وپشت کردن به آن نخواهدداشت. اینان ازاین زاویه وبا این نگاه به راههای برون رفت از وضع موجود می اندیشندودرپی رهایی زن مسلمان بوده وهستندکه به گفته یکی ازفعالین زن عرب میان دو خیانت سرگردان است: "اگر به دنبال احقاق حق خود برود به دینش خیانت کرده است واگر به دنبال دینش برود به خودش خیانت کرده است". اینان هم درد دین دارندوهم درد زنان ودرجستجوی راهی هستندکه زن مسلمان نه به خود خیانت کند ونه به دین خود ودر پی اثبات این موضوع اند که هم می توان دیندار بود وهم می توان به حقوق حقه انسانها وزنان باور داشت واثبات یکی به معنای نفی دیگری نیست وبدین گونه راهشان از کسانی که"یا این یا آن "را می خواهند ویا "نه این ونه آن "را جدامی شود. متفکران وقائلان به این دیدگاه درایران نیزمتذکر شده‌اند که نظام‌های طبیعی را نباید پیش فهم مراجعه به کتاب و سنت‌ قرار داد و باید با تغییر نگاه خود به کتاب و سنت با دیدی تاریخی مراجعه کرد و باید به دنبال مفهوم عمل و جهت حرکت اصلاح‌طلبانه پیامبر اکرم(ص) بود و اینکه آن مقدار از تغییرات که ایشان ایجاد کرد، نهایت تغییرات ممکن نیست و پیام اصلی آن حرکت و تغییرات این است که «نابرابری‌های دیگری نیز که در طول تاریخ بر زنان تحمیل می‌شود، باید برطرف شود.»باید این پیام را درک کرد و برای رفع نابرابری‌های موجود میان زن و مرد به جای تکیه بر نظام طبیعی، تحلیلی از مفهوم عدالت در ارتباط با نظام خانواده ارائه داد.دستیابی به فرصت های برابر برای زنان و مشارکت در ایفای نقش ها توسط مردان و زنان به چشم انداز های جدید و مفاهیم و الگوهای جدیدی از مشارکت و سهیم شدن در میان خانواده ها باهدف تضمین حقوق، مسئولیت ها ،فرصت ها وامکانات برابر درروابط زن وشوهر وفرزند(خانواده مشارکتی،متعادل،برابر ودموکراتیک) نیازمند است,لذا می‌توان شکل‌های دیگری از زندگی خانوادگی را با نوع دیگری از تقسیم کار و سیستم حقوقی مطرح کرد و تفاوت‌های موجود را به نفع عدالت و برابری حقوق به تدریج کاهش دادوازآنجایی که دین اسلام بیشترین قابلیت وظرفیت پاسخگویی به سؤالات جدید و نیازهای زنان وزمان را دارد.لذا ازنواندیشیدن، بازفهمیدن وتجدید نظردرمبانی استنباط احکام برای رفع تعارضات فقه با واقعیات امروزی هم ممکن وهم ضروری است وپویایی و پایایی دین درگرو همگامی با تحولات عصرحاضر می باشد.اجتهادی بنیادی در این قسمت از احکام و قوانین مبتنی بر آن لازم است و نیز تمهید راه‌حل‌هایی که جامع خواسته‌ها و حرمت سنت‌ها باشد، زیرا نه از فشار نیازها و واقعیات اجتماعی می‌توان گذشت و نه از حفظ حرمت سنت‌ها چشم پوشید. هنر واقعی در گشودن کوره راه عدالت است و اینکه به حقوق زنان در اسلام معاصر از منظر دیگری نیز می‌توان نگاه کرد. هیچ دلیلی نداریم که منظر سنتی دینی‌تر است. با این منظر جدید ایمان دینی تقویت می‌شود و می‌توان با حفظ ثابتات دینی در دنیای معاصر زندگی کرد. با وقوع انقلاب در سال ۱۳۵۷ وضعیت زنان یکی از حوزه هایی است که دستخوش تغییرات و دگرگونی عدیده ای گردید.دراین سالهاوضعیت زنان گذشته از متاثر شدن از تحولات جهانی به شدت متاثر و ملهم از شرایط حاکم بر جامعه ایران بوده است و تحت تاثیر آن، رویکردهای متفاوتی نسبت به مباحث جنسیتی توسط متولیان امور اتخاذ شده است و برنامه های توسعه ای پنج ساله نیز از این شرایط تاثیر پذیرفته است.   مجموعه این رویکردها در دهه های گذشته منزلت و جایگاه دوگانه ای را برای زن ایرانی به ارمغان آورده است که از یک سو در برخی شاخص های توسعه انسانی (از جمله شاخص های آموزشی و بهداشتی) شرایطی بهتر از زنان دیگر کشورهای اسلامی و درحال توسعه منطقه دارد و از سوی دیگر در برخی شاخصها (شاخص های توانمندی سیاسی و فرصت های برابر اقتصادی)عقب افتاده است. درانتخابات اخیر درواقع اکثریت جامعه، از جمله زنان وجوانان  بهتغییر رویکرد و گفتمان رای دادند و از برنامه ها , شعارها و وعده های دولت تدبیر وامید که اعتدال و میانه روی را مشی خود اعلام کرده است،استقبال و به آن اعتماد کردند. فعالان حقوق زنان نیز از فرصت تبلیغات انتخاباتیبرای ترویج گفتمان حق مدارانه خود و اعلام عمومی خواست ها و مطالبات بهره جستند. بدین ترتیب، فصل جدیدی در کتاب زندگی زنان ایرانی نیز ورق خورده است. اینکه نتایجاین انتخابات که پیام اصلی آن ضرورت بازگرداندن مسیر کشور بر مدار عقلانیت و خردجمعی و اعتدال بوده است بر وضعیت زنان نیز تاثیر خواهد گذاشت,هرچند باید با واقع بینی و در نظر گرفتن مجموعه شرایط وملاحظات، انتظارات و مطالبات را تنظیم کرد. بدون تردید جامعه و زن ایرانی در دوران معاصر پوست اندازیکرده و تحولات بسیاری به خود دیده است و در تمامی این سال ها حرکت روبه رشدی داشتهو متناسب با شرایط و اقتضائات سرعت خود را تنظیم کرده است. افت و خیزهایی هم که بهنظر می رسد ناشی از بسته یا گشوده شدن فضای تحرک، مانور و فعالیت بوده است. در دودهه اخیر زنان هم از لحاظ نظری و تئوری و هم از لحاظ عملی فعال تر از سایر گروه هایاجتماعی ظاهر شده و به موفقیت هایی نیز دست یازیده اند.وقت آن است و از انتظاراتی که دردوره جدید می رود آن است که زاویه نگاه به نهادهای مدنی و فعالان آن تغییر کند و از حالترقابت و تقابل به تعامل و رفاقت تبدیل شود. ازسوی دیگراین نگاه نسبت بهدولت هم در میان این نهادها و فعالان آن نیازمند بازنگری است و اینکه تا زمانی کهاین دو با دیده توام با سوظن و شک و تردید به هم می نگرند نمی توان به پیشبرد اموردل بست.لذا سمت و سوی حرکت ها باید به نحوی باشد که این مهم بهمرور جا بیفتد که از یک سو نهادهای مدنی به حمایت و تقویت و پشتیبانی توسط دولت درتجمیع، تعدیل و تحقق مطالبات خود نیاز مبرم دارند و از سوی دیگر دولت نیازمند حمایتو پشتیبانی و همیاری و جلب مشارکت آن نهادها در عملیاتی کردن برنامه ها و ایده هایخود است و این نیازی متقابل و دو سویه است.  همچنین ضروری است گروه های مختلف زنان فارغ از تمام مرزبندیها وخط کشی های رایج باید با عدم تکراراشتباهات گذشته و درس گرفتن از آن، نقاط قوت خود را تقویت و نقاط ضعف خود را رفع ورجوع نمایند(همگرایی تمام زنان ایرانی),از نظر اتحادیه بین المجالس، بیشترین موانع پیشرفت زنان ,به ویژه در عرصه قدرت وتصمیم گیری، انواع کمبودها و کمداشت ها، از جمله شبکه های زنان یا همبستگی میانآنان است. از این نظر، زنان گرفتارِ مصیبتِ نبودِ همبستگی میان خودند. اگرمجموعه مطالبات این گروهها به صورت قطعات یک پازل در کنار هم قرار نگیرد و هر کدام از گروهها مانند جزایر پراکنده به دنبال احقاق حق خود بروند و هیچ ارتباط منطقی بینشانوجود نداشته باشد، بی تردید راهی طولانی تا رسیدن به سر منزل مقصود پیش روی خواهدبود. کنشگران و کوشندگانی که در گروه های مختلفزنان فعالند تنها با بهرسمیت شناختن چند صدایی ,تکثر و چندگونگی و طیفی از رنگهاست که می توانند حولمحورها و اهداف و سرفصل های مشترک و موضوعات خاص و در یک چارچوب و برنامه عمل معینبه اتحاد و همدلی و همبستگی برسند و به قول فلاسفه «وحدت در عین کثرت و کثرت در عینوحدت» را حفظ کنند. لازمه گردهم آمدن و وحدت هم، همانا تمرین گفت وگو و تقویت مهارتگوش سپردن و شنیدن است؛ با این باور که برای هر گروهی به همان اندازه حق آزادی بیانقائل شویم که برای خود و گروه خود و تمام حقیقت را نزد خود و از آن خود ندانیم و بامصادره به مطلوب نکردن نتایج و دستاوردها و خنثی نکردن یکدیگر، در کنار هم و با همو دست در دست هم به پیشواز موانع و مشکلات برویم.چشم اندازمورد نظر,تحقق تعادل وتوازن جنسیتی در تمام جنبه های زندگی ، تصمیم سازی و تصمیم گیری ، سیاست گذاری ، دسترسی به منابع و خدمات ،گسترش قدرت انتخاب و برخورداری از منافع در جهت توسعه انسانی به صورت پایدار با دسترسی زنان به منزلت ، قدرت ، ثروت واطلاعات برابراست که باهدف تحقق حقوق انسانی،رفع تبعیض وتوانمندی زنان درچارچوب نواندیشی دینی وتلاش درکاربست بیانات ومنویات بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام(ره)ومقام معظم رهبری واجرایی کردن اسناد بالادستی,ازجمله قانون اساسی,بند14سیاست های کلی برنامه چهارم توسعه که در برنامه پنجم نیزتنفیذ شده است ونیزبخشهایی از ماده 230 قانون برنامه پنجم توسعه که مغفول مانده است,درپیشبرداموروبهبود وضعیت زنان به منصه ظهور می رسد. حال که فصل دیگری از کتاب تلاشها وفعالیتهای زنان ایرانی گشوده شده است جاداردبه سهم خود از تلاشها واقدامات کسانی که راه رابرای پیشروی دراین دوره باز کردند وهرکدام از ظن خود یار زنان شده وفصلی از این کتاب را بنام خود به ثبت رساندند,ازجمله سرکار خانمها شهلا حبیبی,زهرا شجاعی,نسرین سلطانخواه؛زهره طبیب زاده نوری ومریم مجتهد زاده تقدیر وتجلیل نموده وبرایشان سلامتی وموفقیت روز افزون آرزو نماید بااین امید که درپیمودن این راه صعب العبوراز تبادل تجارب وهمراهی وهمفکری ما وزنان سرزمینمان رابی نصیب نگذارند.همچنین گرامی می داریم یاد وخاطره کسانی که امروزدرمیان ما نیستند اما زحمات وپیگیریها وتلاشهایشان روشنگر راه ما در ظلمات طی طریق است:زنده یادها مریم بهروزی وفریده ماشینی .  رجاء واثق داردباعنایات والطاف الهی وبارعایت اصول قانونمداری,اعتدالگرایی ومنشور اخلاقی دولت تدبیر وامید افقهای جدیدی فراروی زنان این سرزمین گشوده خواهد شد. درپایان تقارن آغاز بکار دوره جدید را با سالروز مبارک ازدواج حضرت علی (ع)وزهرای مرضیه(س)وایام ذی الحجه ونیز تقارن معارفه با عرفه رابه فال نیک می گیرم. دربیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم               سرزنشها گرکند خار مغیلان غم مخور