شناسه خبر: 3855نسخه چاپی
تاریخ خبر: 1393/7/19 15:56

متن کامل سخنرانی در اجلاس و جشنواره بین المللی میراث فرهنگی ناملموس (17 مهرماه 93-اصفهان)

  بسم‌الله الرحمن الرحیم   یا أیُّهَا النّاسُ إِنَّا خَلَقناکُم مَن ذَکَرٍ وَ أُنثَی وَ جَعَنَاکُم شُعُوباً وقَبَائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکرَمَکُم عِندَاللّهِ أَتقَاکُم إِنَّ اللهَ عَلیم خبیر (سوره حجرات،آیه 13) ای مردم! بی تردید ما همه افراد نوع شما را از یک مرد و زن (آدم وحوا) آفریدیم و شما را قبیله ای بزرگ و کوچک قرار دادیم تا همدیگر بشناسید مسلماً گرامی ترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست همانا خداوند بسیار دانا و آگاه است. بسیار خوشوقتم که به مهمانان گرامی و مقامات محترم شبکة همکاری بین شهری برای پاسداری از میراث فرهنگی ناملموس (آی. سی. سی. اِن)، که با حضور خود در ایران پیام‌آور صلح و دوستی و گفت‌وگوی فرهنگی شده‌اند، خیر مقدم بگویم. جمهوری اسلامی ایران افتخار دارد در سالی که از طرف مقام معظم رهبری به عنوان سال «اقتصاد و فرهنگ» نام گرفته است؛ میزبانی اولین اجلاس زنان کشورهای عضو آی. سی. سی. اِن، پنجمین اجلاس مجمع عمومی، و دومین جشنوارة بین‌المللی میراث فرهنگی ناملموس را در کلان‌شهر اصفهان عهده‌دار شود.   همان‌طوری که سازمان آموزشی، علمی، و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) همواره شعارهای «صلح»، «دوستی»، «تقارب فرهنگ‌ها»، «گفت‌وگوی فرهنگی»، «احترام به حقوق بشر»، «احترام به خرده‌فرهنگ‌ها»- از جمله توجه ویژه به جایگاه، حقوق، و نقش زنان و کودکان- را در دستور کار خود داشته است؛ جمهوری اسلامی ایران نیز، به ‌عنوان عضوی قدیمی از این سازمان و صاحب فرهنگ و تمدنی ریشه‌دار در طول تاریخ بشریت، به ‌طور مستمر پای‌بندی خود را به این رویة اصولی در اعتقاد و در عمل به اثبات رسانده است. باید به اطلاع برسانم که در حوزة فرهنگ، جمهوری اسلامی ایران با عضویت در شماری از کنوانسیون‌های یونسکو و حضور فعال در نشست‌ها، مجامع، و کارگروه‌های بین‌المللی نقشی اساسی را ایفا کرده است. به طور مثال، مشارکت مؤثر کشور ما در عضویت و عمل به مفاد «کنوانسیون پاسداری از میراث فرهنگی ناملموس»، مصوب سال ۲۰۰۳ میلادی، زیربنای نظری نشست حاضر را فراهم کرده است.   در اینجا مایلم به نمایندگی از سوی جامعة زنان در جمهوری اسلامی ایران، مراتب خرسندی خود را از حضور در این اجلاس بین‌المللی، که به ابتکار برگزارکنندگان اصفهانی، یک روز از آن به موضوع نقش محوری زنان در احیا، پاسداری، ترویج، و انتقال بین نسلی میراث فرهنگی ناملموس اختصاص یافته است، ابراز دارم. حضار به‌خوبی آگاهند که بخشی چشم‌گیر از تجلیات میراث فرهنگی ناملموس، اساساً، «زنانه» است و عمدتاً در بستر خانواده شکل می‌گیرد.   بر اساس تعریفی که از میراث فرهنگی ناملموس در متن کنوانسیون ۲۰۰۳ آمده است، لازمة بقای میراث فرهنگی ناملموس «انتقال آن از نسلی به نسل دیگر» است که، در طبیعی‌ترین شکل، حاصل آموزشی سینه ‌به ‌سینه یا شفاهی است. بر این اساس، یکی از مهم‌ترین حوزه‌های آموزش میراث فرهنگی ناملموس را، حتی در مردانه‌ترین اشکال آن، بایستی در اجتماع زنان جست. نخستین ارتباطات انسانی در رابطة میان مادر و فرزند شکل می‌گیرد و اتفاقاً همین ارتباطات هستند که عمیق‌ترین تأثیرات را در شخصیت فرهنگی انسان‌ها و برداشت آن‌ها از هویت فرهنگی‌شان می‌گذارند. حوزة دیگری که زنان در آن حضوری فعال دارند مدیریت‌ کردن روند عمل به میراث فرهنگی ناملموس است. جدای از مواریث فرهنگی ناملموس زنانه، که اغلب روال‌ها و امور آن را زنان سازمان‌دهی و اجرا می‌کنند، بسیاری از عناصر مشترک و حتی مردانه را نیز زنان برنامه‌ریزی و مدیریت می‌نمایند.   برای روشن‌شدن مطلب، به دو نمونه از تجربیات ثبتی جمهوری اسلامی ایران اشاره می‌کنم:  ثبت مشترک و چندملیتی پروندة «نوروز» در سال ۲۰۰۹ میلادی، نخستین تجربة موفق جمهوری اسلامی ایران در زمینة ثبت جهانی مواریث فرهنگی ناملموس است و نقش چشمگیر زنان در برنامه‌ریزی، مدیریت، و اجرای مراسم نوروز و انتقال فرهنگ آن به نسل‌های بعد بر همه‌گان آشکار است. «نقالی یا همان قصه‌گویی اجرایی ایرانی» عنوان دارایی فرهنگی ناملموس دیگری است که ایران در سال 2011 میلادی موفق به ثبت آن در فهرست یونسکو شد. با آنکه نقالی را اصولاً هنری مردانه می‌دانند، اما این مادر است که نخستین جوانه‌های توجه به ادبیات شفاهی را در ذهن کودک می‌نشاند و رشد می‌دهد. بر این اساس، حضور زنان در پشت صحنة نقالی و انتقال دانش مربوطه به نسل جوان غیر قابل ‌انکار است.   علاوه بر این، از میان آن ‌دسته از ظرفیت‌های ایران در حوز‌ة میراث فرهنگی ناملموس، که ماهیتی اساساً زنانه دارند، می‌توان به «لالایی‌ها»، «ترانه‌های کودکانه»، «بازی‌های کلامی کودکانه»، «قصه‌گویی‌ها»، «آواهای کار زنانه»، «آیین‌های زنانه»، «آداب ‌و رسوم زنانه»، «بازی‌های زنانه»، «گردهمایی‌های زنانه»، «درمانگری‌های زنانه»، و «فنون و مهارت‌های سنتی منجر به ساخت صنایع دستی زنانه» اشاره کرد.   بدون تردید این بخش نه تنها باید به طریق ویژه مورد توجه قرار گیرد و منحصراً به تدوین پرونده و ارسال آن برای ثبت محدود نشود، بلکه لازم است: - «سیاهه‌»هایی کامل از این بخش از میراث فرهنگی ناملموس تدوین و عملیاتی شود؛ - برنامه‌های «پاسداری» در این ارتباط تدوین و عملیاتی شود؛ - «دوره‌های آموزشی» مناسبی برنامه‌ریزی و اجرا شود؛ و - عناصر ناملموس «نیازمندِ پاسداری فوری» شناسایی و برنامه‌های پاسداری مربوط به آن‌ها عملیاتی شود. تردیدی نیست که در تمامی این موارد، مشارکت فعال سازمان‌های مردم‌نهاد و اجتماعات محلی، به‌ویژه زنان از ضرورت‌هاست.   گفتار حاضر را با یک نکته و یک پیشنهاد به پایان می‌برم: ۱- با توجه به جایگاه پراهمیت زنان در خانواده، به عنوان احیاگران اصلی میراث فرهنگی ناملموس و همچنین نقش بی‌بدیل آنها در توسعة پایدار، شایسته است که کشورهای عضو بیش از پیش این جایگاه و نقش را در حوزه‌های برنامه‌ریزی شهری، بهبود محیط زیست و کیفیت زندگی، ترغیب گردشگری و ارتقای دیپلماسی شهری، و همچنین اصلاح سبک زندگی جوامع و هویت انسانی به رسمیت بشناسند. ۲- نظر به نقش بنیادی و پراهمیت میراث فرهنگی ناملموس در تقارب فرهنگ‌ها و هم‌افزایی علایق و تلاش‌های ملل و اهمیت ویژة جایگاه زنان در این ارتباط، پیشنهاد می‌کنم که در آینده اجلاسی با موضوع «نقش زنان در هم‌افزایی فرهنگی» برنامه‌ریزی و عملیاتی شود.   در پایان، امیدوارم حرکتی که در اجلاس اصفهان با موضوع «نقش زنان در ارتقای میراث فرهنگی ناملموس» آغاز شده است، به نتایج مطلوبی رهنمون شود و این اجلاس پیش‌درآمدی برای هماهنگی‌ها و تحقیقات گستردة بعدی در این موضوع مهم باشد.