متن کامل سخنرانی در همایش ملی اعتدال
مسائل زنان در گذار جامعه ایران از دالانهای تغییرات ساختاری و فرهنگی معطوف به توسعهیافتگی اتفاق افتاد. این تغییرات در عرصههای متفاوتی از زندگی روزمره بروز کردند و از طرف گروههای مختلف اجتماعی مورد تفسیرهای متفاوتی قرار گرفتند.
شرایط موجود، زنان ایران را با ضرورت اتخاذ رویکردی روبرو ساخته است که امکان تجمیع نیروها، اجماع آرا و همسویی فعالیتها را ممکن سازد. از این دیدگاه اعتدال برای حوزه زنان به منزله وضعیتی متعادل، هماهنگ و ترکیبیافته از عناصر، گرایشها و هویتهای اجتماعی و فرهنگی متفاوت است.
این عناصر متفاوت با اتخاذ رویکردی عقلانی در مطالبهگری و در نظر گرفتن مقدورات و واقعیتها در تحقق آرمانها و بر بستری از شبکههای اجتماعی به منظور گفتو گو و فهم مشترک استوار میشوند.
این وضعیت متعادل با هدف پرهیز از افراطیگرایی با رفع تبعیض و نابرابری به واسطه توافق و تعامل حداکثری از طریق کمرنگ کردن تمایزات و تعارضات و با نهادینه کردن قانونگرایی در تعاملات سیاسی و با حرکت به سوی غلبه بر عدم تعادلهای ساختاری محقق میشود.
رویکرد اعتدالگرایانه با ماهیت و هویت زن ایرانی هماهنگ است، به آسانی میتوان ردپای ویژگیهایی مانند عاطفهمداری، شکیبایی و مداراگرایی، اخلاقگرایی و نیکرفتاری، سازگاری و پیوندگرایی، هویتمداری و پاسداری از میراث معنوی، توافقگرایی و تفاهممداری را در عملکرد زنان در مدیریت خانواده، محله، گروهها و سازمانهای اجتماعی مشاهده کرد.
میتوان ادعا کرد که پایداری خانوادههای ایرانی تا حدود زیادی متأثر از ماهیت اعتدالگرایانه زنان در حل بحرانها، مسائل و مناقشات عاطفی، اقتصادی و اجتماعی سایه انداخته بر مناسبات خانوادگی است. از سوی دیگر میتوان حضور پررنگ و تعیینکننده این ویژگیها را در اهداف و راهبردهای اعلام شده از سوی جریان اعتدالگرا شناسایی کرد.
با اتکا به اسناد منتشر شده، دولت اعتدال برای پرهیز از خشونت و جنگطلبی برعواطف نوعدوستانه انسانی تکیه میکند، برای مقابله با افراطیگری و دوری از تقابلهای گروهی بر اعتقاد شکیبایی و مدارا انگشت میگذارد و به دلیل تأکید بر توافقگرایی، سیاست گفتوگو را سرلوحه سیاستهای اجرایی خود قرار میدهد.
پیوند گرایی و آشتیجویی مبنای سیاستهای وحدتطلبانه و اولویتبخشی منافع ملی گروههای قومی، سیاسی و اجتماعی مختلف است. هویتمداری و پاسداری از آیینها رویکرد اعتدالیون را در سیاست وحدت کشور در عین وحدت ممکن میسازد و اخلاقگرایی و نیکرفتاری سیاست جریان اعتدال را در احترام به حقوق انسانی تبیین میکند.
اعتدال و دولت اعتدال را میتوان فرصتی برای تحقق نقش واقعی زنان ایرانی در جامعه دانست، این امر مهم در دو محور قابل بررسی است. نخست نقشی که زنان در تحقق و نهادینهسازی رویکرد اعتدال در جامعه ایران دارند و دوم نقش و تأثیر رویکرد اعتدال در تحقق مطالبات و حقوق زنان ایرانی.
در هر محور باید به تحقق سیاستها و رویکردها در چهار سطح میانفردی، میانگروهی، ملی و بینالمللی توجه داشت. در سطح میانفردی زنان میتوانند به دلیل ماهیت اعتدالی خود به تقویت و انتشار احساسات و عواطف نوعدوستانه کمک کنند، البته به دلیل تسلط جریان اعتدالگرا باید از امنیت اجتماعی لازم به دلیل سیاست پرهیز و نفی خشونت و افراطیگری از طرف دولت اعتدال برخوردار شوند.
در سطح میانگروهی زنان میتوانند به دلیل ویژگی آشتیجویانه و پیوندگرایانه خود یا از بروز تعارضهای گروهی و اجتماعی پیشگیری کنند و یا از دامنه و شدت اثرات آن بکاهند. از سوی دیگر بهدلیل تسلط رویکرد گفتوگو و تعاملی دولت از امکان شبکهسازی و ارتباطات گسترده و شبکهای اجتماعی و فرهنگی برخوردار شوند. شبکهای که برای آنها امکان تبادل تجربهها و تعاملات فکری، عاطفی، روانی و اجتماعی را فراهم میکند و موجب توانمندی آنها در مدیریت خانواده و مناسبات اجتماعیشان میشود.
در سطح ملی زنان ایرانی به دلیل وجود ویژگی سازگاری و همزیستی مسالمتآمیز میتوانند از بروز رادیکال جناحی و قومی جلوگیری و در تحقق وحدت ملی نقش مؤثری بازی کنند و از سوی دیگر به دلیل هدف دیگر در غلبه بر عدم تعادلهای ساختاری از تعدیل نابرابریهای ساختاری حاکم بر زندگی زنان برخوردار شوند.
درباره اقداماتی که در سطح بینالمللی میتوان انجام داد، در این سطح ماهیت هویتمدارانه زنان و در عین حال توجهشان به همزیستی هویتها و گروههای مختلف باعث میشود که در تحقق جهانی شدن متکی بر هویت بومی و ملی نقش تعیینکنندهای داشته باشند و حضور هویت ایرانی را در دهکده جهانی ممکن کنند. در همان حال دولت اعتدال به دلیل حمایت از تعاملگرایی سیاسی میتواند شرایط را برای حضور فعال زنان در عرصههای بینالمللی فراهم کند و به فعالیتهای آنان در عرصه جهانی وسعت بخشد.
در دوران اعتدال هنوز در پارهای از موارد بیعدالتی در حوزه زنان و خانواده دیده میشود، زمانی که زنان میخواهند در تحقق اعتدال در جامعه ایران نقش مؤثری ایفا کنند گرفتارعدم توازن و عدم تعادل میان فضای کار و فضای زندگی خود میشوند. با افزایش میزان تحصیلات و حضور آنان در فضای اجتماعی، زنان در جهت تثبیت و ارتقاء موقعیت خود در جامعه تلاش میکنند. برای ایفای نقش مؤثر در تحقق اعتدال زنان باید به نقطه تعادل در مناسبات خانوادگی و عملکرد اجتماعی خود دست پیدا کنند و بر سر دوراهی کار یا زندگی قرار نگیرند. چالش اساسی دولت اعتدالگرا ایجاد موازنه بین کار و زندگی زنان است.
زنان باید بر عدم تعادلهای حاکم بر وضعیت اجتماعی خود فائق شوند، آنان باید نبود موازنه را در جهان زیست خود برطرف کنند. بهعنوان مثال در میزان دسترسی زنان و مردان به فرصتها و منابع ارزشمند جامعه نوعی عدم توازن وجود دارد. زنان به فرصتهای اجتماعی و فرهنگی دسترسی بیشتری دارند؛ این در حالی است که مردان به میزان بسیار زیادی به منابع و فرصتهای اقتصادی و سیاسی دسترسی دارند. با توجه به منافع عینی سرمایهگذاری در زمینه ارتقاء نرخ مشارکت اقتصادی و سیاسی زنان و دسترسی عادلانه آنها به منابع و فرصتهای اقتصادی و سیاسی زنان، سیاستهای دولت اعتدال باید ناظر به گذار از این عدم توازن باشد.
یکی از چالشهایی که جامعه ایرانی اکنون و آینده با آن روبروست تغییرات و آسیبهای نهاد خانواده است. اعتدال باید پاسخگوی چالشهای زنان و خانواده باشد که این مهم با تکیه بر منابعی مانند منابع دینی و استفاده از گفتمانهایی مانند اصولگرایی، اصلاحطلبی و اسلام سنتی امکانپذیر است.
اعتدال یعنی نقد آگاهانه از شرایط موجود جهان و تلاش برای اصلاح وضعیت که در حال حاضر اعتدال در روبرو و پشت سر خود با افراط و تفریط مواجه است و زنان در کشاکش افراط و تفریط به رویکردی چشم دوختهاند که عدالت و توازن جنسیتی را فراهم آورد و در برنامههای توسعه جاری سازد. امیدواریم شاهد تحقق توازن میان واقعیتها و آرمانها باشیم.