شناسه خبر: 3868نسخه چاپی
تاریخ خبر: 1394/2/17 20:36

متن کامل سخنرانی در همایش بزرگداشت رخشان بنی اعتماد - بنی‌اعتماد و قصه‌ها

در نکوداشت رخشان بنی اعتماد امروز انجمن زنان مدیر کارآفرین به برگزاری مراسم نکوداشت بانوی سینمای ایران رخشان بنی اعتماد به عنوان کارآفرین عرصه فرهنگ و هنر همت گمارده است . کارآفرین به معنای خالق اثری هنری و کارآفرین به معنای آفرینش کسب و کار که فصل مشترک هر دو خلاقیت است. درمعنای اول امروزه رخشان به عنوان هنرمندی متعهد که با فرهنگ سازی و بی تفاوت نبودن نسبت به فعل و انفعالات پیرامونی خود مسئولیت آکاهی بخشی را بر دوش می کشد، با خلق آثاری فاخر و معنا گرا یکی ازچهره های ماندگار هنر هفتم به شمار می رود. در معنای دوم امروزه کارآفرینان به عنوان عاملان تغییر و به دلیل برخورداری از عنصر خلاقیت، نوآوری و توانمندی موتور محرکه اقتصاد محسوب و تاثیر مهمی در رشد اقتصادی دارند.البته این اثربخشی با تغییر رویکرد برنامه ریزان از اقتصاد مبتنی برمنابع به اقتصاد مبتنی بر دانش و تحقق اقتصاد دانش بنیان حاصل می آید و در این میان زنان کارآفرین با پذیرفتن ریسک بیشتر و تن دادن به مخاطرات احتمالی و تنها به اتکای استعداد و انگیزه و توان خود نقشی غیر قابل انکاردر رشد و توسعه متوازن، همه جانبه، درون زا و پایدار دارند وبنابراین رخشان به معنای واقعی کارآفرین عرصه فرهنگ و هنر است. او کارآفرینی است که با اعتماد به نفس مثال زدنی ، اعتماد کامل به توان وشایستگی و صلاحیت زنان و دختران سرزمینش را نیز به تصویر می کشد.خانم بنی اعتماد هنری را عرضه می‌دارد که بازسازی واقع‌گرایانه‌ای از زندگی زنان امروز ایرانی است.  تصویری که پیش روی مخاطبان قرار می‌گیرد روایتی منصفانه و صمیمانه از زندگی «گیلانه ها» و «روسری آبی» های این دیار است و هرآن چه  که «زیر پوست شهر» می‌گذرد، روایت دختران و زنانی که فارغ از تعلق‌شان به طبقه یا گروهی خاص در همه جا رد پایی از آنان می توان دید، کافی است چشمانمان را بشوییم و جور دیگر ببینیم، آنها غریبه های آشنای همه ما هستند. لحن انسانی که در آثار مختلف این فیلمساز مبرز موج می‌زند، شیر زنان این دیار را چنان به نمایش در می‌آورد که در سخت‌ترین دوران‌ و در دشوارترین شرایط می‌کوشند با چنگ و دندان، آبرو و حیثیت و کیان خود وخانواده را حراست کنند.زنانی که شناسنامه‌ای روشن دارند و نماینده نسل‌های متفاوتی از زنان و دخترانی‌اند که امیدشان از دست نمی‌رود، از تلاش و تکاپو نمی‌افتند و هیچ گردابی آنها را از رسیدن به آرزوها و آرمان‌هایشان باز نمی‌دارد. بی تردید راز ماندگاری و خوش‌نامی فیلمسازانی از این دست همین نگاه ژرف اجتماعی است. در شرایطی که برخی، زنان را سطحی و سبک و مسلوب الاراده ومنفعل ترسیم می‌کنند تا از ترویج بی‌مایگی و تبلیغ ابتذال، کاسبی کنند و در رویاپردازی و به امید زرق و برق و نوکیسگی، گوی سبقت را از یکدیگر می‌ربایند ، اندک فیلمسازانی هستند که تعهد اخلاقی خود در قبال واقعیت‌های اجتماعی را فراموش نکرده‌اند وهمچنان در پی سینمایی اصیل و هنجاری‌اند که زن ایرانی را آن چنانکه هست نه آنگونه که برخی می‌پسندند، به نمایش در‌آورند و خانم بنی‌اعتماد، بی‌شک یکی از اینان است. هنرمندانی از این دست، در طول سالها به سرمایه‌های گرانقدر اجتماعی بدل می‌شوند. سرمایه‌هایی که می بایست قدر ببینند و در صدر نشینند تا الهام بخش زنان و دختران دیگر باشند. زنانی که هم در زندگی واقعی خود و هم درواقعیات زندگی‌هایی که به تصویر می کشند و بازنمایی می‌کنند، توانمندی بالای زن ایرانی در  را در عرصه های مختلف به فعلیت می‌رسانند. سرمایه‌های اجتماعی که با تلاش فراوان و با سخت‌کوشی به جایگاهی رسیده‌اند که شایسته تجلیل و تدارک چنین محافلی هستند. اینان که دولتشان مستعجل نیست و حال و هوای انسانی و اخلاقی آثارشان سال‌های متوالی بر جان و روانِ مخاطبان چنگ خواهند انداخت و خانم بنی‌اعتماد، بی‌شک یکی از آنهاست.  رخشان بنی اعتماد دو چهره اجتماعی و فردی دارد که پرسوناهایی متفاوت و متضاد نیستند و زندگی شخصی بدون حاشیه و حساسیت آگاهانه وی نسبت به معضلات و دردهای پیدا و پنهان  جامعه ای که در آن زندگی می کند باعث شده است جنس  فیلمنامه ها، کارگردانی ها و مستندهایش، واقعی و ملموس و موفق باشد و البته که اهل هنر و حتی مخاطبان عمومی آثار ایشان به خوبی می دانند که این بالانشینی  در میان بزرگان، بی مایه و استعداد حاصل نمی شود و «چنین نبوده است که به آسانی در یک روز بر صندلی کارگردانی تکیه بزند.» و امروز بسیار خوشحالیم که در محافل عمومی و جهانی  فرهنگی  و هنری، چهره ای از زن موفق و آگاه ایرانی نشان داده است که نه تنها به داوری مسایل درونی جامعه  ایران می نشیند، بلکه بر مسند داوری و انتخاب آثار و افکار دیگر جوامع نیز، تکیه می زند. این نگاه ریزبینانه و موشکافانه و این نزدیکی و آشنایی با کاستی ها و نیازهای جامعه که در آثار و احوال هنرمندان متعهد وجود دارد هزار بار تاثیرگذارتر و قدرتمند تر از هر قانون و تبصره و درس و مطلب و نطق و خطابه و تحلیل است. آیا «گیلانه» کمتر از  بسیاری نطق و خطابه ها و تحلیل و برنامه های  غیر هنری، تأثیر جنگ بر زندگی زنان و مادران آسیب دیده  و نقش بی بدیل زنان در جنگ تحمیلی را نشان داده است؟ آیا «زیر پوست شهر» کمتر از ذره بین کارشناسان و آسیب شناسان پر ادعای  محافل رسمی و دولتی با تمامی بودجه ها و اعتبارات و تشکیلات عریض و طویل ، زیر و بم گره ها و سختی های تنیده شده با تار و پود زندگی مردم را نمایانده است؟ آیا «روسری آبی»  کمتر از هشدارها و تحلیل های خشک و رسمی حقوقی، به شکست های ازدواج های نامتعارف زنان پرداخته است؟ رخشان بنی اعتماد به این هم بسنده نکرده است و در «قصه ها» با آینده نگری و آینده پژوهی از خود نقش یک مددکار اجتماعی پویا را به نمایش گذاشته است که با رصد گری مسایل نگرانی خود را از تبدیل آن به بحران به جامعه تزریق می کند تا با ایجاد حساسیت در سیاستگذاران و برنامه ریزان را توجه آنها را به چاره اندیشی جلب نماید و این شاید مهمترین تفاوت میان رویکرد سلامت محور با رویکرد درمان محور است تا از مبتلا شدن جامعه به سرنوشت نوشدارو بعد از مرگ سهراب پیشگیری نماید.  این نگاه بارها شایسته تقدیر و تمجید است، نگاهش را می ستاییم وتلاش هایش را ارج می نهیم.