شناسه خبر: 3871نسخه چاپی
تاریخ خبر: 1394/9/9 18:43

متن کامل سخنرانی درنشست سازمان های مردم نهاد و بانوان کار آفرین (آبادان؛ 9/9/1394)

ضمن عرض سلام پیشاپیش اربعین حسینی را تسلیت عرض می کنم و آرزوی قبولی عزاداری ها را در این ایام برای همه عزیزان دارم؛ و تشکر می کنم از برگزاری این جلسه که برای خود من مباحثی که مطرح شد پندهای آموزنده ای داشت، ان شاء الله بتوانیم این نظرات، این راهکارها را در برنامه های خودمان به نحو احسن به کار بگیریم و تشکر می کنم از جناب آقای دکتر شهبازی و سرکار خانم محسنی که پیگیری مجدانه ای داشته اند برای برگزاری این جلسه و الان به رغم اینکه ما در شرایط تدوین برنامه ششم هستیم و از دیروز هم که کلیات لایحه بودجه در دولت شروع شده است من ترجیح دادم امروز در خدمت شما باشم، ان شاء الله که سفر پرباری برای همه ما باشد و پر از برکت. من مقدمتاً بحثم را با این موضوع آغاز می کنم که دولت یازدهم دو سال و چند ماه از عمر خود را پشت سرگذاشته و در شرایطی که مسئولیت را تحویل گرفت به رغم اجرای پنج برنامه توسعه ای قبل از پیروزی انقلاب و پنج برنامه توسعه ای بعد از پیروزی انقلاب بررسی مجموعه ابعاد و شرایط توسعه ای کشور از بعد فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی نشان می دهد که هنوز کشور نتوانسته به توسعه ای متوازن و همه جانبه و پایداری که این برنامه ها با آن هدف نوشته شده بوده و به اجرا درآمده دسترسی پیدا بکند، البته در اینکه این برنامه ها واقعاً و صد در صد به اجرا در آمده اند در طول این سالیان جای شک و تردید وجود دارد، چون بررسی ها نشان می دهد که در خوشبینانه ترین حالت حدود 20 الی 30 درصد برنامه های توسعه ای کشور توانسته زمینه های اجرا را پیدا کند. حالا اشکال در کجاست؟ آرمانگرایانه بودن این برنامه ها است و یا کلی گویی در این برنامه ها، این بررسی و آسیب شناسی انجام شده به ویژه الان که در آستانه تدوین برنامه ششم توسعه قرار داریم ؛ ان شاء الله درس بگیریم از این بررسی ها و بتوانیم در برنامه ششم توسعه برای پنج سال آینده کشور یک برنامه واقع بینانه و کاربردی تدوین کنیم که در موضوعات و مسائل مختلف راه حل هایی که ارائه می شود بتواند کار گشا باشد. دولت با روش یا رویکرد اعتدالی که در واقع یک شناخت درست از نیازهای مردم و امکانات و مقدورات کشور است و همینطور یک شناخت درست از عدم توازن هایی که وجود دارد در درجه اول و در درجه دوم با توجه به منافع ملی و با استفاده از خرد جمعی و آینده نگری در این دو سال به نظر می رسد که با یک مدیریت جهادی توانست تا حدود قابل قبولی آرامش و ثبات نسبی را بر کشور حاکم کند، در ابعاد مختلف اقتصادی، سیاست خارجی که مهمترین دستاورد دولت و شاخص ترین دستاورد آن در این دو سال بحث سیاست خارجی است که به عنوان اولویت برنامه های دولت مدنظر قرار گرفت که من وارد بحث نمی شوم و بیشتر سعی می کنم به مباحث اقتصادی بپردازم و بعد هم این را ربط دهم به کارآفرینی و اتفاقاتی که باید در حوزه زنان و خانواده بیافتد. در اقتصاد رویکردی که دولت در پیش گرفت و البته چاره ای هم جز این نداشت این بود که بتواند ضمن اینکه تورم را کنترل می کند چون در یک شرایط بی سابقه رکود تورمی قرار داشت و این را تا حدودی توانست کنترل کند. الان تلاش ها برای خروج از رکود است بسته هایی که دولت ارائه کرده هنوز کاملاً به اجرا در نیامده است و در حال فراهم شدن زمینه های اجرایی است. در واقع ایجاد رونق پایدار اقتصادی، توسعه صادرات غیرنفتی، ایجاد فرصت های شغلی جدید و رفع موانعی که به عنوان مخل و در واقع مزاحم کسب و کار هست و می تواند از بهبود فضای کسب و کار ممانعت کند در دستور کار دولت قرار گرفته است، البته هنوز به وضعیت مطلوب نزدیک نشده ایم. همه این دستاورد ها  و اقدامات در شرایط تحریم در حال انجام است، یعنی هنوز ما به وضعیتی نرسیده ایم که تحریم های ظالمانه و ناعادلانه ای که سالها ملت نجیب و شریف ایران را قربانی خود کرد از سر راه برنامه های دولت برداشته شده باشد؛ در این شرایط یکی از سیاست هایی که مدنظر دولت بوده توجه به ظرفیتی بوده است که در بخش خصوصی و تعاونی ها و همینطور در کارآفرینان کشور وجود دارد برای اینکه به کمک دولت بیایند و در کنار دولت بتوانند این بار بزرگ را از روی دوش دولت بردارند . رویکرد دولت از ابتدا هم بر این قرار گرفت که به سمت کوچک سازی و چابک سازی حرکت بکند چه درتشکیلات و ساختار اداری که این حرکت را شروع کرده و چه در سایر فعالیت هایی که در دستور کار خودش است و البته این به معنای این نیست که وقتی دولتی کوچک می شود بی اهمیت هم می شود این به این معنا است که دولت اموری را که متعلق به خود مردم است به خود مردم واگذار می کند، دولت تسهیل گر است ، دولت قیم نیست و لذا با این نگاه مردم و سازمان های مردم نهاد را نه به عنوان تهدید بلکه به عنوان یک فرصت و نه به عنوان یک رقیب  بلکه به عنوان رفیق و شریک خود می بیند و امیدوار هستیم که این نگاه بیشتر از این زمینه های تحقق پیدا کند و ما در همه برنامه ها و سیاست ها آن را جاری ببینیم . وضعیت دیگری که دولت در پی آن بود بحث آسیب های اجتماعی است یعنی آنچه که دولت تحویل گرفت، البته روندی است که در کشور ما شروع شده است متاسفانه و نمی توانیم آن را به یک دولت و یا دو دولت های قبلی نسبت بدهیم و به نظر می رسد که این روند حاصل عملکرد سالیان سال است که ما را به اینجا رسانده است و اکنون باعث نگرانی همگان شده است؛ بحث بیکاری هم اینجا مطرح می شود که اختلاف نظر است که آیا بی کاری آسیب است یا مسئله است که در جلسه ای هم که اخیراً در حضور مقام معظم رهبری برگزار شد برای ارائه وضعیت اجتماعی کشور یکی از مباحث همین بود که درمورد برخی آسیب های اجتماعی که آنجا مطرح شد اختلاف نظر بود که آیا حاشیه نشینی می تواند فرصت باشد یا بحران است و یا به اصطلاح آسیب است، بیکاری هم همینطور. این آسیبها به ارث رسید به دولت یازدهم و دولت در وضعیتی که قرار داشت با اتخاذ رویکرد اجتماع محور حرکت خود را شروع کرد، اینکه آیا عملا توانسته است این را پیاده بکند هنوز فکر می کنم راه بسیار است، ما همه باید کمک بکنیم که به این هدف دسترسی پیدا بکنیم که بجای سرپوش گذاشتن و بجای اینکه صورت مسئله را پاک بکنیم در بحث آسیب ها با جلب توجهات و با جذب کمک های مردمی و جلب مشارکت مردم که اشاره شد با سوق دادن مردم به خیر جمعی و موسسات خیریه و سازمان های مردم نهاد بتوانیم قدم های جدی را در کنار برنامه هایی که جزو وظایف ذاتی دولت است برداریم و ان شاء الله بتوانیم در کاهش این آسیب ها کمک جدی بکنیم به دولت هرچند که به نظر می رسد اگر مطرح بکنیم رفع آسیب ها و از بین بردن آسیب ها چندان واقع بینانه نیست چون هیچ جامعه ای نتوانسته این ادعا را داشته باشد که بطور کلی ریشه کن کرده باشد، آسیب های اجتماعی را؛ به هرشکل این توسعه نامتوازن که دولت یازدهم درگیر آن است و بخشی از آن در سالهای اخیر تشدید شده است ناشی از تحریم ها و بخشی هم سوء مدیریت هایی که بوده و عدم مدیریت منابع، ما در کشورمان منابع کم نداریم، اما به نظر می رسد که عدم مدیریت درست منابع است که متاسفانه اداره کشور را با مشکل مواجه می کند. مجموعه این فعالیت ها راه را باز می کند برای تحقق شعار اصلی دولت یازدهم که در برنامه های آقای دکتر روحانی هم متبلور شده بود مهمترین شعار ایشان آرامش در سیاست، آسایش در اقتصاد و امنیت در فرهنگ بود که البته در بحث آرامش در سیاست دولت تمام تلاشش را بکار بسته است، هرچند هنوز مطرح می شود که اولویت دادن به سیاست خارجی فرصت لازم را دراختیار دولت نگذاشته است که به سیاست داخلی بتواند بپردازد و ازطرف دیگر برخی حرکت ها و تحرکاتی که مخالفان و منتقدان دولت انجام می دهند تشدید می کند فضا را برای اینکه آرامشی که مد نظر مردم و اکثریت جامعه که رای دادند به این برنامه ها را محقق کند. به هر شکل تلاش ها به سمت این هدف در حال انجام است و سایر موارد مربوط به اقتصاد و فرهنگ هم همینطور و من بیش از این به آن نمی پردازم. از طرف دیگر ما در وضعیتی قرار داریم که برنامه ششم در حال تدوین است تاکیدی که مقام معظم رهبری در تحقق سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی دارند با مولفه هایی که در این سیاست ها ابلاغ شده است؛ درون زا بودن این اقتصاد، دانش بنیان بودن، عدالت محور بودن و مردم بنیاد بودن یعنی بنای اصلی آن باید بر مردم تکیه داشته باشد وقتی ما این مولفه ها را در نظر می گیریم به نظر می رسد که نمی توانیم چشم خود را بر نیمی از سرمایه انسانی کشور یعنی زنان جامعه ببندیم یعنی اگر می خواهیم این سیاست ها و سایر سیاست های کلی زمینه های تحقق پیدا کند حتما باید از تمامی ظرفیت های کشور بهره مند شویم. یکی از ویژگی های رویکرد اعتدال و روش اعتدال که روی دیگر سکه آن عقلانیت است این است که ما از تمامی ظرفیتها برای ایجاد توازن بین واقعیتها و آرمان ها باید استفاده بکنیم. حالا وقتی می گوییم تمامی ظرفیت ها اینجا فقط ظرفیت زنان نیست و در بحث رویکرد اعتدال از تمامی ظرفیت هایی که در جامعه وجود دارد شامل جناح ها گروه ها و تفکرات موجود در جامعه باید بهره ببریم. اگر ما وضعیت موجود را حاصل عملکرد همه تفکرات و همه جناح ها و گروه ها می دانیم که هست و هرکدام سهم خودمان را داریم در به وجود امدن این وضعیت لذا برای تحقق وضعیت مطلوب هم باید مشارکت همه را جلب کنیم و همینطور برای اجرای کامل و تحقق اهداف و آرمان های سند چشم انداز بیست ساله نظام که اتفاقاً سال 94 زمان اجرای این سند به نیمه راه خود رسیده است یعنی ما ده سال آن را پشت سر گذاشته ایم و فقط ده سال دیگر تا ایران 1404 باقی مانده است. در برنامه ششم حتما مستحضر هستید که دولت و سازمان مدیریت برنامه ریزی تأکید بر موضوعات خاصی دارند، یعنی محورهای برنامه ششم چند موضوع خاص خواهد بود که در تعاریفی که ارائه شده اولاً موانع توسعه را بتوانند از سر راه بردارند و بعد هم محرک توسعه باشند؛ آب، محیط زیست، توسعه گردشگری، صندوق های بازنشستگی، توسعه سواحل مکران اینها مواردی است که اعلام شده و قرار است این موضوعات خاص تا سطح برنامه عملیاتی پیش برود و در پنج سال آینده طبق این برنامه عملیاتی توسعه لازم در این محور ها بوجود آید و موضوعاتی که غیرخاص هستند که ما هرچه تلاش کردیم با تعاریفی که ارائه شده بود نتوانستیم موضوع زنان را داخل موضوعات خاص بگنجانیم، قرار است یک برنامه راهبردی داشته باشند و بیشتر از این دولت ورودی نخواهد داشت و خود دولت ابلاغ خواهد کرد و غیر از احکامی که نیاز به مجوز مجلس دارد ما در برنامه ششم توسعه احکام خاصی را نخواهیم داشت و برنامه راهبردی پنج ساله و میان مدتی را دولت ابلاغ خواهد کرد که ان شاء الله بتوانیم از این فرصت برنامه ششم برای گنجاندن مواردی که تا حدودی اینجا اشاره شد و تعیین جایگاه دقیق و شایسته برای مباحث متعدد کارافرینی و اشتغال زایی و مشارکت اجتماعی و تحکیم بنیان خانواده و آنچه که در این حیطه می گنجد بهره لازم را ببریم . حوزه زنان و خانواده هم قطعاً مستثنی از وضعیت کلی جامعه نیست و در زمان تحویل دولت یازدهم نیز تقریباً وضعیت مشابهی حاکم بوده است، آنچه که متمایز می کند از سایر حوزه ها بحث افت شدید سرمایه اجتماعی در این حوزه است؛  همه می دانیم که زنان و جوانان جزو گروه هایی بودند که بیشترین رای را دادند به برنامه های دکتر روحانی که بعضاً آن را رای به تغییر تعبیر کردند. الان برای ارتقای این سرمایه اجتماعی به نظر می رسد که ما باید اهتمام جدی داشته باشیم که ازهمان ابتدای مسئولیتی که در معاونت امور زنان و خانواده بر عهده گرفتم با مشارکت و همکاری بازوان فکری و اجرایی خودمان در دستگاه های اجرایی و دراستان ها به ارتقای سرمایه اجتماعی توجه جدی داشتیم، البته هنوز به وضعیت مطلوب نرسیده است، چون دو سال زمان زیادی نیست برای اینکه ما قضاوت بکنیم درباره عملکرد یک دولت و یک مجموعه و باید زمان لازم را آن مجموعه در اختیار داشته باشد بویژه آنکه بسیاری از اقدامات و برنامه ها در این حوزه بلند مدت است و آثار و نتایج آن در کوتاه مدت خود را نشان نمی دهد و ضمن آنکه خروجی ملموس و مشخصی ندارد ما مثل وزارت راه و شهرسازی نیستیم که مثلا بگوییم چند ماه آینده دویست واحد مسکن مهر را ساخته ایم و تحویل می دهیم و به این شکل هم نیست که ما بتوانیم گزارش مشخص و ملموسی از برنامه ها و اقدامات خودمان ارائه بدهیم . توسعه نامتوازن که اشاره شد را ما در حوزه زنان وخانواده هم داریم و از انواع عدم تعادل ها این حوزه رنج می برد ؛ لذا بر این اساس مطرح کرده ایم که در برنامه ششم و در برنامه پنج سال آینده و بویژه در دو سال باقی مانده از عمر دولت یازدهم ماموریت ما تحقق عدالت جنسیتی است برای رسیدن به تعادلی که باید به وجود بیاید در تمام جنبه های زندگی اشاره شد به مدیریت ها ما این تعادل را در مدیریت ها نداریم الان اگر برگردیم به پیشرفت و دستاوردی که در حوزه آموزش و دانش آموختگی زنان داریم تعداد ورودی هایمان به دانشگاهها و تعداد فارغ التحصیلان دانشگاهی جالب توجه است، اما وقتی برمی گردیم به تعداد مدیران زن و نرخ اشتغال رسمی، ما صرفاً در این سالها درجا زدیم ازنظر نرخ اشتغال حدود 12 و چند دهم درصد که هنوز کمتر از سال 55 است. و از طرف دیگر می بینیم که بخش غیررسمی اشتغال که یک استثمار کامل است و زنان به دلیل اینکه نیروی کار ارزان هستند و به دلیل نیازی که به کار دارند تن می دهند به شغل های کاذب و در بخش غیر رسمی، به سمت زنانه شدن دارد حرکت می کند. این یک واقعیت است که نرخ مشارکت اقتصادی و توانمندی اقتصادی زنان رتبه کشور ایران را در گزارش های شکاف جنسیتی به شدت پایین می آورد. اخیراً مجمع جهانی اقتصاد با انتشار گزارش شکاف جنسیتی اعلام کرد رتبه ایران در بین 145 کشور، 141 است، یعنی ما کمی بالاتر از یمن ، پاکستان، سوریه و چاد ایستادیم هرچند که در شاخص آموزش و بهداشت ما بسیار پیشرفت کردیم و موفق بوده ایم و لی در توانمند سازی سیاسی و اقتصادی زنان جای کار بسیار داریم. یکی از دلایل افت رتبه ما تعداد زنان در مجلس است. در مقایسه با کشورهای اسلامی و منطقه نرخ حضور زنان در پارلمان ایران زیر 3 درصد است، در حالی که در افغانستان و عراق نزدیک 30 درصد 29 درصد، 26 درصد و سایر کشورهای دیگر هم همینطور که این نشان از یک عدم تعادل و اعتدال دارد و ما وقتی صحبت از اشتغال می کنیم و برخی تصورشان بر این است که ما نگاه و رویکردمان این است که زنان را از خانه ها بکشانیم بیرون و نگذاریم به وظایف همسری و مادری خودشان برسند و درواقع قصدمان فروپاشی خانواده هاست در حالی که اصلا این بحث نیست الان اولاً با ظرفیتی و کششی که بخش رسمی و دولتی اشتغال دارد، این انتظار بیجایی است که ما انتظار داشته باشیم تمام فارغ التحصیلان دانشگاهی به استخدام دولتی دربیایند و اشتغال را مترادف با استخدام دولتی ببینیم و این را اصلا نمی توانیم الان در این شرایط مطرح بکنیم ضمن اینکه اشاره کردیم حتی در ساختار و تشکیلات اداری هم دولت به سمت کوچک  سازی دارد حرکت می کند اما چه کنیم با وضعیتی که الان داریم و تعداد روز افزون دختران فارغ التحصیل دانشگاهی و تقاضای بسیار زیادی که برای کار و اشتغال وجود دارد؟ بدون استثنا در تمام سفرهای استانی مراجعاتی که داریم و مکاتباتی که صورت می گیرد  چه از طرف خود خانواده ها و چه دختران عزیزی که فارغ التحصیل شده اند به موازات زنان سرپرست خانواری که نیاز به کار دارند این تقاضا وجود دارد برای اشتغال و همه هم بدون استثناء انتظار دارند یک شغل دولتی و رسمی داشته باشند و با این واقعیت هایی که عرض کردم تنها راه حل سوق دادن این ظرفیت عظیم به سمت کارآفرینی ، توسعه کارآفرینی و افزایش نرخ مشارکت اقتصادی زنان به اتکای این بخش است که اخیرا هم شناسایی ظرفیت هایی که به اصطلاح در کار آفرینی فناورانه وجود دارد و در اقتصاد دانش بنیان که پیش بینی می کنیم حرکت اقتصاد ما ان شاء الله به این سمت خواهد بود، لذا با این نگاه داریم بحث را پیش می بریم. ضمن آنکه معتقد هستیم وظیفه دولت است برای توازن بین کار و زندگی زنانی که الا ن شاغل هستند تدابیری را داشته باشد و کمک بکند به این گروه از زنان که بتوانند همزمان و بطور موازی وظایف و مسئولیت ها و نقش های چندگانه خود را به درستی ایفا بکنند زنی که شاغل است وظیفه اجتماعی که دارد مسئولیتی که دارد در اجتماع بتواند وظیفه مادری و همسری را هم داشته باشد که ما ان شاء الله دربرنامه ششم با همکاری سازمان مدیریت و برنامه ریزی در حال تدوین یک بسته جامع حمایتی هستیم که انواع راهکارهایی که الان در جامعه ما وجود دارد متاسفانه یا ناقص اجرا می شود و یا به اجرا در نمی آید تسهیلاتی که در اختیار زنان شاغل قرار داده شده مثل مرخصی زایمان و یا مهدکودک هایی که ازادارات خارج شده است که اصرار داریم که دوباره برگردد به ادارات باتوجه به اینکه برخی دستگاه ها به بهانه عدم تامین بار مالی حاضر نیستند مرخصی نه ماهه را اجرا بکنند و آنهایی که شش ماهه را اجرا می کنند مابقی را نوزاد بیاید پیش مادر و در واقع آرامش خاطر لازم را مادر داشته باشد. اینها سازوکارهایی هست که در تمام دنیا دارد به آن عمل می شود و از طرف دیگر چه کنیم که این سیاست ها به ضد اشتغال تبدیل نشود و امنیت شغلی زنان را به خطر نیاندازد و چه حمایت ها و مشوقهایی می توانیم در اختیار کارفرما ها بویژه در بخش خصوصی قرار بدهیم که رغبت و تمایل لازم را برای استخدام زنان و بکار گیری زنان داشته باشند و درواقع امنیت شغلی زنان حفظ شود اینها را ما در مجموع داریم بررسی می کنیم که در نهایت به توازن بین کار و زندگی زنان برسیم. پس یکی بحث انواع تعادل ها و توازن ها را مدنظرمان است ازبازار کار گرفته بحث مدیریت ها ، اداره جامعه ، بحث بین کار و زندگی و در نقش های خانوادگی و اگر لازم باشد با بازنگری در قوانین و مقررات که خود سیاست های کلی برنامه ششم این اجازه را به ما می دهد و ابلاغ شده است بتوانیم این برنامه ها را محقق کنیم و اینکه نهایتا بتوانیم به هدف ارتقای سرمایه اجتماعی برسیم که به نظرمان افزایش اعتماد باید در سه سطح صورت بگیرد: یکی اعتماد به نفس است در بین خود زنان. سطح دیگر این است که اعتماد زنان به دولت باید افزایش یابد یعنی اعتماد زنان به دولت باید جلب شود و بالاخره اعتمادی که دولت به زنان باید داشته باشد . ما می گوییم یکبار زنان و جوانان اعتماد خود را به برنامه های دولت نشان دادند و با رای خودشان حماسه سیاسی در 24 خرداد 92 را خلق کردند حالا انتظار این است که در خلق حماسه اقتصادی، اعتماد به ظرفیت و توان زنان و جوانان از طرف دولت و حاکمیت خود را نشان دهد و مجموعه این تحرکات و اقدامات است که نهایتا به ارتقای سرمایه اجتماعی زنان و جوانان در جامعه منجر خواهد شد و این گروه را با حفظ کرامت، حرمت و عزت انسانی و احساس موثر بودن ، کارآمدی، مسئولیت و تعلق خاطر به کشور در مسیر پیشرفت و توسعه کشور قرار خواهد داد و آنها را از سرخوردگی و احساس یاس افسردگی و بی هویتی نجات خواهد داد. با این اقدامات در سالی که با شعار همدلی و همزبانی بین دولت و ملت مزین شده است و بویژه اینجا اشاره بکنم به اینکه در سطح استان ها و شهرستان ها هم ما نیاز جدی داریم به اینکه این همدلی و همزبانی در دستگاه های مختلف وجود داشته باشد تا ما شاهد تحقق برنامه ها و سیاست های دولت باشیم همه ما را امیدوار می کند با شرایطی هم که پس از برجام بوجود آمده تحریمها لغو نشده و ما هنوز به پسا تحریم نرسیده ایم و در عین حال امیدواری که در بین مردم وجود دارد؛ من آخر هفته در مشهد بودم جلساتی را داشتیم با فعالین سیاسی مطرح می شد که هرچند هنوز مردم آثار خدمات دولت را بر سر سفره های خود و معیشتشان شاید احساس نمی کنند ولی بسیار امیدوارند و در عین حال باید تلاش ها بر این باشد که پمپاژ شود این امید آن هم در آستانه انتخاباتی که وجود دارد و مردم باید با نشاط سیاسی و مشارکت بالا در این انتخابات حضور پیدا بکنند بویژه زنان با وضعیتی که خدمتتان عرض کردم حتما باید اهمیت قائل شوند به این مشارکت و حضور جدی داشته باشند و مجلسی که واقعاً درراس امور است و متشکل است از تمامی توان و ظرفیت هایی که درکشور وجود دارد بتوانیم تشکیل دهیم . من برای این شهر مهم که سفر قبلی هم که در خدمت جناب آقای شهبازی بودیم اشاره کردند که شهر اولین هاست و مثال هایی را هم برای من زده بودند و اینجا هم دارند این مثال ها را و این شهری که نماد ایثار و مقاومت است برای همه ما با همه این تلاش ها و برنامه هایی که وجود دارد تبدیل شود به نماد آبادانی و توسعه در کشور و به الگویی برای جلب مشارکت زنان برای تمام کشور  و در این آبادانی و توسعه از ظرفیت و توان زنان آبادانی هم بهره لازم برده شود و درو اقع زنان هم بتوانند در کنار برادران، پدران، پسران و همسران خودشان مشارکت داشته باشند در توسعه و پیشرفت این شهر. من بیش از این وقت جلسه را نمی گیرم و از ورود به جزییات برنامه هایی که ما در دستور کار معاونت داریم خودداری کردم، هم در پرتال معاونت امور زنان و خانواده می توانید دسترسی پیدا بکنید و هم گزارش هایی که ما به کرات اطلاع رسانی می کنیم به جامعه می تواند کمک بکند. ما برای پیش برد اهداف و برنامه های خودمان نیازمند دریافت نظرات و پیشنهادات و راهکارهای همه شما عزیزان هستیم، به ویژه در آستانه تدوین برنامه ششم توسعه. یک سامانه پیامکی را هم راه اندازی کرده ایم، سامانه پیامکی 101 با پیامک می توانید نظرات خود را به ما منعکس بکنید، راه های دیگر هم که به وفوراست و ان شاء الله بتوانیم با بهره مندی از این نظرات قدم های درستی را برای رسیدن به اهداف خودمان برداریم.